نظر سنجی

نظر شما در موردسایت جدید روزنامه امروز خراسان جنوبی چیست؟

wfn_ads

سرخط خبر

wfn_ads

پیام شهروند

سلام ازشهرداربپرسید پارک وحدت مسجد امام حسین (ع)جزء حوزه استحفاظی سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری بیرجند نمی باشد چون روشنایی پارک درشب مانند روشنایی قبرستان نیست لطفامسولین محترم فکری برای آن بردارند

شهرداری محترم بیش ازصد بار پیام دادیم چرا فاطمیه وبهجت آسفالت نشد لطفا به پیامهای ارسالی پاسخ دهید وتاکی باید خاک بخوریم وبخاطر خاکی بودن هزینه گزاف قطعات جلوبندی ولاستیک خودرو پرداخت کنیم

سلام پارک آزادی یکی از مهمترین پارک های بیرجند است چرا نسبت به کاشت چمن در قسمت بهسازی شده آن اقدام نمی شود

سلام چرا با بانک های تجارت و ملت که در اجرای ساخت مسکن محرومان کارشکنی می کنند برخورد نمی شود مردم هم باید با بانک هایی که به فکر مردم هستند قطع ارتباط کنند

سلام کیفیت pdf روزنامه بیرجند امروز خیلی پایین است اصلا خوانده نمیشود

با سلام
بنده برای تزریقات به بیمارستان شهید رحیمی مراجعه کردم و رفتار زشت و پرخاشی ایستگاه پرستاری توسط فردی که انجا بود مواجعه شدم خواهشمندم از مقام مسول ͺ افرادی بهره گیری شود که مشکل دارندعزل و در برخوردبا بیمار رعایت ادب و احترام را داشته باشد

باسلام  لطفا به مسئولین فوق تخصصی بیمارستان رازی بگین اون ابسرکن که کارابگرمکن انجام میده جادر درمانگاه هست جمع کنند چون ما آب سردی از اون دستگاه نمی بینیم لطفا بگین چرا پیگیری نمیشه

از طرحهای عجیب و غریب در بیرجند زیاد اجرا شده مانند پل عابر پیاده ابوذر ابتدای خیابان طالقانی که حیرت جهانیان را برانگیخت. حال طرح میدان اجتماعات گنگ است و نامعلوم لطفا کارشناسی دقیق انجام شود .تعریض خیابان ارتش شفاف و منطقی است.

چراشهرداری مشکلات مردم را بررسی نمیکند معصومیه پایین مدت شش ماه شده خیابان البرز ۸ جلوی مسجدپل راکندن چندبارزنگ زدیم به شهرداری راه عموم مردم است یک پل نمیتوانن درست کنند

سلام خسته نباشیدلطفااگرشهرداری محترم درپیاده روحدفاصل فرهنگسراتاانتهای منازل بلوارصیادشیرازی دو سه نیمکت فلزی یاسیمانی جهت نشستن افرادمسن نصب نمایند بسیاربجاخواهدبود

مهدی اباد (علی اباد داوراباد) مدت زیادی است که با قطعی و ضعیف بودن فشار اب دچار بحران شدید است روشن نشدن ابگرمکن جهت استحمام و واجبات شرعی گناهی است که گریبانگیر شماس.لطفا پشت میزها گره گشا هم باشید

باعرض سلام وخداقوت خدمت فرماندارومدیرراه وشهرسازی عزیز.مردم مهرشهر چندین سال است پیگیرهستندبابت زدن پلی از انتهای کارگران به خیابان۹دی.باتوجه به ترافیک شدید دربلوارشعبانیه و مشکل کمبودامکانات ورفت وآمددرمنطقه مسکن مهر که ده هاهزارنفراز اقشارضعیف شهر زندگی می کنند ودارای خودروشخصی نمی باشند،خواهشمندیم پیگیری بفرمایید،تاهرچه زودتر این مشکل بزرگ ازاقشارضعیف وناتوان این منطقه رفع شود.به امیدخدمات شمابرای محرومان.اجرکم عندا…

سلام مسئولین ……. شما رابه جان عزیزانتان جلوی بدحجابی رابگیرید جوانها بدبخت چکارکنند نمیشود که درخانه زندانی باشند

سلام مادرم نزدیک ۲۰ روز شده در بیمارستان امام رضا(ع) بخش ارتوپد بستری هست و نزدیک ۱۰ روز شده آماده ترخیص هست ولی به دلیل خرابی دستگاه MRi بلاتکلیف ماندیم.لطفا بفرمایید تا کی باید منتظر بمانیم؟

تغییر ساعت کاری ادارات باعث سرگردانی مردم شده است استاندار محترم دستور اصلاح بدهند

wfn_ads

مقاله/ راه های ایجاد اشتیاق در کودک برای حفظ حجاب

مقاله/ راه های ایجاد اشتیاق در کودک برای حفظ حجاب

حوزه خبری:
فرهنگی
موضوع پرونده:
بدحجابی؛ برهنگیِ فرهنگیِ جدید

 

بسیاری از والدین می دانند که عدم رعایت حجاب درست در نوجوانی، بدپوششی و بی‌حجابی یکی از مقدمات اشاعه دیگر ناهنجاری‌هاست.

مطلب پیش رو از نحوه آشنا نمودن کودکان با مقوله حجاب سخن می گوید؛به طوری که کودک خود با اشتیاق به سوی حفظ حجاب گام بردارد.

 

در بخش هایی از این مطلب می خوانید:

“…. پوشاندن لباس های خیلی باز و خیلی تنگ به دختربچه‌ها، آن ها را جذاب و زیبا می کند و گاه مادران مثل یک عروسک با دخترشان برخورد می کنند و از تزیین کردن آن لذت می‌برند، اما نباید فراموش کنند که کودک، خاصه دختر، از حدود سه سالگی باید با حدی از حجاب آشنا شود. باید تفاوت حریم خانه با بیرون از خانه را بداند. تفاوت نوع لباسی که در خانه اجازه استفاده دارد و لباسی که در بیرون از خانه می تواند از آن استفاده کند را بداند و بهتر است با آرامش، لبخند و بدون سختگیری‌های افراطی این مسائل را با کودکمان مطرح کنیم.

«عزیزم، با این لباس چقدر خشگل شدی، ولی می‌دونستی تو دیگه بزرگ شدی و این لباسو فقط توی خونه می‌تونی بپوشی.» ….”

متن کامل مقاله:

مریم کرامتی دولت سرا

چگونه فرزند را با حجاب اشنا کنیم؟

مقدمه:

درونی کردن ارزش حجاب و آشنا کردن کودکان، مخصوصا دختران با ای ضرورت فرهنگی، دغدغه‌ی ارزشمند بسیاری از خانواده‌های ایرانی است. بسیاری از والدین می دانند که عدم رعایت حجاب درست در نوجوانی، بدپوششی و بی‌حجابی یکی از مقدمات اشاعه دیگر ناهنجاری‌هاست.

در کنار این مسئله، حجاب یک واجب شرعی است که برای دختران از نه‌سالگی ضرورت پیدا می کند و خانواده‌ها می‌بایست فرزند خود را برای رعایت آن و عمل به دستور صریح خدا آماده کنند. بالطبع هیچ تربیتی فی‌البداهه و بدون مقدمات رخ نخواهد داد. هر ارزشی که قصد درونی کردنش را داریم نیاز به پیشینه‌ای دقیق و حساب شده دارد که از مجموع چند رفتار، آموزش و … تشکیل شده است. در زیر به چند راهکار ساده جهت آشنایی کودکان با مسئله حجاب خواهیم پرداخت.

 

 

از کودکی شروع کنیم

دختران در نه سالگی نیاز به رعایت تمام و کمال  حجاب دارند. یعنی تنها به این خاطر که ما گمان می کنیم سن‌شان کم است و توانایی آن را ندارند نمی توان از زیر بار یک واجب شرعی شانه خالی کرد. اما اینکه نه سالگی سن واجب شدن تکالیف دینی بر دختران است، نباید همه چیز را به آن سن موکول کرد. یعنی دختربچه‌ای که تا هفت، هشت سالگی هیچ تصور روشنی از حجاب ندارد و حریم‌ها را نمی‌شناسد، نمی تواند یک شبه باحجاب شود.

پوشاندن لباس های خیلی باز و خیلی تنگ به دختربچه‌ها، آن ها را جذاب و زیبا می کند و گاه مادران مثل یک عروسک با دخترشان برخورد می کنند و از تزیین کردن آن لذت می‌برند، اما نباید فراموش کنند که کودک، خاصه دختر، از حدود سه سالگی باید با حدی از حجاب آشنا شود. باید تفاوت حریم خانه با بیرون از خانه را بداند. تفاوت نوع لباسی که در خانه اجازه استفاده دارد و لباسی که در بیرون از خانه می تواند از آن استفاده کند را بداند و بهتر است با آرامش، لبخند و بدون سختگیری‌های افراطی این مسائل را با کودکمان مطرح کنیم.

«عزیزم، با این لباس چقدر خشگل شدی، ولی می‌دونستی تو دیگه بزرگ شدی و این لباسو فقط توی خونه می‌تونی بپوشی.»

 

 

با محجبه‌ها رفت و آمد کنید

کودک به شما نگاه می کند، به رفتار اطرافیانش دقیق می شود و بعید است آن چیزی که شما درصدد حفظ آن نیستید را او حفظ کند. کودکان تقلید می کنند؛ دختربچه‌هایی که چادر به سر می کنند و رو به قبله به تقلید از مادرشان می ایستند، تمرین نماز خواندن می کنند. دختربچه‌ای که مادر و خاله و عمه و مادربزرگ محجبه دارد زودتر و بهتر با مسئله حجاب آشنا می‌شود و آن را می پذیرد.

 

مهربان و خوشتیپ باشید

همان طور که گفته شد کودکان تقلید می کنند، اما کمی که بزرگتر شوند و چشم شان به زیبایی‌ها باز شود و تفکر انتزاعی در آن ها شکل بگیرد، یکی به دو کردن و دلیل خواستن را شروع می کنند. از توضیح دادن و دلایل منطقی آوردن خسته نشوید. در مورد مسئله حجاب و وجوب آن بیاموزید، نکند که دستتان خالی بماند و کودک گمان کند که شما هم برای کارتان و توصیه‌ای که به او می کنید خالی از دلیل منطقی هستید.

در عین حال در رعایت کردن حجاب خودتان، تمیز، مرتب و خوش‌تیپ باشید تا او حین مقایسه شما با افراد غیرمحجبه احساس ضعف نکند. دختربچه‌ها آرایش کردن، لاک زدن، ور رفتن با موها و استفاده از انواع لباس ها و تزیینات را دوست دارند، آن ها را سختگیرانه نهی نکنید، تنها به او حریم را متذکر شوید: «تو میتونی لاک بزنی دخترم ولی وقت نماز باید پاکش کنی، وقتی هم که از خونه میری بیرون بهتره پاکش کنی.» دلایل را هم برای او توضیح دهید. خودتان در خانه مرتب و تمیز و خوش تیپ بوده و الگوی مناسبی برای دخترتان باشید.

 

بلایی به نام ماهواره

اگر کودکتان بدون هیچ قید و بندی شاهد شبکه‌های ماهواره ای  و سریال های ترکی و کره‌ای است و خودتان هم بیننده آن هستید، نباید توقع داشته باشید به حجاب پایبند باشد. این سریال ها، موزیک ویدیوها، برنامه‌ها که گاها جهت‌گیری‌های روشن ضددین و ضدحجاب دارند از کودکان شما یک فرد باحجاب و مقید نمی سازد. او قوه تحلیل ندارد و خیلی زود تحت تأثیر آنچه می بیند و تقلید از آن قرار می گیرد.

 

جشن تکلیف را جدی بگیرید

همانطور که تا قبل از رسیدن به سن نه سالگی، او را با حجاب آشنا ساخته اید و نکات ظریف را رعایت کرده اید باید زمان رسیدن به این سن را طوری برنامه ریزی کنید که او ببیند و درک کند که اتفاق بزرگ و خوشایندی برایش افتاده. همه چیز را به مدرسه و جشن ساده ای که برگزار می کند موکول نکنید. خودتان کیک و شمع مناسب بخرید، دوستان و فامیل را دعوت کنید به او هدیه بدهید و این روز را برایش ماندگار و بامفهوم کنید.

 

لباس‌های رنگی به شما کمک میکنند

دختربچه‌ها عاشق رنگ و تورند و لباسهای بلند و دنباله دارند. از آنها در انتخاب لباسهایشان نظرخواهی کنید. اما در نهایت به او کمک کنید لباسی را انتخاب کند که حجاب و پوشش مناسبی داشته باشد.

 

خاطره بد نسازید

همانطور که توصیه به گرفتن جشن تکلیف و ساختن یک خاطره لذت بخش و خوب کردیم، توصیه میکنیم از رعایت حجاب برای کودک خاطره بد نسازید. بچه‌ها عاشق فعالیت و بدوبدو هستند، دو سه سالگی سنی است که کودک مدام در حال بازی است، اگر او را در این سن مجبور به استفاده از روسری کنید، ممکن است کلافه و بداخلاق شده و خاطره خوشی از روسری در ذهنش نماند. استفاده از روسری و حجاب بلند را کم کم، مقطعی و در مراسمهای دعا شروع کنید.

 

صحبت کنید

با دخترتان به خیابان، رستوران، پارک و هر جای دیگری بروید و درباره حجاب و اثرات خوب آن و بدحجابی و پی آمدهای منفی آن صحبت کنید. در عین حال که او را نترسانید و ضداجتماع بار نیاورید باید در حد سن و سال خودش با معضلات اجتماعی که ریشه در بی حجابی دارند آشنا شود. از دلیل آوردن و آموختن خسته نشوید. ارزش‌اش را دارد. کمی که بزرگتر شد و قدم به سن نوجوانی گذاشت می توانید برایش دلایل محکم‌تر همراه با مصادیق عینی را عنوان کنید.

 

 

 

 

یادداشت شفاهی از دکتر آب‌روشن/ بررسی تاثیر فضای مجازی در بدحجابی زنان

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
بدحجابی؛ برهنگیِ فرهنگیِ جدید

مطلب پیش رو یادداشتی شفاهی از  مصطفی آب روشن، جامعه شناس و عضو شورای مدیریت کار گروه آسیب های اجتماعی ایران است.

وی در این مطلب از نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری ناهنجاری در جامعه از جمله بدحجابی سخن می گوید.

آب روشن لزوم ایجاد شبکه های اجتماعی بومی برای حفظ فرهنگ حجاب رایادآور می شود و شاخصه های آن را بیان می کند.

 

در بخش هایی از این مطلب می خوانید:

“…. پژوهش ها ما را به این نتیجه می رساند که بین استفاده از شبکه های اجتماعی و سبک زندگی و پوشش زنان ارتباط معناداری وجود دارد و بیش از نیمی از جوانان در مقایسه با سایر فعالیت های فراغتی ترجیح می دهند که در شبکه های فعالیت  داشته باشند که این میزان در میان دو جنس زن و مرد تفاوتی ندارد و در واقع مشابه است. گفتنی است که نه تنها شبکه های اجتماعی سبک برقراری ارتباط  میان زنان با جنس مخالف را تغییر داده است، بلکه رفتار آزادانه در فضای مجازی از نظر پوشش و ارتباطات با جنس مخالف، تاثیر معناداری بر نوع و سبک پوشش زنان در جامعه داشته است.

 

با توجه به اینکه ما در یک جامعه اسلامی با هنجارهای دینی زندگی می کنیم و حیا و عفت از مفاهیم بنیادی آن تلقی می گردد، ارتباطات خارج از مدار عرفی و قانونی و بد حجابی را می توان بعنوان پدیده ای ناهنجار تلقی کرد. انحرافات ….”

متن کامل یادداشت:

مستانه تابش

امروزه با گسترش های شبکه های اجتماعی در جامعه شاهد تغییرات  چشمگیری در نگرش افراد هستیم که این مساله از منظر کلان، منجر به بروز تغییرات اساسی در سبک زندگی شهروندان شده است. این شبکه های اجتماعی دنیای مجازی را با زندگی اجتماعی افراد گره زده است و در واقع افزایش ساعات استفاده از شبکه های اجتماعی رابطه معنا داری با سبک زندگی زنان در جامعه دارد.

به عبارتی ۲۰ درصد زنان و ۱۰ درصد از مردان نوع پوشش خود را متاثر از شبکه های اجتماعی می دانند و به این مساله معترف هستند.

رواج پر شتاب و تصاعدی کاربران شبکه های اجتماعی ارتباط همزمانی را میان بخش های وسیعی از مردم جهان ممکن ساخته است و این فرایند جهانی شدن بسیاری از ارزش های  ملی و منطقه ای را بی اثر کرده است. امروز نقش و نفوذ  رسانه های اجتماعی در شکل گیری ساخت سیاسی جوامع را نمی توان نادیده انگاشت.

در دنیای امروزی قدرت الزام آوری و تغییر نگرش و شکل دهی به افکار عمومی در اختیار نهادهایی است که رسانه ها را در اختیار دارد که این واقعیت ما را به اهمیت تاثیر گذاری رسانه  می رساند.

 

 

ذات شبکه های مجازی با ارزش های بومی منافات دارد

پژوهش ها ما را به این نتیجه می رساند که بین استفاده از شبکه های اجتماعی و سبک زندگی و پوشش زنان ارتباط معناداری وجود دارد و بیش از نیمی از جوانان در مقایسه با سایر فعالیت های فراغتی ترجیح می دهند که در شبکه های فعالیت  داشته باشند که این میزان در میان دو جنس زن و مرد تفاوتی ندارد و در واقع مشابه است. گفتنی است که نه تنها شبکه های اجتماعی سبک برقراری ارتباط  میان زنان با جنس مخالف را تغییر داده است، بلکه رفتار آزادانه در فضای مجازی از نظر پوشش و ارتباطات با جنس مخالف، تاثیر معناداری بر نوع و سبک پوشش زنان در جامعه داشته است.

 

با توجه به اینکه ما در یک جامعه اسلامی با هنجارهای دینی زندگی می کنیم و حیا و عفت از مفاهیم بنیادی آن تلقی می گردد، ارتباطات خارج از مدار عرفی و قانونی و بد حجابی را می توان بعنوان پدیده ای ناهنجار تلقی کرد. انحرافات اجتماعی از جمله  معضلات عمده ای است که اکثر جوامع جهانی با آن روبرو هستند، زیرا شبکه های اجتماعی در ذات خود فرهنگ نوینی را تئوریزه می کنند که منافات با ارزش های بومی و منطقه ای دارد و به نوعی این شبکه ها افکار جهانی و سبک زندگی اجتماعات مختلف انسانی را همگن و یکنواخت می کنند که در این راستا ما شاهد کمرنگ شدن کلیه سنت های پذیرفته شده در اکثر مناطق جهان خواهیم بود و در این روند، جامعه ما نیز از آن بی تاثیر نخواهد بود.

 

 

 

لزوم ایجاد شبکه های اجتماعی بومی برای حفظ فرهنگ حجاب

 

دو قطبی شدن سبک زندگی در قالب فیزیکی و مجازی، به معنای جدا شدن  فرهنگ از مشخصه های جغرافیایی است که به آن سنجاق شده است. در واقع کاربران شبکه های اجتماعی تحت تاثیر این ساختارهای ارتباطی، ابعاد جدیدی از اجتماعی شدن را تجربه می کنند که ممکن است با الگوهای اجتماعی شدن در جامعه ما متفاوت باشد.

همانقدر که عضویت در شبکه های اجتماعی که متاثر از  فرهنگ غالب غربی است بالقوه می تواند تاثیرات ناهنجارانه ای بر ذهن جوانان جامعه داشته باشد، به نظر می رسد ایجاد شبکه های اجتماعی بومی و ملی تا اندازه ای می تواند به حفظ ارزش های اسلامی و ایرانی جامعه از جمله حجاب و…. کمک کند.

 

با توجه به موارد یاد شده به نظر می رسد طراحی و راه اندازی شبکه های اجتماعی متناسب با قوانین اسلامی می تواند بعنوان یکی از راهکارها جهت گسترش الگوهای ارزشی حاکم بر جامعه مد نظر قرار گیرد و عضویت در این شبکه ها همانند عضویت در شبکه های غربی تابع ملاحظات و مصوباتی باشد که کاربر را ملزم به رعایت قوانین نماید و در غیر این صورت مطالب خلاف قوانین و سنت های عرفی و اخلاقی  عضو متخلف در شبکه های مجازی حذف گردد که در این حالت می توان انتظار داشت که سبک زندگی ایرانی اسلامی در شبکه های ملی و جهانی تئوریزه و تولید گردد.

 

 

فیلترینگ چاره کار نیست

 

کم رنگ شدن سنت ها و ارزش های عرفی که در قالب رفتارهای کج روانه در جوامع مختلف احساس می گردد مختص جامعه ما نبوده  و اکثر جوامع انسانی با این پدیده نوظهور جهانی روبرو هستند، زیرا ذات شبکه های اجتماعی گفتگو و تضارب آراء هست که به مرور سطح نگرش و اندیشه افراد را به سمت هر الگوی نگرشی که متقاعد کننده به نظر برسد هدایت می کند، لذا در این جنگ نرم و در بستر دموکراتیزه شدن اندیشه های مختلف و متضاد در شبکه های مجازی امکان روبرویی دارند.

هر الگوی ذهنی و فکری که بیشترین تاثیرگذاری را در بین کاربران اینترنتی داشته باشد بیشترین منافع مادی و معنوی را برای آن نظام اجتماعی  به ارمغان خواهد آورد. بدیهی است هر نظام اجتماعی که منفعلانه برخورد کرده و به فیلترینگ و حذف فیزیکی دنیای مجازی بپردازند، هیچ اندیشه و سبکی از زندگی را  به اشتراک نمی گذارند و بیشترین آسیب پذیری، نافرمانی های مدنی و ناهنجاری های اجتماعی را تجربه خواهند کرد.

 

 

 

 

مقاله/ قدرت سایبری در تراز جهانی

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
نیمه دوم شهریور ماه
کلیدواژه‌ها:
مجازی ، سایبری ، جهانی ، ارتباطات

نویسنده در این مطلب با بهره گیری از رهنمود های مقام معظم رهبری در زمینه ی فضای مجازی، راهکارهای رسیدن ایران به جایگاهی جهانی در فضای سایبر را بررسی می کند.

در این نوشتار نکات مد نظر رهبری به صورت خلاصه آورده شده اند و در ادامه راهکار هایی برای دست یابی به اهداف معرفی شده پیشنهاد می شوند.

در قسمت هایی از این مقاله می خوانیم.

«…پس از سخت افزار و نیروی انسانی به موضوع نرم افزار لازم می پردازیم. در صورتی که سخت افزار و نیروی انسانی داشته باشیم باید کار را آغاز کنیم. اما در همان ابتدای کار بایستی از خلاقیت استفاده کنیم. نقش خلاقیت در این جا آفرینش هنری به صورت مخاطب محور است. در واقع دانش و خلاقیت تولید کننده ی محتوای مجازی مخاطب را به خود جذب می کند و اثر عمیقی در ذهن می گذارد. تولید محتوای مجازی نقشی تعیین کننده در میزان موفقیت سیاست های یک کشور در صحنه ی سایبری بین المللی دارد…»

«…برای موفقیت در عرصه ی بین المللی و خارج از مرزها لازم است محتوای ویژه ی مخاطب خارجی را تولید کنیم. بدون شک فعالیت های مجازی هدفمند اما غیر دولتی می تواند بیشترین تاثیر را داشته باشد. هم اکنون محتوایی بسیار مختصر و به صورت خودجوش توسط علاقمندان تولید می شود. با توجه به استفاده ی گسترده ی کشور های منطقه از شبکه های اجتماعی با زبان های انگلیسی ، عربی و ترکی ، می توان گفت محتوای تولید شده در کشور ما بسیار اندک یا در حد صفر است…»

متن کامل یادداشت:

محمد امین هاشمی

از ابتدای آفرینش بشر، ارتباط میان انسان ها شکل گرفت و با گذشت زمان نوع این ارتباطات متحول شد. با پیشرفت وسایل زندگی و جنگ افزارها، ابزارهای ارتباطی جدید جای خود را در جامعه ی بشری باز می کردند. از ابتدای قرن بیستم و اختراعات پیاپی در زمینه ی الکترونیک، ابزار های ارتباطی نیز نقشی راهبردی در زندگی بشر ایفا کردند به طوری که عصر جدید، عصر ارتباطات نام گذاری شد. این نقش به حدی مهم بود که ارتباطات وارد تمام امور زندگی انسان ها از جمله جنگ شد. در حالی که زمانی داشتن سلاح های بهتر نشان دهنده ی قدرت بیشتر بود، هم اکنون داشتن اطلاعات بیشتر و ارتباطات قوی تر مؤلفه ی اصلی قدرت محسوب می شود. قدرت سایبری امروزه از اصلی ترین مؤلفه های قدرت نرم برای هر کشور است.

با شکل گیری فضای مجازی و تاثیرگذاری آن بر همه ی امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توجه همه داعیه داران قدرت جهانی به این عرصه جلب شده است. فضای مجازی به حدی اهمیت یافته که کنترل و میزان تاثیرگذاری بر مردم از این طریق قابل اجراست. ایجاد یک فرهنگ جدید در مردم، واژه سازی، به راه انداختن شورش و نا فرمانی مدنی، ترور شخصیت ها، پخش شایعات، همفکری هزاران نفره در جلسه ی مجازی، از کارکردهای مشهود  فضای مجازی در سال های اخیر بوده اند.

در ایران مقام معظم رهبری با درک و بینش عمیق خود شورای عالی فضای مجازی را در سال ۱۳۹۰ راه اندازی کردند. ایشان در رابطه با تاسیس این نهاد فرمودند: «گسترش فزاینده فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی به‌ویژه شبکه ی جهانی اینترنت و آثار چشمگیر آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و لزوم سرمایه گذاری وسیع و هدفمند در جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از آن در جهت پیشرفت همه‌جانبه ی کشور و ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم و همچنین ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از آن اقتضا می‌کند که نقطه ی کانونی متمرکزی برای سیاست‌گذاری و تصمیم گیری و هماهنگی در فضای مجازی کشور به وجود آید. به این مناسبت شورای عالی فضای مجازی کشور با اختیارات کافی به ریاستِ رئیس جمهور تشکیل می‌گردد و لازم است به کلیه ی مصوبات آن ترتیب آثار قانونی داده شود. »

ایشان همچنین در دیدار با اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی با اشاره به تأثیرگذاری گسترده‌ی فضای مجازی به عنوان یک قدرت نرم فوق‌العاده در عرصه‌های مختلف از جمله فرهنگ، سیاست، اقتصاد، سبک زندگی، ایمان، اعتقادات دینی و اخلاقیات، بر لزوم طراحی مناسب و دقیق برای حفظ حریم امنیت فکری و اخلاقی جامعه در این عرصه تأکید کردند و افزودند: لازمه‌ی حضور فعال و تأثیرگذار در فضای مجازی، «تمرکز در تصمیم‌گیری»، «جدیت در اجرا بدون از دست دادن زمان»، «هماهنگی میان دستگاه‌ها» و «پرهیز از موازی‌کاری و تعارض» است.

شکی نیست که هدف ایشان رسیدن ایران به جایگاه یک قدرت سایبری در تراز جهانی است. رهبر معظم انقلاب ده نکته ی کلیدی را خطاب به شورای عالی فضای مجازی بیان کرده اند که در ادامه کلید واژه های را مرور می کنیم.

  1. پرهیز از موازی کاری
  2. تمرکز تصمیم گیری در مرکز ملی فضای مجازی
  3. ارتقای جمهوری اسلامی ایران به قدرت سایبری در تراز جهانی
  4. توجه به صنایع مرتبط با فضای مجازی
  5. راه اندازی شبکه ملی اطلاعات
  6. سالم سازی و حفظ حریم شخصی در فضای مجازی
  7. مقابله با تهاجم فرهنگی
  8.  توجه به اقتصاد دانش بنیان در فضای مجازی
  9. بهبود محتوا در فضای مجازی
  10. تدوین و تصویب قوانین مورد نیاز در فضای مجازی

اکنون این وظیفه ی سنگین بر عهده ی شورای عالی فضای مجازی گذاشته شده است تا در نقشه ی راه تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری گام بردارد. برای رسیدن به هدف تبدیل ایران به یک قدرت سایبری جهانی باید در مسیری حرکت کنیم که بتوانیم کمبودها را برطرف و نقاط قوت خود را برجسته تر کنیم. موارد زیر راهکارهایی هستند که می توانند شرط لازم برای رسیدن به جایگاه قدرت سایبری جهانی می باشند.

  1. سخت افزار :

برای حضور و تداوم در عرصه ی سایبری بین المللی ابتدا به سخت افزار نیرومند نیاز داریم. سخت افزار های الکترونیکی مربوط به فضای سایبری به مثابه ی سلاح های ما در جنگ هستند. بدون داشتن سلاح نمی توانیم به جبهه ی جنگ برویم و امیدوار بودن به سلاح هایی که از بیگانگان به ما می رسد نیز عاقلانه نیست. زیرا هر زمان ممکن است این جریان تدارکاتی قطع شود. تجربیات گرانبهای کشور در جنگ و تحریم نشان داده اند که خودکفایی در بخش های حیاتی الزامی است.

امروزه فضای سایبری، دنیای اطلاعات، رسانه ها و تجهیزات وابسته به آن ها نیز تبدیل به اموری حیاتی شده اند زیرا به راحتی بر فرهنگ، سیاست ، اقتصاد و اجتماع تاثیر می گذارند. ایجاد سرور های قدرتمند، زیرساخت های لازم برای اینترنت پرسرعت ارزان، سیستم عامل ملی، شبکه داخلی فراگیر و تلاش برای انتقال سرور های اینترنت به داخل کشور از جمله اموری هستند که زیر ساخت های لازم برای قدرتمند شد در عرصه ی سایبری را فراهم می کنند.

 

2. نیروی انسانی :

پس از مساله ی سخت افزار نوبت به موضوع نیروی انسانی می رسد. خوشبختانه ایران از هر لحاظ و در همه ی رشته ها از لحاظ منابع انسانی قوی است و استعداد های بالقوه و بالفعل زیادی در کشور وجود دارد. میلیون ها نفر در ایران به فضای مجازی دسترسی دارند و عده ای کمتر به تولید محتوی می پردازند. در این جمع عده ی زیادی از علاقمندان و دوستداران انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. ساماندهی این فعالان عرصه ی فضای مجازی می تواند همه ی آن ها را در یک جهت و در یک راستا قرار دهد و شکی نیست که در این حالت بازویی قدرتمند و مردمی برای توان سایبری کشور ایجاد خواهد شد. تجربه ی موفق بسیج که امروزه در حال صادر شدن به محور مقاومت است می تواند در عرصه ی مجازی نیز تکرار شود. بدین ترتیتب در مقابل جریان نظام سلطه که یکباره و به طور هماهنگ در فضای مجازی هجوم می آورند لشکر به هم فشرده و متحدی از فعالان مجازی قرار می گیرد.

۳. نرم افزار :

پس از سخت افزار و نیروی انسانی به موضوع نرم افزار لازم می پردازیم. در صورتی که سخت افزار و نیروی انسانی داشته باشیم باید کار را آغاز کنیم. اما در همان ابتدای کار بایستی از خلاقیت استفاده کنیم. نقش خلاقیت در این جا آفرینش هنری به صورت مخاطب محور است. در واقع دانش و خلاقیت تولید کننده ی محتوای مجازی مخاطب را به خود جذب می کند و اثر عمیقی در ذهن می گذارد. تولید محتوای مجازی نقشی تعیین کننده در میزان موفقیت سیاست های یک کشور در صحنه ی سایبری بین المللی دارد. جذب ، تربیت و آموزش و نحوه ی به کارگیری نیروهای حاضر در عرصه ی مجازی به شدت بر محتوای تولید شده اثر می گذارد و خود نیازمند برنامه ریزی کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت است.

۴. تولید محتوای مخصوص خارج از کشور :

برای موفقیت در عرصه ی بین المللی و خارج از مرزها لازم است محتوای ویژه ی مخاطب خارجی را تولید کنیم. بدون شک فعالیت های مجازی هدفمند اما غیر دولتی می تواند بیشترین تاثیر را داشته باشد. هم اکنون محتوایی بسیار مختصر و به صورت خودجوش توسط علاقمندان تولید می شود. با توجه به استفاده ی گسترده ی کشور های منطقه از شبکه های اجتماعی با زبان های انگلیسی ، عربی و ترکی ، می توان گفت محتوای تولید شده در کشور ما بسیار اندک یا در حد صفر است.

۵. حمایت از تولیدات مجازی :

با استفاده از قانونی مشابه کپی رایت یا حق تکثیر می توان از فعالان عرصه ی تولید محتوای مجازی بهتر حمایت کرد. البته لازمه این قانون ساماندهی و نظام مند کردن امر تولید محتوای مجازی در کشور است.

۶. ورود به فاز تهاجمی در عرصه ی بین المللی :

پس از آغاز کار بین المللی و تولید محتوای ویژه مخاطبان در نقاط گوناگون جهان و به زبان های مختلف،  با استفاده از به راه انداختن موج های مجازی به ویژه در شبکه های اجتماعی علاوه بر خنثی سازی توطئه های گوناگون دشمن می توانیم وارد فاز تهاجمی شویم. از آن جا که نقاط منفی و دد منشی در تاریخ دشمنان ما به وفور یافت می شود می توانیم با استفاده از آن ها جبهه ی باطل را به خوبی به حق طلبان جهان معرفی نماییم.

۷. تمرکز در فرماندهی:

تمام این اهداف در صورتی محقق خواهند شد که فرماندهی واحدی در جبهه ی مجازی کشور وجود داشته باشد و همه ی فعالان ضمن آگاهی به وظیفه ی خود از فرمانده حرف شنوی داشته باشند.

به نظر می رسد نکات مذکور سهل ممتنع اند، بدین معنا که در سخن بسیار آسان است اما در عمل بسیار مشکل و هزینه بر هستند. اما باید در نظر داشت که هر گونه هزینه در امر فضای مجازی اگر در جای درست انجام شود در واقع سرمایه گذاری برای آینده خواهد بود. همان طور که چند بار بیان شد فضای مجازی به شکل پیچیده ای با سیاست ، امنیت ، فرهنگ و اقتصاد در رابطه است. با پیشرفت در فضای مجازی اگر موفق به مهار توطئه ی دشمن در جنگ سایبری بشویم موفقیت بزرگی به دست آورده ایم. اما اگر بتوانیم علاوه بر دفاع از خود به دشمن ضربه بزنیم کار بسیار بزرگ تری انجام داده ایم. پس شایسته است همراه با حرکت دنیا به سوی جهانی شدن در ارتباطات به جای انفعال و حصار کشیدن به دور خودمان، سوار بر جریان شده و ضمن بهره بردن از منافع آن به قدرتی جهانی در فضای سایبر تبدیل شویم.

 

 

 

 

 

مقاله/ افزایش سن ازدواج و امکان تجرد قطعی/ فکر ازدواج را خط نزن!

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
تبعات افزایش سن ازدواج

در مقاله به تعریف درست و واقعی «تجرد قطعی» پرداخته شده و تأثیری که افزایش سن ازدواج در این مسئله می‌گذارد مورد ارزیابی قرار می گیرد.

«در جوامع مختلف و در میان انواع تمدن‌ها، افراد هر فعالیتی را که بخواهند آغاز کنند، بسته به کلیه شرایط، پیشینه، عرف و شرع، زمان‌بندی خاصی وجود دارد. به عنوان مثال، فرد نمی‌تواند در شرایط معمولی در سن بیست سالگی به کلاس اول برود، البته شدنی است، اما ساعت اجتماعی و زمانش گذشته است. برای شغل، ازدواج، تحصیل، فرزندآوری و … نیز ساعات اجتماعی متفاوتی وجود دارد. این ساعات معمولا یک محدوده سنی روشن و تعریف شده را دربرمی‌گیرد که به آن ساعت اجتماعی می گویند»

«به گفته روانشناسان و جامعه‌شناسان، برای «تجرد قطعی» نمی‌توان یک تعریف کلی و کلاسیک در نظر گرفت یا به آن به عنوان یک مفهم حقوقی نگریست. «تجرد قطعی» یک مفهمم ذهنی است. این یعنی چه؟ یعنی اینکه ممکن است فردی سن متعارف ازدواج را هم رد کرده باشد، اما همچنان فکر ازدواج و برنامه‌ای برای آن داشته باشد، این فرد هرگز در دسته‌ی مجردین قطعی قرار نخواهد گرفت.»

متن کامل مقاله:

نویسنده: فاطمه سعادت فرد

 

 

مقدمه:

آمارها نشان میدهد که تعداد مجردان در هر دو جنس، زیاد است. زیاد که می‌گوییم منظورمان به نسبت سال‌های قبل و جامعه ایرانی است. در سال ۹۴ سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد که حدود پنج میلیون و نیم مرد مجرد در محدوده سنی ۲۰ تا ۳۴ سال داریم و تقریبا همین تعداد زن در محدوده سنی ۱۵ تا ۲۹ سال وجود دارند که مجردند و هرگز ازدواج نکرده‌اند. کسانی که این محدوده سنی را رد کرده‌اند و هنوز مجردند ۳۲۰ هزار مرد و ۹۸۰ هزار زن هستند. در خبرها عنوان می شود که برای این تعداد افرادی که سن متعارف ازدواج را رد کرده‌اند، زنگ خطر «تجرد قطعی» به صدا درآمده است. تجرد قطعی چیست؟ آیا یک تعاریف روشن و کامل دارد که بتوان به راحتی افراد را در این دسته جای داد؟ آیا افزایش سن ازدواج بر تجرد قطعی تأثیر دارد؟ در ادامه به این سوالات پاسخ خواهیم داد.

 

 

ساعت اجتماعی چیست؟

در جوامع مختلف و در میان انواع تمدن‌ها، افراد هر فعالیتی را که بخواهند آغاز کنند، بسته به کلیه شرایط، پیشینه، عرف و شرع، زمان‌بندی خاصی وجود دارد. به عنوان مثال، فرد نمی‌تواند در شرایط معمولی در سن بیست سالگی به کلاس اول برود، البته شدنی است، اما ساعت اجتماعی و زمانش گذشته است. برای شغل، ازدواج، تحصیل، فرزندآوری و … نیز ساعات اجتماعی متفاوتی وجود دارد. این ساعات معمولا یک محدوده سنی روشن و تعریف شده را دربرمی‌گیرد که به آن ساعت اجتماعی می گویند. ساعت اجتماعی برای ازدواج، خاصه ازدواج دختران، بسیار پراهمیت است. درست است که ازدواج یک مسئله‌ایست که به هر دو جنس مربوط می‌شود و تأخیر در آن برای مردان هم دغدغه ایجاد می کند، اما معمولا در این مورد، زنان آسیب‌پذیرترند و بیشتر برایشان مسئله است، تا آنجا که آنها را به ورطه افسردگی و ناامیدی بکشاند.

 

تجرد قطعی چیست؟

به گفته روانشناسان و جامعه‌شناسان، برای «تجرد قطعی» نمی‌توان یک تعریف کلی و کلاسیک در نظر گرفت یا به آن به عنوان یک مفهم حقوقی نگریست. «تجرد قطعی» یک مفهمم ذهنی است. این یعنی چه؟ یعنی اینکه ممکن است فردی سن متعارف ازدواج را هم رد کرده باشد، اما همچنان فکر ازدواج و برنامه‌ای برای آن داشته باشد، این فرد هرگز در دسته‌ی مجردین قطعی قرار نخواهد گرفت. صرف جور نشدن شرایط یا نداشتن خواستگار و پیدا نکردن مورد مناسب، از فرد مجرد قطعی نمی‌سازد. مجرد قطعی به کسی میگویند که فکر ازدواج و امید به آن از هر نظر در ذهنش خط خورده باشد. چنین افرادی معمولا مجردان خودخواسته هستند. یعنی «مجرد قطعی» به کسانی اطلاق می شود که خودشان تصمیم گرفته‌اند ازدواج را منتفی اعلام کنند. منتهی کسانی که سن متعارف ازدواج را رد می‌کنند و موقعیت‌هایشان یکی یکی از دست می رود و گزینه‌هایشان خود به خود محدود می‌شود، امکان پیوستن به گروه مجردین قطعی که فکر ازدواج را هم خط می زنند بسیار زیاد است.

 

افراط و تفریط

در گذشته‌ی نه چندان دور در همین جامعه و کشور خودمان، اگر دختری بیست سال را رد می کرد و مجرد بود، زیر نگاه پرسشگرانه، تحقیرآمیز و کلمات توهین آمیزی همچون «ترشیده» خرد می‌شد. این نگاه افراطی باعث می شد که فرد تنها به مسئله ازدواج فکر کند و گاه دست به انتخابهایی بزند که با هیچ کدام از معیارهای شخصی و خانوادگی اش همخوانی نداشت. اما با گذشت فقط چند دهه به دیدگاهی تفریطی رسیدیم. دیدگاهی که در پی فراهم آمدن حضور زنان در جامعه و امکان تحصیل و فعالیت‌های گسترده اجتماعی، به وجود آمد. زنان گمان کردند با وجود امکان تحصیلات عالیه و داشتن شغل و درآمد مستقل دیگر نیازی به مردا ندارند، ازدواج امری دست و پاگیر و مانع پیشرفت به حساب آمد و بسیاری از زنان و حتی مردان آن را به سالهای انتهایی بیست سالگی و پس از اتمام تحصیلات عالیه موکول کردند. حالا تعداد زنان تحصیل کرده زیاد شده، آنهایی که شغل دارند و دستشان توی جیب خودشان است. تحصیلات، پیدا کردن شغل و استقلال مالی، توقعات و در پی آن سن ازدواج را بالا برده است و بالا رفتن سن ازدواج یعنی کاهش روز افزون موقعیت و شرایط مناسب ازدواج و این یعنی نزدیک شدن به «تجرد قطعی»!

 

آسیب‌ها

هرچه سن ازدواج بالاتر برود، آسیب‌ها بیشتر گریبا فرد و جامعه‌اش را می گیرید. از جمله آسیب‌های شخصی و روحی در بالا رفتن سن ازدواج، بحث افسردگی است. فرقی نمی کند شما مجردی باشید که خودتان تجرد را انتخاب کرده اید یا مورد مناسب‌تان را پیدا نکرده اید و مجرد مانده اید، در هر صورت تجرد پیامدهایی با خود دارد که روح و روان فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. منهای مباحثی همچون احساس سرباری بودن، ناامیدی، بی‌فایدگی و .. فشار نیازهای جنسی نیز، فرد را دچار مشکلاتی خواهد کرد که یکی از آنها افسردگی‌ست. متأسفانه هر چه سن ازدواج بالاتر می رود افراط و تفریط‌ها بیشتر خودشان را نشان میدهند، فرد برای رهایی از فشار اجتماعی ممکن است تن به ازدواجی کاملا اشتباه بدهد یا آنقدر سخت گیر بشود که نتواند هیچ کسی را به عنوان همسر بپذیرد و دچار وسواس در انتخاب شود. افرادی که تا سنین بالا مجرد می مانند هم خودشان دچار مشکل می شوند هم جامعه‌شان را دچار مشکلاتی میکنند. بالا رفتن سن ازدواج و امکان تجرد قطعی اولین خطرش به وجود آمدن انحرافات جنسی در جامعه و بی‌بندوباری روابط است.

 

 

تجرد قطعی و بلاتکلیفی جامعه

در برخی از جوامع تجرد قطعی، خاصه تجرد قطعی دختران به رسمیت شناخته می شود به طور مثال لبنان با آمار حیرت‌آور هشتادوپنج درصدی بالاترین میزان مجردان قطعی را دارد. در چنین جامعه‌ای این مسئله آنقدرها قبیح به حساب نمی آید. اما در جامعه‌ی ایرانی که هنوز مجرد ماندن دختران تا سنین بالا نگاه‌های پرسشگرانه و تحقیرآمیز دیگران را برمی‌انگیزد و هیچ کسی حتی نهادهای دولتی آنها را به رسمیت نمی شناسند، فقط فرد و جامعه را دچار بلاتکلیفی میکند. مسئولین دولتی نمی دانند با در نظر گرفتن امکانات ویژه چنین افرادی باعث تشویق جوانان به مجرد ماندن می شوند یا تنها از این مسئله قبح‌زدایی میکنند تا این افراد بتوانند با ذهن آرامتری روزگار بگذرانند. زن یا مردی را تصور کنید که بخواهد به تنهایی خانه‌ای اجاره کند؛ نتیجه مشخص است، کمتر کسی حاضر می شود به او خانه بدهد. علاوه بر این کافی است اطرافیان این افراد متوجه تجردزیستی آنها شوند، نگاه‌ها در چنین شرایطی برای هم روشن و آشناست.

 

 

 

مقاله/ تاخیر در ازدواج و آسیب‌های شخصی و اجتماعی

حوزه خبری:
اجتماعی
زیر تیتر:
بررسی آسیب‌های فردی و اجتماعی افزایش سن ازدواج
موضوع پرونده:
تبعات افزایش سن ازدواج

نویسنده در این مقاله به اثرات منفی افزایش سن ازدواج بر روی فرد و جامعه می‌پردازد:

«با زیاد شدن سن ازدواج در جامعه و به دنبال آن سیاست‌های غلط که از اواخر دهه شصت آغاز شده، میل به فرزندآوری در زنان کاهش یافته و زوج‌ها به تک فرزندی یا داشتن دو فرزند اکتفا کرده‌اند. موضوعی که باعث شده نگرانی برای پیر شدن جمعیت ایران تا پنجاه سال آینده افزایش یابد جمعیتی که به مرور انرژی آنها کم شده و دچار کهولت می‌شوند، نمی‌توانند تاثیر مثبتی بر جامعه گذاشته و با کم شدن نیروی جوان، نیروی کار و انگیزه برای ایجاد اشتغال کم شده و از نظر اقتصادی ضربه سنگینی بر پیکر جامعه وارد می‌شود. همچنین میل به آموختن و کسب دانش‌های جدید در افراد کهنسال کمتر از جوانان است و همین باعث پسرفت کشور از نظر علمی خواهد شد. از نظر اجتماعی نیز شاهد جامعه‌ای بدون نشاط و با افراد سالخورده خواهیم بود»

خطر به دنیا آمدن فرزندان معلول در ازدواج‌ در سنین بالا بسیار زیاد است:

«به دنیا آمدن فرزندان دارای معلولیت و عقب افتادگی یکی از خطرات جدی ازدواج دیرهنگام است. زیرا جنین با وجود سن بالای مادر و بیماری‌های احتمالی وی امکان رشد مناسب نخواهند یافت. تولد چنین فرزندانی به خصوص در مادرانی با سن بالا سلامت خانواده‌های ایرانی‌ را به شدت تهدید می‌کند»

متن کامل مقاله:

 

نویسنده: محدثه انسی‌نژاد

 

مقدمه:

ازدواج یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی هر فرد است. همه افراد در زندگی خود نیازمند دوست داشتن و دوست داشته شدن هستند. محبتی که موقتی و گذرا نباشد و آنها را دوباره به سمت تنهایی سوق ندهد. علاوه بر این نیازهای درونی و بیرونی، کشش  به سمت جنس مخالف را بیشتر می‌کند و بهترین راه حل برای جوابگویی به این نیازها ازدواج است.

ازدواج درست و به موقع باعث تربیت درست نسل‌های بعدی، سلامت و امنیت جامعه است و در مقابل ازدواج نادرست و یا تاخیر از آن تبعات جبران ناپذیری برای یک جامعه به همراه دارد.

نگاهی به دلایل تاخیر در ازدواج:

روابط دوستانه دختر و پسر

بی‌شک یکی از دلایل مهم تاخیر در ازدواج در جوانان امروز ارتباط آزادانه با جنس مخالف است. این ارتباط موجب می‌شود که بخشی از نیازهای آنها برطرف شده و از میل آنها به ازدواج کاسته شود. همچنین محافظه کار شدن نسبت به ازدواج، شکل‌گیری تصورات منفی از ازدواج و جایگزینی این روابط به جای ازدواج -به عنوان مثال در ازدواج سفید- به لحاظ ریسک پذیری کمتر روی دیگر این ماجراست که نمی‌توان از آن غافل شد.

بیکاری جوانان

از دلایل دیگری که باعث تاخیر در ازدواج شده و در جامعه فعلی ما بسیار فراگیر است می‌توان به بیکاری اشاره کرد. افراد بیکار فاقد اعتماد به نفس و پشتوانه مالی هستند و ترجیح می‌دهند فرد دیگری را درگیر شرایط بد اقتصادی خود نکنند و باعث بلاتکلیفی او نشوند.

سخت گیری‌ها و رسم و رسومات غلط

از عواملی که موجب وحشت جوانان از ازدواج می‌شود می‌توان به رسم و رسومات غلط، سخت‌گیری‌های بی مورد و پررنگ شدن موضوع تجملات در ازدواج اشاره کرد. مهریه‌های بالا، جهیزیه‌های گران قیمت و غیرضروری، مراسم عروسی تجملاتی و به طور کلی لای منگنه قرار دادن دختر و پسر شروع زندگی مشترک را به حدی برای آنان سخت می‌کند که ترجیح می‌دهند تا جایی که می‌توانند ازدواج‌شان را به تاخیر بیندازند.

تاثیر تاخیر در ازدواج و آسیب‌های شخصی و اجتماعی:

وقتی جامعه به سمت پیر شدن پیش می‌رود

با زیاد شدن سن ازدواج در جامعه و به دنبال آن سیاست‌های غلط که از اواخر دهه شصت آغاز شده، میل به فرزندآوری در زنان کاهش یافته و زوج‌ها به تک فرزندی یا داشتن دو فرزند اکتفا کرده‌اند. موضوعی که باعث شده نگرانی برای پیر شدن جمعیت ایران تا پنجاه سال آینده افزایش یابد.

جمعیتی که به مرور انرژی آنها کم شده و دچار کهولت می‌شوند، نمی‌توانند تاثیر مثبتی بر جامعه گذاشته و با کم شدن نیروی جوان، نیروی کار و انگیزه برای ایجاد اشتغال کم شده و از نظر اقتصادی ضربه سنگینی بر پیکر جامعه وارد می‌شود. همچنین میل به آموختن و کسب دانش‌های جدید در افراد کهنسال کمتر از جوانان است و همین باعث پسرفت کشور از نظر علمی خواهد شد. از نظر اجتماعی نیز شاهد جامعه‌ای بدون نشاط و با افراد سالخورده خواهیم بود.

تنها در خانه

البته در این بین نباید از آسیب‌های تک فرزندی بودن بر جامعه به سادگی عبور کرد. موضوعی که در دین اسلام بسیار بر آن تاکید شده و حتی با تک فرزندی مخالفت نیز شده چرا که یکی از دلایل اصلی ذکر شده در ازدواج در قرآن کریم تکثیر نسل عنوان شده است.

در خانواده‌هایی که صاحب یک فرزند هستند به خواسته‌ها و مطالبات فرزند بسیار توجه شده و سعی در برآورده کردن خواسته‌های نامعقول فرزند نیز می‌شود. حمایت همیشگی والدین از فرزند و توجه به او باعث می‌شود که وی در جامعه قدرت مقابله با مشکلات را از دست بدهد و نتواند بعد از هر شکستی به مسیر خود ادامه دهد. بچه‌هایی که خواهر و برادر ندارند نمی‌توانند بسیاری از مهارت‌های اجتماعی شدن را بیاموزند، آنها مجبور هستند که دوران کودکی خود را در خانه، نه در کنار هم سن و سالان خود که در کنار بزرگسالان طی کنند.

به همین دلیل آنها کودکی و نوجوانی خوبی را تجربه نخواهند کرد و یک باره به بلوغ زودرس خواهند رسید. همچنین در چنین بچه‌هایی میل به انزا، افسردگی، فرار از ارتباط برقرار کردن با همسالان و پناه آوردن به تنهایی بیشتر است. در خانواده‌های دارای یک فرزند میزان علاقه و ارتباط والدین با فرزند در حد افراط یا تفریط قرار دارد. در این خانواده‌ها یا وابستگی‌ به فرزند در حد بسیار افراطی خیلی بالا است یا اینکه بنا به توجه به شغل خود برای برآوردن نیازهای وی، بسیار پایین است. زیاد شدن خانواده‌های تک فرزندی سبب از بین رفتن خاله، دایی، عمه و عمو برای نسل‌های بعدی می‌شود و همین باعث انزوای بیشتر و کمرنگ شدن نقش خانواده در روابط حاکم بر جامعه خواهد شد.

عقب افتادگی جسمی یا روحی فرزندان در ازدواج دیرهنگام

به دنیا آمدن فرزندان دارای معلولیت و عقب افتادگی یکی از خطرات جدی ازدواج دیرهنگام است. زیرا جنین با وجود سن بالای مادر و بیماری‌های احتمالی وی امکان رشد مناسب نخواهند یافت. تولد چنین فرزندانی به خصوص در مادرانی با سن بالا سلامت خانواده‌های ایرانی‌ را به شدت تهدید می‌کند.

البته نباید از این نکته غافل شد که به دنیا آمدن فرزندان سالم در خانواده‌هایی با سن بالای پدر و مادر نیز مشکلات زیادی از جمله عدم رسیدگی مناسب به فرزند، بی‌حوصلگی پدر و مادر در برخورد با وی، نداشتن توانایی جسمی برای هم پا شدن با فرزند را در پی خواهد داشت. به وجود آمدن شکاف عمیق میان فرزندان و والدین از دیگر ثمرات ازدواج دیرهنگام است. معمولا تنش‌ها در چنین خانواده‌هایی زیاد و نبود آرامش در فضای خانواده احساس می‌شود.

زوج‌هایی که هرگز پدر یا مادر نمی‌شوند

بهترین سن برای فرزندآوری در بانوان ۱۸ تا ۲۵ سال است. این در حالی است که امروزه ازدواج‌ها در سنین ۳۰ تا ۳۵ سالگی اتفاق می‌افتد. ناباروری را همان طور که از معنی آن پیداست با صرف هزینه‌هایی می‌توان درمان کرد اما نازایی که به معنی عدم توانایی در باردار شدن است، غیرقابل درمان است.

احتمال بارداری در زنان بالای ۳۵ سال به دلیل محدود شدن تخمک‌ها، به زیر ۵۰ درصد خواهد رسید. این مشکل نه تنها برای بانوان که در مردان نیز وجود دارد و مردانی که سن‌شان به بالای ۳۵ سال رسیده است شانس باروری کمتری دارند. با توجه به اینکه در کشور ما شیوع ناباروری حدود ۲۰ درصد است که در مقایسه با آمار سازمان جهانی بهداشت قابل توجه به نظر می‌رسد و سن یکی از فاکتورهای مهم در بچه‌دار شدن زوجین به شمار می‌رود بنابراین مردان و زنانی که دوست دارند در آینده بچه‌هایی آنها را پدر و مادر صدا بزنند باید به این نکته توجه داشته باشند که تاخیر در ازدواج باعث می‌شود که این آرزوی آنها به رویایی دست نیافتنی تبدیل شود.

 

 

 

 

 

یادداشت/ راهکارهایی برای مصونیت از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
آسیب های نهان شبکه های اجتماعی
کلیدواژه‌ها:
آسیب، راهکار، فضای مجازی

شبکه های اجتماعی عرصه ای است که هر فردی با هر فکر و شخصیت و رویکرد فرهنگی و سیاسی در آن وجود دارد لذا احتمال بروز آسیب از ناحیه افراد وجود در آن خیلی قوی است. به همین دلیل افراد باید راهکارهایی به منظور مصونیت در این فضا داشته باشند.

نویسنده این نوشتار به ارائه راهکارهایی به این منظور پرداخته است.

در بخش هایی از این نوشتار می خوانیم:

«بی شک توجه به این راهکار ساده می تواند تا حد زیادی شما را از آسیب شبکه های اجتماعی مصون سازد. خیلی از افراد که دارای مشکلات اخلاقی و روانی هستند به دنبال همین اشتراک گذاری عکس ها و محتواهای مبتذل می گردند تا از این طریق برای فرد مزاحمت ایجاد کرده و حتی به نفر مقابل خود اگر خانم باشد، پیشنهاد صیغه و ارتباطات خارج از عرف بدهند بنابراین اگر ما نمی خواهیم از این قضیه آسیب ببینیم باید خودمان جلوی نفوذ بی اخلاقی ها را بگیریم.»

«کسانی را که به عنوان دوستان خود در این شبکه های انتخاب می کنید، حتما به درستی شناسایی کنید و پیش از قبول دوستی، پیامی به صورت خصوصی ارسال کرده و هویت طرف مقابل را به خوبی بشناسید. حضور در شبکه های اجتماعی به معنای دوست شدن با همه نیست بنابراین تنها دوستی کسانی را بپذیرید که آنها را می شناسید. در این میان حتی به عکس پروفایل هم اعتنا نکنید، گاهی برخی آدم ها در شناسایی فردی که آنها را به عنوان دوست انتخاب کرده به …»

«ترویج فرهنگ غربی و توهین و اشاعه عقاید نادرست و غیر اخلاقی از دیگر آسیب های این شبکه ها به شمار می رود که می توان برای مصونیت از این مسئله  اگر شخصی مطلب یا عکسی را ارسال کرد که با موازین اخلاقی و عرفی جامعه همخوانی نداشت، از آن فرد درخواست کنید که آن را بردارد اما اگر او از حذف کردن آن امتناع کرد، او را بلاک و یا اینکه آن را گزارش کنید. شما با این کار نشان می دهید، افرادی که موازین اخلاقی را زیرپا می گذارند.»

متن کامل یادداشت:

رامین صاحبی

موضوع: بررسی راهکارهایی برای مصونیت از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی/ یادداشت

راهکارهایی برای مصونیت از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی

توسعه تکنولوژی علیرغم تمامی دستاوردها و منافعی که برای بشر داشته، دارای آسیب ها و خطراتی هم بوده است، گاه به علت وجود برخی کج‌اندیشی‌ها، تکنولوژی، اخلاق و روان انسان‌ها را مورد آسیب قرار داده و فرهنگ، اعتقادات و رفتارهای اجتماعی او را دگرگون کرده است اما همواره راه هایی برای مصونیت از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

شاید بتوان با اتخاذ چند راهکار ساده، ضمن حضور در این شبکه ها و بهره مندی از مزایای آن، زمینه در امان ماندن از آسیب های شبکه های اجتماعی را فراهم کرد، نخست اینکه پیش از به اشتراک گذاری عکس های خصوصی خود چند ثانیه فکر کنید که کار شما چه عواقبی می تواند به دنبال داشته باشد.

شبکه های اجتماعی عرصه ای برای حضور همه آدم ها با هر نوع فکر و رویکردی است، پس مراقب باشید که هر عکس و هر محتوایی را به اشتراک نگذارید، اول از همه یاد بگیرید که خودتان باید برای حریم خصوصی تان احترام قائل شوید پس اجازه سرک کشیدن در زندگی شخصی خود را به دیگران ندهید.

بی شک توجه به این راهکار ساده می تواند تا حد زیادی شما را از آسیب شبکه های اجتماعی مصون سازد. خیلی از افراد که دارای مشکلات اخلاقی و روانی هستند به دنبال همین اشتراک گذاری عکس ها و محتواهای مبتذل می گردند تا از این طریق برای فرد مزاحمت ایجاد کرده و حتی به نفر مقابل خود اگر خانم باشد، پیشنهاد صیغه و ارتباطات خارج از عرف بدهند بنابراین اگر ما نمی خواهیم از این قضیه آسیب ببینیم باید خودمان جلوی نفوذ بی اخلاقی ها را بگیریم.

ارتقاء امنیت حساب کاربری

از سوی دیگر می توانیم تنظیمات حریم خصوصی خود در این شبکه ها را ارتقاء دهیم، در واقع با افزایش امنیت حساب کاربری، می توان زمینه ای را فراهم کرد تا فقط دوستان و نزدیکان ما به پست ها و اطلاعات شخصی مان دسترسی داشته  باشند زیرا هیچ لزومی ندارد همه افراد با هر نوع نگرش و دیدگاهی به اطلاعات شخصی و پست ها دسترسی پیدا کنند.

شناسایی هویت دوستان

کسانی را که به عنوان دوستان خود در این شبکه های انتخاب می کنید، حتما به درستی شناسایی کنید و پیش از قبول دوستی، پیامی به صورت خصوصی ارسال کرده و هویت طرف مقابل را به خوبی بشناسید. حضور در شبکه های اجتماعی به معنای دوست شدن با همه نیست بنابراین تنها دوستی کسانی را بپذیرید که آنها را می شناسید. در این میان حتی به عکس پروفایل هم اعتنا نکنید، گاهی برخی آدم ها در شناسایی فردی که آنها را به عنوان دوست انتخاب کرده به عکس آشنای پروفایل اعتماد می کنند در حالی که این می تواند یک حربه برای به دام انداختن شما باشد. خیلی افراد این روزها در فضای مجازی به جعل هویت دست می زنند پس باید مراقب بود.

طبعا وقتی راهکارهایی برای ایمن ماندن از آسیب شبکه های اجتماعی اتخاذ می کنیم، می توانیم از آسیب این شبکه ها مصون بمانیم.

بی شک یکی از آسیب های فضای مجازی، گذاشتن تصاویر و پست های غیر اخلاقی است، این تصاویر مبتذل و مستهجن، تهدیدی بزرگ برای سلامت روحی روانی نوجوانان و جوانان به شمار رفته و موجبات بروز رفتار های خشونت آمیز را در آن ها پدید می آورد. در اغلب موارد مطالب و نوشته های مبتنی بر مسائل جنسی هم در این شبکه ها قرار گرفته و این مسئله نیز منجر به وقوع آسیب های جسمی و روانی و انحرافات جنسی و اخلاقی می شود به همین علت برای مصونیت از این مسئله افراد باید بتوانند با ارتقاء عزت نفس  و اراده خود، یک زمان ویژه برای ورود به این شبکه ها انتخاب کرده و از اعتیاد و وابستگی به این فضاها جلوگیری کنند. طبعا وقتی افراد کمتر به این شبکه ها وارد شوند، کمتر نسبت به تماشای تصاویر مبتذل وسوسه می شوند.

«بلاک کردن» فردی که موازین اخلاقی و عرفی را زیرپا می گذارد

ترویج فرهنگ غربی و توهین و اشاعه عقاید نادرست و غیر اخلاقی از دیگر آسیب های این شبکه ها به شمار می رود که می توان برای مصونیت از این مسئله  اگر شخصی مطلب یا عکسی را ارسال کرد که با موازین اخلاقی و عرفی جامعه همخوانی نداشت، از آن فرد درخواست کنید که آن را بردارد اما اگر او از حذف کردن آن امتناع کرد، او را بلاک و یا اینکه آن را گزارش کنید. شما با این کار نشان می دهید، افرادی که موازین اخلاقی را زیرپا می گذارند، هیچ ارزش و اعتباری نداشته و با این اقدام اخلاق مداری خود را اثبات می کنید و به دیگران می فهمانید که شما برای این مسائل وارد شبکه های اجتماعی نشده اید بلکه می خواهید از مزایای تکنولوژی بهره بگیرید.

همه ما می دانیم، توسعه تکنولوژی علیرغم تمامی دستاوردها و منافعی که برای بشر داشته، دارای آسیب ها و خطراتی هم بوده است، گاه به علت وجود برخی کج‌اندیشی‌ها، مسئله تکنولوژی، اخلاق و روان انسان‌ها را مورد آسیب قرار داده و فرهنگ، اعتقادات و رفتارهای اجتماعی او را دگرگون کرده است اما همواره راه هایی برای مصونیت از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

البته شرط مصون ماندن از خطرات شبکه های اجتماعی این است که خودمان نیز بخواهیم زیرا در غیر این صورت نمی توان از هجوم آسیب ها و هجمه های پرخطر در امان ماند. اکنون علیرغم تمامی اقداماتی که باید کاربران انجام دهند، یکسری ضوابط و مقررات فرهنگی و اجتماعی نیز باید از سوی مسئولان و دست اندرکاران حوزه فرهنگی اتخاذ شود به عنوان مثال ضرورت ایجاب می کند، آنان با آموزش و فرهنگسازی در حوزه ارزش ها و هنجارهای جامعه مقابل ناهنجاری ها و از بین رفتن قبح روابط غیر اخلاقی در بین نوجوانان و جوانان بایستند.

با سلاح فرهنگسازی به مبارزه با هجمه های فرهنگی رفت

خیلی ها مسئله فرهنگسازی را اقدامی نمادین و بی اثر عنوان می کنند اما امروز براساس پژوهش هایی که صورت گرفته، بخش عظیمی از آسیب شبکه های اجتماعی که دامن تعداد زیادی از کاربران این شبکه ها را گرفته ناشی از عدم فرهنگسازی و بیان بایدها و نبایدهای اخلاقی است پس ضرورت دارد با سلاح فرهنگسازی به مبارزه با هجمه های فرهنگی رفت.

 

 

 

 

 

 

مقاله/ برندگرایی؛ مهمترین عارضه جامعه مصرفی

حوزه خبری:
فرهنگی
موضوع پرونده:
مصرف گرایی آفت زندگی مدرن

در ابتدای مقاله به نقش برندها در خرید افراد اشاره شده و در انتها نیز به گرایش بی رویه مردم به سمت خرید برند به عنوان یک عارضه نگریسته شده است.

مقایسه میزان مصرف گاریی در ایرن و دیگر کشورهای دنیبا و دلیل ضریب ابلای نفوذ این عامل در کشور نیز از دیگر بخشهای این مطلب است.

در بخشهایی ازین نوشتار می خوانید:

“…. در شرایطی که کشور در حال گذار است و از طرفی قدرت های جهانی در قالب «تحریم»، شدیدترین محدویت ها را علیه او ایجاد کرده اند و مراوده با اقتصادهای جهان و تبادل کالا -حتی کالای ضروری- را مختل کرده اند، هر عقل سلیمی حکم خواهد کرد که باید به طور جدی از رواج «مصرف گرایی»، «برندگرایی» و هرآنچه به موجب آن دست کشور باید در مقابل بیگانگان دراز شود جلوگیری شود و در عوض آن باید به طور فزاینده ای فرهنگ «حمایت از تولید داخلی و خرید کالای تولید داخل» را گسترش داد، هر چند که بدانیم در حال حاضر کالای داخلی کیفیت لازم را ندارد. مصرف تولید داخلی قطعا در بلندمدت منجر به بالا رفتن کیفیت خواهد شد. رهبر معظم انقلاب ضمن خطا دانستن «برندگرایی» درباره استفاده از تولید داخلی فرمودند: «تولید داخلی احتیاج دارد به مصرف داخلی؛ این به عهده‌ی مردم است. مصرف خودمان را باید از تولیدات خودمان انتخاب کنیم. اینکه کسانی همه‌اش دنبال مارکها و برندهای خارجی و اسمهای خارجی باشند، خطاست؛ فرونشاندن یک هوس شخصی است، اما ضربه‌زدن به یک کار عمومی و اصلی است. مصرف داخلی، تولید داخلی را افزایش میدهد؛ تولید داخلی که افزایش پیدا کرد، بیکاری برطرف میشود ….”

متن کامل مقاله:

برندگرایی به عنوان مهمترین عارضه جامعه مصرفی

نگاهی به باید ها و نبایدهای روند ورود کالاهای خارجی به کشور

نویسنده: مرتضی باجلان

انسان ها در زندگی روزانه خود بارها و بارها به خرید محصولات مختلفی اقدام می کنند که در هر خرید با توجه به میزان اهمیت آن خرید(قیمت محصول، علاقه، مقدار خرید و…) مسئله کیفیت آن محصول مهم تلقی می شود. در گذشته که محصولات به گستردگی امروز نبود شاید پیدا کردن محصول موردنظر (چه به لحاظ قیمتی و چ به لحاظ کیفیتی) کار دشواری تصور نمی شد، اما امروز وقتی برای خرید محصولی به فروشگاه مراجعه می کنیم با هزاران هزار نوع از محصول مشابه مواجه می شویم که قطعا برخی از آنها کیفیت پایین تری دارند و برخی کیفیت بالاتر و به همان نسبت قیمت بالاتری دارند. تولیدکنندگان مجبورند برای فروش بیشتر محصولات خود و شناسایی محصولشان توسط مشتری شکل ظاهری محصول خود را متمایز از سایر محصولات کنند. آنچه ظاهر محصولات را از هم متمایز می کند، «برند» یا «نام تجاری» محصول است. برخی برندها به دلیل داشتن سابقه، دانش و تجربه بالاتر در طول زمان شناخته تر هستند و مردم در صورت نداشتن محدودیت های خاص(مانند درآمد پایین، سلایق و علایق و…)، محصولات آن برند خاص را چشم بسته انتخاب می کنند و لحظه ای تردید به خود راه نمی دهند. در واقع برند ضمانت نامه ای است که به مشتری اطمینان می دهد محصول خریداری شده توسط وی، کیفیت لازم را دارا است.

برندگرایی و ارتباط آن با کیفیت محصول

امروزه صحت این گزاره که «برندگرایی، ارتباط مستقیمی با کیفیت دارد» به شدت مورد تردید واقع شده است. بسیاری معتقدند نام های تجاری زمانی برای متمایز کردن محصول خود، کیفیت محصول را بالا برده اند و حتی شاید از سودهای کلانی که می توانستند در اثر انحصاری بودن بازار بدست بیاورند چشم پوشی کرده اند تا در بلندمدت به سودهای بیشتر و متداوم تر برسند. اما مشاهده می شود که برندهای معروف جهانی، علی الخصوص در رابطه با کالاهای مصرفی، در حال حاضر کیفیتی برابر با حتی پایین تر از سایر برندها ارائه می دهند اما به دلیل هجمه‌های تبلیغاتی و متعاقبا ترویج مصرف گرایی، مشتری متقاعد می شود که همچنان به برندی که در گذشته محصول مطلوبی ارائه می کرده است وفادار بماند. در حقیقت برند ها دیگر نه پول کیفیت بلکه تنها پول اسم و رسمی را دریافت می کنند که در اثر تبلیغات بین المللی و با هزینه های زیاد بدست آورده اند. در چنین شرایطی کسی که برای برند پول می پردازد در اصل علاوه بر پرداخت هزینه تمام شده کالا هزینه تبلیغات فراوانی که در عرصه بین الملل برای مطرح شدن این برند صورت گرفته را نیز پرداخت می کند. بر اساس تحقیقی که در اواخر دهه نود میلادی صورت گرفت حدود نود درصد هزینه ای که برای خرید لوازم آرایشی در جهان پرداخت می شود، شامل هزینه های تبلیغات و برندینگ آنهاست و تنها ده درصد پول پرداخت شده شامل هزینه تمام شده کالا می باشد.

برندگرایی در ایران

روند برندگرایی در ایران نشان می دهد که مردم ایران نه تنها از قافله گرایش به برند عقب نیافتاده اند، بلکه گاهی پا را فراتر گذاشته و این مساله موجب بروز مسائلی شده که امروز به مرز بحران رسیده است. پیدایش پدیده مدگرایی در بین ایرانیان مساله عجیبی نیست زیرا مراوده و تبادلات اقتصادی در بین کشورها بسیار مرسوم است و طبیعتا وقتی برندی در جهان معروف می شود قطعا تاجران ایرانی هم برای رونق کار خود سعی می کنند آن برند را وارد کشور کنند و این یک امر طبیعی به نظر می رسد. آنچه غیرمعمول است و روند برندگرایی را تشدید نموده است، غفلت دستگاه های فرهنگی در برابر هجمه بدون نظارت برندها در داخل کشور است. «شبیخون فرهنگی» مساله ای بود که رهبر معظم انقلاب آن را در دهه هفتاد مطرح نمودند و هجوم همه جانبه دشمن به اعتقادات و باورهای ملت ایران را به دستگاه های فرهنگی کشور متذکر شدند.

رواج برندگرایی در ایران با سایر کشورها چه تفاوتی می کند؟

به طور قطع می توان گفت که در شرایط کنونی جهان، «برندگرایی» و مساله هجوم برندها در ایران و سایر کشورها تفاوت های بسیاری دارد. اولا ایران به لحاظ اقتصادی جزء کشورهای در حال توسعه است و این فاکتور الزاماتی را در پی خود دارد که کشورهای توسعه یافته به آن مبتلا نخواهند بود. عمده برنامه ریزی چنین کشوری باید در جهت تقویت اقتصاد داخلی باشد و ضمن حمایت جدی و وسیع از صنایع داخلی، می تواند گوش چشمی به سایر کشورها و وارد کردن کالاهایی داشته باشد که اطمینان دارد در تولید آنها ضعف داشته و ورود چنین کالاهایی برای کشورمان چه از لحاظ اقتصادی و چه تکنولوژیک مقرون به صرفه می باشد.

از دیگر الزاماتی که یک کشور در حال توسعه ای همچون ایران باید آن را انجام دهد، حذف «مصرف گرایی» و عدم اصالت دادن به مصرف است. حذف مصرف گرایی از یک طرف به همت دستگاه های مختلف کشور و از طرفی با عزم مردم حاصل می شود و رسانه ها و دستگاه های فرهنگی باید مروج این فرهنگ باشند. «حمایت از تولید داخلی و خرید کالای تولید داخل» یکی دیگر از بایسته هایی است که کشورهای در حال گذار باید به آن پایبند باشند تا در سالیان بعد بتوانند به اقتصادی مطلوب نائل آیند. در شرایط امروز ایران، اگر فردی بخواهد به برندگرایی روی بیاورد و کالای وارداتی را جدا از هر نوع بررسی و صرفا به خاطر معروف بودن برند خریداری نماید، علاوه بر اینکه به اقتصاد خانواده خود ضربه زده، نسبت به تقویت اقتصاد ملی نیز بی تفاوت بوده است. مشاهده می شود که ارتباط تنگاتنگی بین اقتصاد و فرهنگ وجود دارد و با غفلت از فاکتورهای فرهنگی هرگز نمی توان به اقتصاد مطلوب دست یافت. اگر تعبیر صحیح و صوابی از وازه فرهنگ داشته باشیم به خوبی می توان دریافت که فرهنگ به عنوان یک رکن اساسی به پدیده مصرف گرایی به عنوان یک فعالیت عبث و غیر معقول چه از لحاظ شرعی و چه اقتصادی نگاه می کند.

دومین موردی که حاکی از تفاوت عمیق بین ایران و سایر کشورها در مساله «مصرف گرایی» وجود دارد، دشمنی ها و تحریم های ظالمانه کشورهای غربی و مشخصا آمریکا علیه ایران است. شاید اگر کشوری تنها درگیر مساله ارتقای اقتصاد خود از حالت اقتصاد در حال توسعه به اقتصاد پیشرفته باشد، لزومی برای تحمل رنج های فراوان جهت تحقق چنین امری نداشته باشد، چراکه تنها عزم و اراده ای لازم دارد تا بتواند این دوران گذار را با موفقیت پشت سر بگذارد و در این راه کشورهای دیگر به طور جدی و مداوم برای او محدودیتی ایجاد نخواهند کرد. اما کشوری همچون ایران باید اقتصاد خود را برای رسیدن به یک اقتصاد پیشرفته به خوبی هدایت کند و علاوه بر آن باید خود را آماده هجمه و تهدید و تحریم های قدرت های اقتصادی جهان کند. بنابراین چنین کشوری باید منابع بیشتری را جهت رسیدن به آرمانش صرف نماید.

در شرایطی که کشور در حال گذار است و از طرفی قدرت های جهانی در قالب «تحریم»، شدیدترین محدویت ها را علیه او ایجاد کرده اند و مراوده با اقتصادهای جهان و تبادل کالا -حتی کالای ضروری- را مختل کرده اند، هر عقل سلیمی حکم خواهد کرد که باید به طور جدی از رواج «مصرف گرایی»، «برندگرایی» و هرآنچه به موجب آن دست کشور باید در مقابل بیگانگان دراز شود جلوگیری شود و در عوض آن باید به طور فزاینده ای فرهنگ «حمایت از تولید داخلی و خرید کالای تولید داخل» را گسترش داد، هر چند که بدانیم در حال حاضر کالای داخلی کیفیت لازم را ندارد. مصرف تولید داخلی قطعا در بلندمدت منجر به بالا رفتن کیفیت خواهد شد. رهبر معظم انقلاب ضمن خطا دانستن «برندگرایی» درباره استفاده از تولید داخلی فرمودند: «تولید داخلی احتیاج دارد به مصرف داخلی؛ این به عهده‌ی مردم است. مصرف خودمان را باید از تولیدات خودمان انتخاب کنیم. اینکه کسانی همه‌اش دنبال مارکها و برندهای خارجی و اسمهای خارجی باشند، خطاست؛ فرونشاندن یک هوس شخصی است، اما ضربه‌زدن به یک کار عمومی و اصلی است. مصرف داخلی، تولید داخلی را افزایش میدهد؛ تولید داخلی که افزایش پیدا کرد، بیکاری برطرف میشود. تولید که رونق بگیرد، یعنی تورم کم بشود، گرانی کم بشود، اشتغال افزایش پیدا کند؛ اینها همه به هم متصل است. یک سر این قضیه دست ما مردم است، که مصرف خودمان را چگونه انتخاب کنیم.»

با توجه به مسائل مطروحه، حال می توان با دید بازتری نسبت به رواج «برندگرایی» در ایران قضاوت کرد و آن را تقبیح نمود. البته نمی توان منکر شد که جوانان اعم از دختر و پسر تنوع طلب هستند و البته در چارچوب شرعی آن، هرگز ایرادی به این مساله وارد نیست. این مساله آنجایی ناپسند انگاشته می شود که این تنوع طلبی با برندگرایی، انتخاب محصولات خارجی و یا «مصرف گرایی» پیوند بخورد. در این صورت تنوع طلبی منجر به خسارت به اقتصاد خانواده و اقتصاد ملی خواهد شد که این خسارت در مواردی جبران ناپذیر و یا جبران آن مستلزم هزینه و زمان زیادی است. در ایجاد فرهنگ «تولید مصرف داخلی» فقط مردم و یک یا دو دستگاه خاص مسئول نیستند بلکه هر کدام بخشی از این پازل را تشکیل خواهند داد. صدا و سیما با ایجاد برنامه های مناسب، وزارتخانه های اقتصادی با حمایت از صنایع داخلی و مدیریت صحیح واردات، دستگاه های فرهنگی کشور با ترویج استفاده از تولید داخلی، مجلس با حذف قوانین دست و پاگیر و وضع قوانین مناسب، قوه قضائیه با نحوه برخورد و مقابله با اخلال گران اقتصادی و نهایتا مردم با همراهی و همدلی می توانند این مهم را به انجام برسانند.

 

 

 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

wfn_ads
wfn_ads
wfn_ads
wfn_ads
روزنامه امروز خراسان جنوبی

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور