نظر سنجی

نظر شما در موردسایت جدید روزنامه امروز خراسان جنوبی چیست؟

wfn_ads

سرخط خبر

wfn_ads

پیام شهروند

با سلام
بنده برای تزریقات به بیمارستان شهید رحیمی مراجعه کردم و رفتار زشت و پرخاشی ایستگاه پرستاری توسط فردی که انجا بود مواجعه شدم خواهشمندم از مقام مسول ͺ افرادی بهره گیری شود که مشکل دارندعزل و در برخوردبا بیمار رعایت ادب و احترام را داشته باشد

باسلام  لطفا به مسئولین فوق تخصصی بیمارستان رازی بگین اون ابسرکن که کارابگرمکن انجام میده جادر درمانگاه هست جمع کنند چون ما آب سردی از اون دستگاه نمی بینیم لطفا بگین چرا پیگیری نمیشه

از طرحهای عجیب و غریب در بیرجند زیاد اجرا شده مانند پل عابر پیاده ابوذر ابتدای خیابان طالقانی که حیرت جهانیان را برانگیخت. حال طرح میدان اجتماعات گنگ است و نامعلوم لطفا کارشناسی دقیق انجام شود .تعریض خیابان ارتش شفاف و منطقی است.

چراشهرداری مشکلات مردم را بررسی نمیکند معصومیه پایین مدت شش ماه شده خیابان البرز ۸ جلوی مسجدپل راکندن چندبارزنگ زدیم به شهرداری راه عموم مردم است یک پل نمیتوانن درست کنند

سلام خسته نباشیدلطفااگرشهرداری محترم درپیاده روحدفاصل فرهنگسراتاانتهای منازل بلوارصیادشیرازی دو سه نیمکت فلزی یاسیمانی جهت نشستن افرادمسن نصب نمایند بسیاربجاخواهدبود

مهدی اباد (علی اباد داوراباد) مدت زیادی است که با قطعی و ضعیف بودن فشار اب دچار بحران شدید است روشن نشدن ابگرمکن جهت استحمام و واجبات شرعی گناهی است که گریبانگیر شماس.لطفا پشت میزها گره گشا هم باشید

باعرض سلام وخداقوت خدمت فرماندارومدیرراه وشهرسازی عزیز.مردم مهرشهر چندین سال است پیگیرهستندبابت زدن پلی از انتهای کارگران به خیابان۹دی.باتوجه به ترافیک شدید دربلوارشعبانیه و مشکل کمبودامکانات ورفت وآمددرمنطقه مسکن مهر که ده هاهزارنفراز اقشارضعیف شهر زندگی می کنند ودارای خودروشخصی نمی باشند،خواهشمندیم پیگیری بفرمایید،تاهرچه زودتر این مشکل بزرگ ازاقشارضعیف وناتوان این منطقه رفع شود.به امیدخدمات شمابرای محرومان.اجرکم عندا…

سلام مسئولین ……. شما رابه جان عزیزانتان جلوی بدحجابی رابگیرید جوانها بدبخت چکارکنند نمیشود که درخانه زندانی باشند

سلام مادرم نزدیک ۲۰ روز شده در بیمارستان امام رضا(ع) بخش ارتوپد بستری هست و نزدیک ۱۰ روز شده آماده ترخیص هست ولی به دلیل خرابی دستگاه MRi بلاتکلیف ماندیم.لطفا بفرمایید تا کی باید منتظر بمانیم؟

تغییر ساعت کاری ادارات باعث سرگردانی مردم شده است استاندار محترم دستور اصلاح بدهند

سلام عامل اصلی کرایه بالا منازل خود املاکی ها هستند صاچب خونه هرچی میگه املاکی داخل سایت میگذاره چرا کنترل بر املاکی نیست احر ۲۳۰۰۰۰۰یک طبقه .املاک نباید این قیمت را بنویسد

شورای شهر و شهردار بیرجند! حذف دیوار پادگان به کجا رسید؟ کمی جسارت بد نیست!

هرچه بگندد نمکش میزنند وای زمانی که بگندد نمک

به کی بگم من این درد دل را…سه ساختمان شهرداری بیرجند. اسانسور ندارد

من و امثال من با پای هزار درد و زانوی اسیب دیده چطور از پله ها بالا و پایین برویم. اونم با این کارهای و جوابهای بی سر وته کارمنداش

با سلا م همه ی بخشنا مه ها ی اموزش وپرورش قا بل اجرا است بجز بخشما مه ای که به نفع تعدا دکمی از افراد وبه زیان تعد اد زیاد ی است عد ه ای از افر اد با مدرک فوق دیپلم و حتی دیپلم مدیر ومدیر اموزگا ری روستا ها را به عهد ه گرفته و افرا دی با مد رک لیسا نس وبا لا تر نمی توانند مدیر ومدیر اموزگا ر شوند با این زحمتی که کشید ه اند واین یک ظلم و حق کشی است لطفا مسو لین امر بخشنا مه را اجر ا نما یند

چه کسی مسئول نظارت برنرخ تاکسی تلفنیها و تاکسی های ۱۳۳ و ۳۱۳۳دراین استان میباشد کلا هرجور دلشون خواست .یه مسر هر روزه با انواع دریافت از راننده محترم

wfn_ads

معدن، کویر و شاه کلیدهای رفاه استانهای کویری

معدن، کویر و شاه کلیدهای رفاه استانهای کویری

حوزه خبری:
اقتصادی
موضوع پرونده:
اشتغال در کویر

نویسنده در این گزارش، ابتدا اشاره می کند که استفاده از معادن و محصولات آنها در کشور، جایگاه بلندی دارد.

 

وی سپس، به گستردگی معادن در نواحی کویری اشاره می کند و استان های کرمان، اصفهان، یزد، خراسان جنوبی و … را از جمله مناطقی می داند که معادن بسیاری دارند.

 

بررسی آمار میزان تولید و صادرات از معادن نیز به نسبت استان های معدن خیز، از دیگر بخش های این گزارش است که نشان می دهد توجه به معادن در استان های کویری، چقدر می تواند مشکلات اشتغالزایی را حل و فصل کند.

 

در بخش هایی از این گزارش، می خوانید:

 

“…بنا به آمار و داده‌های مرکز آمار، در سال ۱۳۹۱ تقریبا ۳۴۰ هزار و ۴۶۱ تن مواد معدنی تولید شده است. بر اساس آمار یاد شده، از این مقدار حدود پنج هزار و ۴۱۶ هزار تن مواد معدنی به ارزش ۶۱۱ میلیون دلار به خارج از کشور صادر شده است. در مقایسهٔ سال ۹۱ نسبت به سال ۹۰ یافته‌ها حدود ۲.۵ درصد افزایش در مقدار صادرات مستقیم از معادن را نشان می‌دهد، در حالی که ارزش این صادرات بر حسب دلار بیش از ۳۱.۲ درصد کاهش داشته است. همچنین اطلاعات رسمی کشور نشان دهندهٔ این است که استان‌های کرمان، یزد و آذربایجان شرقی به ترتیب با ۴۲ هزار و ۳۳۵، ۳۰ هزار و ۹۰۳ و ۳ هزار و ۹۶۶ میلیارد ریال بالا‌ترین ارزش تولید سالانه را به خود اختصاص داده‌اند…

 

… سنگ آهک یکی از قدیمی‌ترین موادی است که از گذشته‌های دور تا کنون در موارد مختلف استفاده می‌شده است. یکی از مزایای استفاده از آهک در ساخت و ساز کاهش نفوذ پذیری ملات‌ها و اندود‌ها در مقابل آب است. همچنین این ماده باعث کاهش جمع شدگی ناشی از خشک شدن ملات و ثابت ماندن حجم آن پس از گرفتن و سخت شدن زمان افزودن آهک به ملاتهای سیمانی می‌شود…”

متن کامل گزارش:

معدن و استفاده از کانی‌ها در صنعت

جعفر عظیم زاده

سالانه تعداد زیادی ساختمان‌های مسکونی، تجاری، یا آسفالت و غیره در کشور احداث می‌شود که این ساخت و ساز‌ها نیاز به مصالح ساختمانی فراوانی دارد اما با وجود منابع غنی از مواد معدنی و استخراج آن‌ها، کشور از این نظر بی‌نیاز است. با وجود این، هنوز برای استخراج، استفاده و صادرات این مواد توجه لازم صورت نگرفته است در صورتی که می‌توان با استفاده از این سرمایهٔ ملی سرنوشت کشور را تا حدود زیادی تغییر داد.

 

معدن یکی از مهم‌ترین بخش‌های تامین کنندهٔ مواد اولیه در بخش صنعت و همچنین تامین کنندهٔ مصالح مورد نیاز برای ایجاد ساختمان، بندر‌ها، سد‌ها، فرودگاه‌ها و سایر مکان‌ها محسوب می‌شود. مواد استخراج شده از معدن، می‌تواند به عنوان یک امکان بالقوه نقش اساسی را در توسعهٔ صنعتی کشور ایفا کند. استفاده و درآمد حاصل از فروش کانی‌هایی (کانی مادهٔ طبیعی، غیرآلی، بلوری و جامد است که در ترکیب سنگ‌‌های پوسته‌ ی زمین یافت می‌‌شود) که از معادن استخراج می‌شود می‌تواند بسیاری از معضلات خودکفایی کشور را حل و فصل کند.

 

معدن، مجموعهٔ کانسار‌ها (به طور کلی کانسار به بخشی از پوستهٔ زمین گفته می‌شود که تحت شرایط زمین‌شناسی مادهٔ معینی در آن متمرکز شده باشد و این مادهٔ متمرکز از نظر اقتصادی دارای ارزش باشد)، ماشین آلات و تسهیلاتی است که به منظور اکتشاف، تجهیز و بهره برداری از کانسار ایجاد شده است. هر سال مقداری مواد معدنی از معادن سراسر کشور استخراج و به فروش می‌رسند.

 

نگاهی آماری به میزان تولید و صادرات از معادن

بنا به آمار و داده‌های مرکز آمار، در سال ۱۳۹۱ تقریبا ۳۴۰ هزار و ۴۶۱ تن مواد معدنی تولید شده است. بر اساس آمار یاد شده، از این مقدار حدود پنج هزار و ۴۱۶ هزار تن مواد معدنی به ارزش ۶۱۱ میلیون دلار به خارج از کشور صادر شده است. در مقایسهٔ سال ۹۱ نسبت به سال ۹۰ یافته‌ها حدود ۲.۵ درصد افزایش در مقدار صادرات مستقیم از معادن را نشان می‌دهد، در حالی که ارزش این صادرات بر حسب دلار بیش از ۳۱.۲ درصد کاهش داشته است. همچنین اطلاعات رسمی کشور نشان دهندهٔ این است که استان‌های کرمان، یزد و آذربایجان شرقی به ترتیب با ۴۲ هزار و ۳۳۵، ۳۰ هزار و ۹۰۳ و ۳ هزار و ۹۶۶ میلیارد ریال بالا‌ترین ارزش تولید سالانه را به خود اختصاص داده‌اند.

 

بررسی نتایج طرح آمارگیری از معادن در حال بهره برداری سال ۹۱، نشان دهندهٔ این است که در این سال و در میان فعالیت‌های متنوع، معادن سنگ آهن، سنگ مس و سنگ تزیینی به ترتیب با ۵۱ هزارو ۵۳۷، ۲۱ هزار و ۶۷۵ و پنج هزار و ۹۳۶ میلیارد ریال بالا‌ترین ارزش تولید سالانه را داشته‌اند. لازم به ذکر است که ارزش سرمایه گذاری معادن در حال بهره برداری در سال ۹۱ نسبت به سال قبل آن ۴۰ درصد افزایش داشته است.

 

ساخت و ساز و نقش منابع معدنی در پیشبرد آن

در بیشتر کشور‌ها، معادن یکی از مهم‌ترین منابع برای ساخت و ساز و ترقی صنعت به شمار می‌روند. همانطور که پیش از این ذکر شد، بیشترین معادن در استانهای کویری مانند اصفهان، خراسان، کرمان و یزد قرار دارند، به طوری که در استخراج و صادرات، بیشترین سهم را نسبت به سایر شهر‌ها دارا می‌باشند. بیشتر این مواد معدنی در ساخت و ساز کاربرد داشته و جزیی از مصالح ساختمانی به حساب می‌آیند. این مواد به دلیل نزدیکی به شهرهای کویری، بیشترین کاربرد را در آبادسازی شهرهای نزدیک خود دارند. به عنوان مثال، استان یزد یکی از شهرهایی است که نقش پررنگی در استخراج از معادن دارد. در یزد بیشتر از یک سوم معادن در زمینه استخراج سنگ‌های تزئینی و ساختمانی فعالیت دارند و هر ساله حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تن سنگ را به واحدهای فرآوری این استان می‌فرستند. یزد دومین استان معدنی کشور است. به طوری که از ۶۰ نوع ماده معدنی شناسایی شده در کشور ۵۰ نوع آن به طور قطع در استان یزد وجود دارد.

 

در استان یزد هزار واحد تولیدی معدنی فعال وجود دارد که سالانه ۳۵ میلیون تن مواد معدنی از آن‌ها استخراج می‌شود. سنگ‌های تزئینی یکی از چندین ذخایر معدنی استان یزد است. از دیگر سنگ‌های معدنی تزئینی که از معادن این استان استخراج می‌شود، می‌توان به انواع تراورتن، چینی، مرمریت و گرانیت اشاره کرد. بیشترین انواع سنگ‌های تزئینی مربوط به گرانیت و مرمریت است آنچنان که فقط در بخش سنگ‌های گرانیتی حدود ۲۸ نوع از این سنگ ساختمانی در معادن یزد وجود دارد.

 

بر اساس اطلاعات بدست آمده در مورد استان یزد، تعداد معادن در حال بهره برداری استان ۳۶۷ مورد است که از این تعداد ۱۳۶ معدن در زمینه استخراج سنگ‌های ساختمانی فعالیت دارند. سنگ‌های ساختمانی که از معدن‌های این استان برداشت می‌شود یا به بخش صنعت ارسال و بعد از اینکه فرآوری لازم بر روی آن انجام گرفت به خارج از استان صادر می‌شود و یا در داخل استان به مصرف می‌رسد. سنگ‌های استخراج شده که به خارج از یزد صادر می‌شوند بازارهای هدف بی‌شماری در سراسر کشور دارند که از عمده بازارهای مقصد برای این سنگ تهران، خراسان رضوی، اصفهان و تبریز و همچنین کشور‌های عراق، امارات و آذربایجان است.

 

از طرف دیگر، تعداد واحدهایی که در استان یزد سنگ‌های ساختمانی را تولید می‌کنند یا به عبارت دیگر سنگ بری‌های بزگ این استان، ۱۶۵ واحد است. واحدهای ذکر شده تقریبا هفتصد میلیارد ریال سرمایه گذاری اسمی و ۲ هزار فرصت شغلی در استان به وجود آورده است. سنگ‌های ساختمانی استخراج شده از معادن یزد شامل مرمریت، سنگ آهن، سرب و روی، گرانیت، بوکسیت، مرمر، چینی، گچ و لاشهٔ آهکی است که در صنعت ساختمان سازی آهک از مهم‌ترین مصالح است و کاربردهای بسیار فراوانی دارد.

 

آهک و کاربرد‌های آن

سنگ آهک یکی از قدیمی‌ترین موادی است که از گذشته‌های دور تا کنون در موارد مختلف استفاده می‌شده است. یکی از مزایای استفاده از آهک در ساخت و ساز کاهش نفوذ پذیری ملات‌ها و اندود‌ها در مقابل آب است. همچنین این ماده باعث کاهش جمع شدگی ناشی از خشک شدن ملات و ثابت ماندن حجم آن پس از گرفتن و سخت شدن زمان افزودن آهک به ملاتهای سیمانی می‌شود.

 

همانطور که پیش از این ذکر شد، آهک کاربردهای بسیار زیادی در صنعت ساختمانی دارد. به عنوان مثال تزریق دوغاب آهک شکفته یکی از روشهایی است که برای اصلاح و ترمیم بزرگراه‌ها و جاده‌ها، در نقاطی که خاک زیر آسفالت رسی بوده و امکان نشت داشته باشد، استفاده می‌شود. به این ترتیب که با تزریق دوغاب آهک، خاک رس ناحیه مورد نظر به شفته آهکی تبدیل می‌شود. یکی از روشهای تزریق دوغاب آهک، این است که سطح رویه آسفالتی را سوراخ کرده و با فشار، آب آهک را در زیر لایه آسفالتی راه تزریق کنند. روش دیگر استفاده از سوراخ هایی به قطر ١۵ تا ٢٢ سانتی‌متر وعمق ۵٠ تا ٧٠ سانتی‌متر بر روی جاده خراب شده می‌باشد. سایر موارد استفاده از آهک عبارتند از استفاده از آهک در آسفالت، تثبیت بستر کانال و پایدار نمودن زمین بستر راه، کاربرد آهک در ساختمان سازی، کاربرد آهک در صنعت ساخت تهیه سیمان، تهیه آجر ماسه آهکی، صنعت شیشه سازی، تهیه ایتونگ، فولاد و غیره اشاره کرد.

 

به هر صورت، تمام مواد استخراج شده از معادن کاربردهای فراوانی چون کاربردهای آهک دارند. این مواد و مصالح هر روز و در همهٔ نقاطی که به آن‌ها نگاه می‌کنیم استفاده شده‌اند و بخشی از زندگی بشر را تشکیل داده‌اند. می‌توان گفت معدن‌ها طلای کویر هستند که در قلب کویر به وجود آمده‌اند. متخصصین می‌توانند با استفاده از این مصالح در داخل، به آبادانی کشور کمک کنند یا با صادرات آن درآمد و اقتصاد کشورمان را سر و سامان دهند.

 

 

 

گزارش/ بررسی تاریخچه کنترل جمعیت در ایران

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
عقیم‌سازی؛ نسل‌کشی پنهان

خطر افزایش انفجاری جمعیت، متفکرین جامعه و در راس آن، دولت را به فکر اتخاذ سیاستی رسمی مبنی بر کاهش موالید انداخت.

مطلب پیش رو ضمن بررسی تاریخچه کنترل جمعیت در ایران از اقدامات صورت گرفته توسط دولتها در قبل و پس از انقلاب سخن می گوید.

تشریح اولین گام های قانونی برای عقیم‌سازی داوطلبانه در ایران در قبل از انقلاب بخشی ازین مطلب را در بر می گیرد. از تشکیل “شورای تحدید موالید” در سال ۶۹ تا ارسال لایحه اصلاح قوانین تنظیم جمعیت و خانواده در سال ۹۰ در این مطلب به چشم می خورد.

در بخشهایی ازین نوشتار می خوانید:

“…. سال ۱۳۴۶ پس از صدور اعلامیه تهران که تنظیم خانواده را از مصادیق حقوق اولیه بشر دانسته بود، رسماً برنامه‌های کنترل جمعیت به اجرا گذاشته شد که به موجب آن حدود ۲۰ درصد از زنان واجد شرایط تنظیم خانواده تحت پوشش این خدمات قرار گرفتند. پس از این اقدامات رشد جمعیت در دهه ۴۵-۱۳۳۵ که حدود سه و دو دهم درصد بود در دهه ۵۵-۱۳۴۵ به میزان دو و شش دهم درصد رسید. یکی از اقدامات در این دوره تأمین دارو و وسایل جلوگیری از بارداری برای ۱۷.۳۷۳.۶۷۰ بار مراجعه کلینیکی بود؛ آن هم در شرایطی که کل جمعیت کشور در آن زمان حدود ۳۰ میلیون نفر بود. اولین گام قانونی برای عقیم‌سازی داوطلبانه در ایران در سال ۱۳۵۰ برداشته شد. در قانونی که در همین راستا تصویب شده بود، تاکید شد: “هر عمل جراحی و یا پزشکی لازم که با اجازه فرد یا قیم و یا سرپرست قانونی او و مطابق با اصول علمی و صحیح انجام گیرد، جنایت محسوب نمی شود.” نهایتا با شروع تحولات انقلاب اسلامی رفته رفته و از سال ۱۳۵۶ برنامه های تنظیم خانواده متوقف شدند. مرحله دوم مرحله دوم سیاست‌های تحدید موالید و برنامه‌های تنظیم خانواده در ایران، از سال ۱۳۶۸ (پس از جنگ تحمیلی ایران و عراق) آغاز شد. هنگامی که در سال …”

متن کامل گزارش:

محمدسجاد نصرتی؛

در طول تاریخ بخصوص سال‌های نه چندان دور بسیاری از دولت‌ها برنامه هایی را با هدف کنترل جمعیت در کشور خود به اجرا در آورده اند. برنامه هایی که در برخی از این کشورها متوقف شده و در برخی نیز هنوز در حال اجراست. دولت ها از اجرای این طرح ها اهداف مختلفی داشتند. برخی از آنها به دنبال بالا بردن سطح کیفی در جامعه خود بودند و می‌کوشیدند از بالارفتن جمعیت فقیر یا بزهکار جلوگیری کنند و برخی نیز خطر کمبود منابع طبیعی را احساس کرده بودند و از اینکه با افزایش جمعیت، منابع آنها افزایش نمی یابد احساس خطر کرده بودند. آنها در همین راستا عقیم سازی را در دستور کار خود قرار دادند.

عقیم‌سازی‌هایی که گاهی با اطلاع و رضایت افراد انجام می‌شد و خیلی وقت ها نیز بدون اطلاع و رضایت آنها. عقیم سازی در ایران اما در ایران کنترل برنامه جمعیت به شیوه دیگری مورد توجه قرار گرفت. کشور ایران تاکنون دوبار در سال‌های ۱۳۴۶ به دلیل مهار تدریجی مرگ و میر و دارا بودن باروری طبیعی کنترل نشده و همچنین سال ۱۳۶۷ به دلیل نیاز به فرصت برای ترمیم منابع بعد از جنگ تحمیلی، سیاست کنترل را در راستای تعدیل آهنگ رشد جمعیت تجربه کرده است.

مرحله اول در مرحله اول که مقدمات اجرای آن از سال ۱۳۴۱ آغاز شد، برنامه های جمعیتی به طور جدی مورد توجه دولتمردان قرار گرفت. در سال ۱۳۴۳ اداره بهداشت مادران و کودکان در وزارت بهداشت تأسیس شد و انجمن خیریه راهنمای خانواده با کمک صندوق بین‌المللی جمعیت، قرص اسپرم‌کش و دیگر وسایل پیشگیری در اختیار برخی مراکز دولتی و غیر دولتی قرار داد. در اواخر سال ۱۳۴۵ با اعلام نظر کارشناسان شورای جمعیتی مستقر در آمریکا سازمان ها و نهادهایی مثل “شورای عالی بهداشت و تنظیم خانواده”، “ستاد عالی هماهنگی با دستگاه های دولتی” و معاونت جدیدی تحت عنوان “معاونت جمعیت و تنظیم خانواده” در وزارت بهداری تشکیل شد. پس از مشخص شدن حدود موالید و رشد آن در سرشماری سال ۱۳۴۵، سیاست‌های کنترل جمعیت به طور علنی و رسمی در برنامه‌های عمرانی چهارم و پنجم به عنوان یکی از برنامه‌های مهم رژیم پهلوی مورد توجه قرار گرفت.

سال ۱۳۴۶ پس از صدور اعلامیه تهران که تنظیم خانواده را از مصادیق حقوق اولیه بشر دانسته بود، رسماً برنامه‌های کنترل جمعیت به اجرا گذاشته شد که به موجب آن حدود ۲۰ درصد از زنان واجد شرایط تنظیم خانواده تحت پوشش این خدمات قرار گرفتند. پس از این اقدامات رشد جمعیت در دهه ۴۵-۱۳۳۵ که حدود سه و دو دهم درصد بود در دهه ۵۵-۱۳۴۵ به میزان دو و شش دهم درصد رسید. یکی از اقدامات در این دوره تأمین دارو و وسایل جلوگیری از بارداری برای ۱۷.۳۷۳.۶۷۰ بار مراجعه کلینیکی بود؛ آن هم در شرایطی که کل جمعیت کشور در آن زمان حدود ۳۰ میلیون نفر بود. اولین گام قانونی برای عقیم‌سازی داوطلبانه در ایران در سال ۱۳۵۰ برداشته شد. در قانونی که در همین راستا تصویب شده بود، تاکید شد: “هر عمل جراحی و یا پزشکی لازم که با اجازه فرد یا قیم و یا سرپرست قانونی او و مطابق با اصول علمی و صحیح انجام گیرد، جنایت محسوب نمی شود.

نهایتا با شروع تحولات انقلاب اسلامی رفته رفته و از سال ۱۳۵۶ برنامه های تنظیم خانواده متوقف شدند. مرحله دوم مرحله دوم سیاست‌های تحدید موالید و برنامه‌های تنظیم خانواده در ایران، از سال ۱۳۶۸ (پس از جنگ تحمیلی ایران و عراق) آغاز شد. هنگامی که در سال ۱۳۶۷ نتایج سرشماری منتشر و میزان رشد جمعیت در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ به طور کلی سه و نه دهم درصد اعلام شد، خطر افزایش انفجاری جمعیت، متفکرین جامعه و در راس آن، دولت را به فکر اتخاذ سیاستی رسمی مبنی بر کاهش موالید انداخت. در شهریور ماه سال ۱۳۶۷ و پس از پایان جنگ، سازمان برنامه و بودجه وقت، سمیناری در مشهد برگزار کرد و از تمام سیاستگذاران و ۴۸ دستگاه مرتبط دعوت شد در این سمینار شرکت کنند. در قطعنامه پایانی سمینار، مخاطرات ناشی از تداوم نرخ رشد طبیعی جمعیت ذکر شد؛ علاوه بر آن که به دولت وقت هشدار داده شد در صورت ادامه وضعیت فعلی نرخ بیکاری به ۲۴ درصد افزایش خواهد یافت؛ آن هم در شرایطی که جمعیت کشور ۵۴ میلیون نفر بود. وضعیت ناشی از فرسایش جنگل‌ها و مراتع و تخریب منابع طبیعی نیز ترسیم شد. امام خمینی(ره)‌ نیز در تاریخ ۱۰ آبان ماه همان سال جلوگیری از موالید در صورت ضرورت یا تعیین فواصل در موالید را به عنوان یکی از مسائل مستحدثه که حوزه علمیه باید به آن بپردازد، مورد تایید قرار دادند. البته همچنان مخالفت‌هایی وجود داشت، اما سرانجام در تاریخ ۸ اسفند سال ۱۳۶۷ و یک ماه پیش از آن که برنامه توسعه کشور در دستور کار مجلس قرار گیرد، این سیاست‌ها به هیات دولت ارائه شد.

در این سیاست تعدیل موالید تا سقف ۳ فرزند به عنوان حد متناسب میانگین کودکان هر خانواده ایرانی و تضمین‌کننده ضریب جانشینی و تجدید نسل جمعیت ایران به عنوان هدف اصلی منظور شده بود و اقداماتی چون توسعه انسانی، گسترش مشارکت‌ها بویژه مشارکت‌های اقتصادی زنان، کاهش مرگ و میر اطفال، کودکان و مادران، بالا بردن سطح آگاهی‌های اجتماعی به کمک مراجع تقلید و رسانه‌های عمومی و همگانی به عنوان عوامل پشتیبانی و تسهیل‌کننده پیشبرد این هدف در متن راهکارهای سیاستی گنجانده شد. فاصله‌گذاری بین زایمان‌ها از طریق گسترش دسترسی به وسایل مدرن پیشگیری از باروری‌های ناخواسته، وازکتومی (عقیم شدن) داوطلبانه برای مردان متقاضی و حذف کلیه سیاست‌های تشویقی ۳ اولاد به بالا به عنوان اساس فعالیت‌های اجرایی مدنظر قرار گرفت.

از سال ۶۷ تا ۶۸ روش وازکتومی رسماً در برنامه‌های تنظیم خانواده گنجانده شد و در اوایل اردیبهشت ۱۳۷۲ با آمدن پروفسور لیسون چان به ایران، این روش به محافل علمی معرفی شد. این عمل نخستین‌بار در ایران توسط دکتر فریدون فروهری انجام شد. کسی که پدر وازکتومی ایران لقب گرفت و شاگردان متعددی را تربیت و راهی نقاط مختلف کشور کرد. در سال ۱۳۶۸ این سیاست‌های رسمی، تحت عنوان “تنظیم خانواده” اتخاذ شد و اجرای آن به وزارتخانه‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، فرهنگ و آموزش عالی، آموزش و پرورش و سازمان‌های ذی‌ربط دیگر واگذار شد.

در سال ۱۳۶۹ شورایی به نام “شورای تحدید موالید” با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل شد و در سال ۱۳۷۰ با ایجاد “اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده” برنامه‌های جمعیتی گسترش یافت و در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۲ قانون تنظیم خانواده مشتمل بر ۴ ماده و ۲ تبصره در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ دوم خرداد ۱۳۷۲ به تایید شورای نگهبان رسید. براساس این قانون کلیه امتیازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه، حذف و محدودیت‌هایی برای کثرت اولاد در نظر گرفته شد. سال ۱۳۹۰ مطالعات انجام شده و اطلاعات حاصل از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ نشان داد که میزان باروری کل در کشور به کمتر از یک دوم فرزند به ازای هر زن (حد جایگزینی) کاهش یافته و در صورت تداوم این روند در حدود سال‌های ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰ به صفر خواهد رسید و در نتیجه رشد جمعیت منفی شده و رشد جمعیت در بیست سال آینده به سمت سالخوردگی خواهد رفت. در تاریخ پنجم دی ماه سال ۹۰ محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت لایحه اصلاح قوانین تنظیم جمعیت و خانواده را به مجلس ارائه کرد.

در این لایحه آمده بود: از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، قانون تنظیم خانواده و جمعیت مصوب ۱۳۷۲ و اصلاحات آن و نیز کلیه محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که در قوانین مختلف بر اساس تعداد فرزند برای والدینی شاغل یا فرزندان آنان ایجاد شده لغو می گردند.

این لایحه تبصره‌ای هم داشت که به موجب آن به دولت اجازه می‌داد تا هر پنج سال یکبار با توجه به نتایج سرشماری‌های عمومی نفوس، ترکیب جمعیتی و شاخص‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و در چارچوب سیاست‌های کلی نظام نسبت به برقراری امتیازات یا ایجاد محدودیت ها بر اساس تعداد فرزندان اقدام نماید. روز سوم مرداد ۱۳۹۱ هم رهبر معظم انقلاب طی سخنانی در جمع کارگزاران نظام خواستار تجدید نظر در سیاست تحدید نسل شدند. ایشان فرمودند: “سیاست تحدید نسل در یک برهه‌ای از زمان درست بود؛ یک اهدافی هم برایش معین کردند. آنطوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه‌ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری که کارشناسها بررسی علمی و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهای علمی و دقیقِ کارشناسی شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد – که امروز قاعده‌ی جمعیتی ما جوان است – و بتدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیری جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانی را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلی مان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهای خطرناکی است؛ اینها را بایستی مسئولین کشور به جد نگاه کنند و دنبال کنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستی تجدیدنظر شود و کار درستی باید انجام بگیرد.

این مسئله‌ی افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمی است که واقعاً همه‌ی مسئولین کشور – نه فقط مسئولین اداری – روحانیون، کسانی که منبرهای تبلیغی دارند، باید در جامعه درباره‌ی آن فرهنگ‌سازی کنند؛ از این حالتی که امروز وجود دارد – یک بچه، دو بچه – باید کشور را خارج کنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند – و درست هم هست – ما باید به آن رقمها برسیم.” سرانجام لایجه دولت پس از بررسی در کمیسیون های مختلف مجلس به تصویب نمایندگان رسید و نهایتا شورای نگهبان در روز بیست و نهم خرداد ماه ۱۳۹۲ آن را تایید کرد.

اما این پایان تلاش‌های مسئولان کشور برای افزایش جمعیت کشور نبود. در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، هشتاد و دو نفر از نمایندگان مجلس طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت را تهیه کردند. طرحی که طراحانش خواستار ممنوعیت و مجازات برای کلیه اقدامات راجع به سقط جنین، روش‌های عقیم‌سازی و تبلیغات علیه فرزندآوری شده‌اند و البته بحث‌ها بر سر آن هنوز در مجلس ادامه دارد. از سوی دیگر کمیسیون فرهنگی مجلس نیز طرح دیگری تحت عنوان جمعیت و تعالی خانواده آماده کرده که به امضای ۵۰ نماینده رسیده است. طراحان هدف خود را در این طرح را رسیدن به نرخ باروری پنج و دو دهم درصد در رشد کمی و توآم با رشد کیفی تا سال ۱۴۰۴ و تثبیت آن تا سال ۱۴۳۰ عنوان کرده‌اند. اما در کنار همه این تلاش‌ها، رهبر انقلاب در تاریخ سی خرداد ماه ۱۳۹۳ سیاست های کلی جمعیت را به روئسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کردند؛ سیاست‌هایی که توجه به آن می تواند چراغ راه مسئولان و دولتمردان در رسیدن به نقطه مورد نظر باشد.

 

 

 

 

کتاب‌خانه های باز/ هزینه های کم؛ فایده های بسیار

حوزه خبری:
اجتماعی
زیر تیتر:
معرفی طرح کتابخوانه باز
موضوع پرونده:
ویژه نمایشگاه کتاب

نویسنده در این مطلب، به ایده کتابخانه های باز و اجرایی شدن آن پرداخته است.

 

در بخش هایی از این مطلب می خوانیم:

 

“… کتابخانه باز چیست؟

کتابخانه باز به کتابخانه هایی اطلاق می شود که دست یافتن به آن برای تمامی افراد جامعه به راحتی امکان پذیر باشد. کتابخانه های باز یا کتابخانه های جمع و جور و کوچکی که در هر سازمان و نهاد و مکان عمومی خصوصیت خاص خودش را دارد و مکان زیادی را اشغال نمی کند، باعث ایجاد هزینه های گزاف نمی شود، به کتابدار نیاز ندارد و همچنین سازماندهی خاصی نمی خواهد و از همه مهمتر اینکه همیشه و در همه جا در دسترس همگان قرار دارد»

 

… استفاده کنندگان از کتابخانه  باز چه کسانی هستند؟

به دلیل اینکه کتابخانه های باز در اختیار تمامی مردم جامعه قرار دارد بدین جهت افراد استفاده کننده از کتابخانه متعدد و متنوع هستند ؛ همه افراد حاضر در جامعه می توانند بخشی از اعضای بالقوه آن باشند مثل دانشجویان، کارمندان، کارگران،  کم سوادان، کودکان، زنان، مردان و عموم جامعه  همگی        می توانند به کتابخانه های باز رجوع کنند و از امکانات آن بهره لازم را ببرند به همین دلیل بانیان این کتابخانه های باید دقت کنند که منابع کتابخانه ها را بر پایه جغرافیای جمعیت و گوناگونی سن و جنس و اعتقاد آنها انتخاب نمایند که بتوانند ذائقه عموم را بطور نسبی راضی نگه دارند….”

متن کامل مقاله:

کتابخانه های باز

 

پریسا بیات

مطالعه در مرتبه نخست یک مسئله آموزشی است؛ مثل پوشیدن، خوردن، ارتباط برقرار کردن و …مطالعه و کتابخوانی باید تعلیم داده شود، از این رو مطالعه و خواندن کتاب فرآیندی است اکتسابی نه ارثی.

 

خواندن کتاب باید برای فرد همراه با لذت باشد؛ مانند لذت خوردن، دیدن و … پس کتاب باید چندان جذاب باشد که برای خواننده میل و رغبت ایجاد کند و برایش کارآ شود. یعنی مسیری را بگشاید یا وضعیتی را بهبود بخشد. برای دستیابی به این هدف یعنی خوگرفتن به فرهنگ کتابخوانی باید برنامه های صحیح و منطقی داشت و با ابتکار و خلاقیت جامعه را به این مهم سوق داد؛ از جمله شیوه هایی که در سالهای اخیر در این زمینه اتخاذ شده طرح کتابخانه های باز است که ابتکاری است برای جذب افراد به کتابخانه های عمومی.

 

کتابخانه باز چیست؟

کتابخانه باز به کتابخانه هایی اطلاق می شود که دست یافتن به آن برای تمامی افراد جامعه به راحتی امکان پذیر باشد. کتابخانه های باز یا کتابخانه های جمع و جور و کوچکی که در هر سازمان و نهاد و مکان عمومی خصوصیت خاص خودش را دارد و مکان زیادی را اشغال نمی کند، باعث ایجاد هزینه های گزاف نمی شود، به کتابدار نیاز ندارد و همچنین سازماندهی خاصی نمی خواهد. از همه مهمتر اینکه همیشه و در همه جا در دسترس همگان قرار دارد.

 

کتابخانه های باز در کجا ایجاد می شوند؟

محل کتابخانه  باید به گونه ای طراحی شود که دسترسی به آن به آسانی امکان پذیر باشد. به عنوان مثال مراکز پر رفت و آمد عمومی، مراکز و مکانهایی که مردم ساعات زیادی از وقت خود را در آنجا سپری می کنند و یا اوقات پرتی که افراد در حال آمد و شد به محل کار، تحصیل و یا منزل هستند.

 

از جمله مکان های مورد توجه و مناسب می توان به اتوبوس های شهری و بین شهری، قطار، هواپیما، مترو، ترمینال های مسافربری، پمپ بنزین، مراکز تفریحی و توریستی، مطب، هتل، آرایشگاه، آزمایشگاه، بیمارستان، نانوایی، پارک، مجتمع های مسکونی، اماکن مذهبی، مساجد و … اشاره داشت.

 

در این مکانها با قرار دادن امکاناتی مثل کتابخانه های باز، ضمن استفاده از وقت می توان سرگرمی مناسبی را طبق ذائقه هر فرد فراهم آورد و در زمینه های گوناگونی فرهنگ سازی کرد.

 

استفاده کنندگان از کتابخانه باز چه کسانی هستند؟

به دلیل اینکه کتابخانه های باز در اختیار تمامی مردم جامعه قرار دارد، بدین جهت افراد استفاده کننده از کتابخانه متعدد و متنوع هستند؛ همه افراد حاضر در جامعه می توانند بخشی از اعضای بالقوه آن باشند، مثل دانشجویان، کارمندان، کارگران، کم سوادان، کودکان، زنان، مردان و عموم جامعه همگی می توانند به کتابخانه های باز رجوع کنند و از امکانات آن بهره لازم را ببرند. به همین دلیل بانیان این کتابخانه ها باید دقت کنند که منابع کتابخانه ها را بر پایه جغرافیای جمعیت و گوناگونی سن و جنس و اعتقاد آنها انتخاب نمایند که بتوانند ذائقه عموم را بطور نسبی راضی نگه دارند.

 

ابزار و منابع مورد نیاز کتابخانه های باز

معمولا کتابخانه های باز هزینه های زیادی ندارند. می توان با راه اندازی یک یا دو قفسه چند طبقه و فراهم کردن چندین کتاب، کتابخانه را راه اندازی  و به کانونها و مراکز خاص واگذار کرد.

 

از این جهت که این کتابخانه ها مردمی هستند و به قصد استفاده عموم راه اندازی شده اند، هزینه اداره آن در صورت نیاز و ضرورت به مجموعه مربوطه محول می شود.

 

محتوای کتابها نیز باید به گونه ای انتخاب شوند که مقبولیت عام دارند و به درخواست و احتیاج جامعه باشد و نکته مهم اینکه از حجم کمی برخوردار باشد که بتوان در زمان محدود از آن استفاده اکمل را برد.

 

نحوه اداره کتابخانه های باز

در این مدل کتابخانه ها کتابدار و مسئول مستقیمی ندارند. بعد از برپایی و تجهیز منابع، آنها را بصورت رایگان در اختیار عموم قرار می دهند و افراد بر اساس مبادی اخلاقی حاکم بر اجتماع دستورات و مقررات نانوشته آن را اجرا می کنند. در کتابخانه های باز ثبت و امانت نقشی ندارد؛

 

هر فرد خود مسئول، امین و کتابدار خودش است. در این بین ممکن است مشکلاتی هم بوجود آید؛ مانند سرقت برخی کتابها، بی نظمی و جابجایی در قفسه ها، سهل انگاری و مفقود شدن آنها، پاره و فرسوده شدن و …با تمام این شرایط شیوه این کتابخانه ها بدین گونه است که هیچ مراقبت و بازرس اجرایی وجود نداشته باشد حتی اگر کتابها به سرقت رفته باشد دلیل بر مصرف و کاربرد کتاب است.

 

هدف از اجرای طرح کتابخانه باز

در عصر کنونی کانون های اطلاع رسانی و کتابخانه های وسیع با استفاده از تکنولوژی های بسیار پیشرفته برای اطلاع رسانی آسان و سریع به مردم ایجاد شده اند و تلاش بر این است که شرایط استفاده روز به روز آسان تر و قابل دسترس تر باشد. همچنین در کمترین زمان ممکن در معرض عموم قرار گیرند و توانایی استفاده از آن برای تمامی اقشار جامعه فراهم شود.

 

از جمله اهداف دیگر این طرح نزدیکتر کردن افراد به کتابخوانی و مطالعه است؛ بخصوص آنهایی که ارتباط چندانی با مطالعه ندارند با اجرای این طرح می توان کتابها را در دسترس همگان قرار داد تا آنها را ورق بزنند و به روئت هرروزه آن انس بگیرند.

 

در تمامی ممالک پیشرفته در مناطق پر رفت و آمد مراکز اینچنینی دائر می شود تا کتاب همیشه به عنوان اصلی بسیار مهم در برابر دیدگان مردم پابرجا باشد و به عنوان عنصر مهمی در مسیر زندگی افراد جامعه قرار بگیرد.

 

هدف  از بین بردن فاصله مردم و کتاب و همچنین توسعه فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در کشور است.

 

استقبال از کتابخانه های باز

طبق آمار موجود قریب به ۹۵ هزار مکان مذهبی از جمله مساجد، امامزاده ها، فاطمیه، تکیه، حسینیه، مهدیه، مصلی، نمازخانه و …. در کشور وجود دارد که به منزله یکی از جامعترین و پررفت و آمدترین اماکن شناخته می شود. در این مکانها کتابخانه های باز با استقبال بسیار خوب مراجعین روبه رو شده است که علاوه بر ایجاد فرهنگ کتابخوانی، حضور و توجه مداومتر به مسجد را در پی خواهد داشت.

 

مساجد نقش موثر و ظرفیت بالایی در رشد و توسعه فرهنگی دارند و چون در سراسر کشور پراکنده اند، می توان دانش و سرچشمه های علم را در همه کشور جاری کرد.

 

 

 

 

 

گران بی‌کیفیت/ قیمت های ما، قیمت های خارجی ها

حوزه خبری:
اقتصادی
زیر تیتر:
بررسی علل گرانی قیمت خودرو در ایران
موضوع پرونده:
جاده مخصوص یا سرگردنه

نویسنده در این مطلب، به بازخوانی شرایط خودرو در ایران و نیز، قیمت های بالا و کیفیت های پایین و علل و چرایی آن پرداخته است.

 

در بخش هایی از این مقاله آمده است:

 

“…حال باید دید که چرا قیمت تمام شده خودروهای ساخت داخل به قدری بالاست که منجر می شود با توجه به سود متعارف خودروسازان، قیمت خودرو برای مصرف کنندگان گران تلقی شود؟ در این باب می توان به بخش های مختلفی توجه کرد که سعی می کنیم. تولید خودروهای ایرانی از ابعاد مختلف وابستگی قابل توجهی به امر واردات دارد…

 

… یکی از دلایل مهم دیگر در این موضوع، عدم استفاده بهینه از منابع انسانی و بهره وری پایین شرکت های خودروسازی است. به علت به روز نبودن تکنولوژی های استفاده شده در کارخانه ها، اولا تعداد افراد مورد استفاده در صنعت بیش از سطح معمول جهان می باشد. از طرف دیگر، حضور همین تعداد کارگر نیز بعضا در کارخانه ها بیش از حد نیاز حال حاضر آن ها می باشد، هم‌اکنون استخدام غیر ضروری، غیر منطقی و به عبارت دیگر جذب رابطه‌ای نیرو در برخی از شرکت‌های خودروسازی به یک آفت جدی در مسیر رشد کمی و کیفی این صنعت تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که بنا بر اظهارات برخی از مسئولین ذیربط، در حال حاضر تعداد زیادی از افراد شاغل در این مراکز، دارای تحصیلات نامرتبط و فاقد کارایی لازم و یا مسئولیت مشخص می‌باشند و به عنوان نیروی مازاد بر نیاز، بخش عمده‌ای از وقت خود را با انجام کارهای بیهوده و غیرمؤثر سپری می‌کنند….”

متن کامل مقاله:

علی افضلی

مسلما هر کدام از ما علاقه داریم تا خودروهایی با کیفیت، راحتی و ایمنی بالا داشته باشیم و از آن لذت ببریم، اما باید گفت آنچه که در واقعیت به تحقق پیوسته تا حدودی دور از میل و علاقه ایرانیان بوده است. در طول سالیان گذشته دو عنصر کیفیت پایین و قیمت بالای خودروها در ایران، سبب شده است تا نتوانیم به مطلوبیت مورد انتظار خود دست یابیم. داستان بازار خودرو در ایران پیچیده تر از آن است که بتوان مشکلات و مسائل مربوط به آن را از یک بعد بررسی کرد، اما گذشته از همه  مباحث جاری در سطح جامعه، شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که معتقد هستید خودرو در بازار ایران گران است. بسیاری از مردم نیز معتقدند خودرو در ایران بیش از ارزش واقعی خود قیمت گذاری می شود. اما این مطلب تا چه اندازه با واقعیت تطابق دارد؟ در صورت اثبات این موضوع دلایل اصلی این گرانی چیست؟ خودروهای تولید داخل و یا وارداتی هرکدام تا چه میزان درگیر این چالش می باشند؟ در ادامه سعی خواهیم کرد با بررسی برخی ابعاد مربوط به این صنعت تا حد امکان پاسخ های مناسبی را برای این سوالات به دست آوریم.

 

آیا خودروهای داخلی واقعا گران هستند؟

در پاسخ به این پرسش طرف های متقابل در این بحث نظرهای متفاوتی دارند؛ بارها و بارها از رسانه ها شنیده ایم که مسئولان صنعت خودروسازی بیان داشته اند که به هیچ وجه خودروهای ایرانی بیش از آنچه که در دنیا مرسوم است قیمت گذاری نمی شوند. از آن سو اکثریت مردم به عنوان مصرف کنندگان کالا اعتقاد دارند که خودروهای ایرانی گران هستند. خودروسازان دلایل زیادی را برای اثبات گفته خود بیان می دارند که می تواند قیمت خودروهای ایرانی را توجیه نماید؛ از جمله بالا بودن هزینه مواد اولیه و دستمزد کارگران و همچنین گرانی قطعه های خریداری شده از قطعه سازان که موجب می شود قیمت خودرو به سطحی برسد که هم اکنون در جامعه مشاهده می کنیم. در حقیقت آن ها معتقدند که تنها درصد سود متعارفی را بر روی خودروهای ساخته شده دریافت می کنند.

 

قطعه سازان نیز که نقشی اساسی در صنعت خودروسازی ایفا می کنند، قیمت بالای قطعات را ناشی از مواد اولیه گران به کار رفته در قطعات  و مالیات های سنگین می دانند که سبب می شود قطعات تولیدی در قیمت های بالایی تحویل خودروسازان گردد. از طرف دیگر، به نظر می آید این قیمت های تمام شده برای خودروها که در بازار داخلی برای مصرف کنندگان ایرانی ارائه می گردد، به هیچ عنوان برای اقشار مختلف جامعه قابل پذیرش نیست.

 

بدون هیچ پیش قضاوتی تنها می توان گفت که قیمت خودروهای ایرانی با سطح درآمد و قدرت خرید اکثریت مردم، تطابق ضعیفی دارد و این مسئله ای غیرقابل انکار است. کافی است تنها به این موضوع توجه کنیم که درآمد یک خانوار عادی در ایران اگر حدود ۱۸ میلیون تومان در سال در نظر گرفته شود، چگونه می توان این مبلغ را با قیمت یک خودروی قیمت متوسط تولید داخل که در حدود ۳۰ میلیون تومان در بازار عرضه می شود، تطابق داد؟ این بدان معنی است که یک شخص عادی برای خرید یک خودروی متوسط از لحاظ قیمتی باید درآمد ۲۰ ماه خود را به طور کامل پس انداز نماید. حال آنکه در کشوری مانند انگلیس درآمد متوسط سالانه  حدود ۴۲ هزار پوند تخمین زده می شود که با توجه به قیمت متوسط خودروها در انگلیس که ۳۰ هزار پوند است، مشخص می شود که یک خانوار با پس انداز ۹ ماهه درآمد خود می تواند صاحب خودرو شود. این مقایسه نشانگر همان عدم تطابق قیمت خودرو و درآمد مردم در ایران است. با توجه به این مطالب باید دید مشکل از کجاست، اگر خودروسازان معتقدند که سود متعارفی را از مصرف کنندگان دریافت می کنند، چرا قیمت خودرو تا این حد با درآمد مصرف کنندگان غیرقابل تطبیق است؟

 

دلایل مختلف بالا بودن قیمت خودروهای داخلی

حال باید دید که چرا قیمت تمام شده خودروهای ساخت داخل به قدری بالاست که منجر می شود با توجه به سود متعارف خودروسازان، قیمت خودرو برای مصرف کنندگان گران تلقی شود؟ در این باب می توان به بخش های مختلفی توجه کرد که سعی می کنیم. تولید خودروهای ایرانی از ابعاد مختلف وابستگی قابل توجهی به امر واردات دارد.

 

در این زمینه باید گفت دستگاه های مورد استفاده در بخش های مختلف زنجیره تولید، اغلب از خارج از کشور خریداری و وارد می شوند و از طرفی دیگر برخی مواد اولیه مورد نیاز خودروسازان و قطعه سازان نیز وارداتی است. واردات این ملزومات از خارج کشور چه به لحاظ قیمت بالای دلار و چه به لحاظ تعرفه های گمرکی اخذ شده از آنها، موجب می شود قیمت این مواد و وسایل برای تولیدکنندگان افزایش پیدا کند؛ کما اینکه جهش قیمت دلار در سال های گذشته سبب افزایش بالای قیمت خودرو شد و همچنین افزایش تعرفه ها نیز در قیمت خودروها انعکاس پیدا کرده است. به علاوه، اثرات تحریم های وضع شده بر هزینه های بار شده بر خودروسازان به واسطه ی واردات مواد اولیه، به تشدید افزایش قیمت ها در سال های اخیر انجامید.

 

از سویی دیگر، می توان به عاملی در قالب ناکارآمدی مدیریتی و تصمیم ها و اقدامات نادرست در زمینه سرمایه گذاری ها و صادرات خودرو در خارج از کشور اشاره کرد. در سال های گذشته خودروسازان اقدام به سرمایه گذاری در کشورهای دیگر برای احداث خط تولید خودرو یا صادرات آن به کشورهای دیگر کردند که به دلیل عدم تناسب اهداف با اقدامات انجام شده در این حوزه سبب شد تا زیان هایی از این ناحیه به خودروسازان وارد شود. چون منبع انجام این سرمایه گذاری ها نه از جیب آن ها بلکه از وام های اخذ شده از بانک ها بود، موجب هزینه های بسیار بالای مالی این شرکت ها در سال های اخیر شد.

 

عدم موفقیت طرح های انجام گرفته و رسیدن موعد بازپرداخت وام ها، شرکت ها را در شرایطی قرار داد که در صورت عدم افزایش قیمت ها، متحمل زیان دهی های بالا می شدند، در نتیجه نمی توان اثر این موارد را در گرانی خودروها نادیده گرفت. در این باب می توان نقش شرکت های اقماری تحت مدیریت خودروسازان را نیز در نظر گرفت. خودروسازان بزرگ ایران علاوه بر کارخانه های سازنده خود شرکت هایی مربوط و غیرمربوط به این صنعت را نیز در مجموعه خود جای داده اند. این موضوع شائبه آن را به وجود می آورد که حساب سود و زیان این شرکت ها با حساب های کارخانه های خودروسازی مختلط شده و از این راه برخی هزینه هایی که در اصل به مصرف کنندگان ارتباطی ندارد، در قیمت تمام شده خودروهای ساخته شده وارد گردد.

 

غفلت دستگاه‌های ذیربط از ضرورت ایجاد مراکز حرفه‌ای و مطمئن در زمینه برآورد و تهیه و ارائه آنالیز قیمت درست، منطقی و تخصصی، موضوع دیگری است که باعث سهولت پذیرش آنالیز قیمت‌های غیر واقعی ارائه شده از سوی تولید کنندگان (اعم از خودروسازان و قطعه‌سازان) گردیده و در نهایت به یک عامل اصلی در  مورد احتمال بالا نشان دادن هزینه تولید تبدیل گشته است.

 

یکی از دلایل مهم دیگر در این موضوع، عدم استفاده بهینه از منابع انسانی و بهره وری پایین شرکت های خودروسازی است. به علت به روز نبودن تکنولوژی های استفاده شده در کارخانه ها، اولا تعداد افراد مورد استفاده در صنعت بیش از سطح معمول جهان می باشد. از طرف دیگر، حضور همین تعداد کارگر نیز بعضا در کارخانه ها بیش از حد نیاز حال حاضر آن ها می باشد، هم‌اکنون استخدام غیر ضروری، غیر منطقی و به عبارت دیگر جذب رابطه‌ای نیرو در برخی از شرکت‌های خودروسازی به یک آفت جدی در مسیر رشد کمی و کیفی این صنعت تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که بنا بر اظهارات برخی از مسئولین ذیربط، در حال حاضر تعداد زیادی از افراد شاغل در این مراکز، دارای تحصیلات نامرتبط و فاقد کارایی لازم و یا مسئولیت مشخص می‌باشند و به عنوان نیروی مازاد بر نیاز، بخش عمده‌ای از وقت خود را با انجام کارهای بیهوده و غیرمؤثر سپری می‌کنند.

 

این دو نکته موجب هزینه های بالای کارگران در شرکت هاست. در حقیقت، این شرکت ها به جای اشتغال برای تولید، درگیر مسئله تولید برای اشتغال هستند (حدود ۱۰% جمعیت فعال کشور، در صنعت خودروسازی و مشاغل وابسته به آن مشغول به کار هستند) که این امر سبب می شود خودروسازان از بسیاری موارد مهم دیگر از جمله هزینه ها یا بهتر بگوییم سرمایه گذاری ها به منظور تحقیق و توسعه باز بمانند.

 

این عوامل در کنار هم بهره وری پایین این شرکت ها را رقم می زنند. ظرفیت های زیادی از کارخانه ها بدون استفاده باقی می ماند و قیمت محصول نیز بالاتر از حد معمول تمام خواهد شد. نکته ای که شایسته است در اینجا بدان اشاره شود، اثرات انحصاری بودن صنعت خودرو در ایران و همچنین دخالت های دولت بر تشدید ضعف های اشاره شده در صنعت خودروسازی است. همانطور که اشاره شد، به علت سهم قابل توجه این صنعت در اشتغال کشور، همیشه حمایت ها و دخالت های دولت در قالب های مختلف متوجه خوروسازان بوده است که قطعا به مسائلی مانند شبه انحصاری ماندن این صنعت و عدم شایسته سالاری در این شرکت ها و بسیاری از مشکلات دیگر دامن می زند که در آخر دود آن در چشم مصرف کنندگان خواهد رفت.

 

تعرفه های بالای خودروهای وارداتی

از سوی دیگر، خودروهای وارداتی به ایران نیز بسیار گران تر از بازارهای جهانی در دسترس مصرف کنندگان قرار می گیرند. مسلما همانطور که می دانیم دلیل اصلی بالا بودن این خودروها تعرفه های وضع شده بر واردات آن هاست. خودروها به صورت آماده (CBU) و به صورت قطعات جدا از هم (CKD) به کشور وارد می شوند که تعرفه های این دو روش در تمام کشورهای جهان تفاوت دارد. زیرا مونتاژ قطعات منفصله در داخل کشور موجب به کار افتادن بخشی از چرخه اشتغال می شود که نسبت به واردات ماشین آماده اثرات متفاوتی بر اقتصاد کشور دارد.

 

موضوع اخذ تعرفه های گمرکی و مالیاتی تنها در کشور ما برقرار نیست و اکثر کشورهای جهان با توجه به روابط اقتصادی خود با کشورهای دیگر و همچنین اوضاع اقتصادی و صنعت خودروسازی کشورشان، تعرفه های متفاوتی را بر خودروهای وارد شده اعمال می کنند. اولاً، تعرفه تنها عامل بالا بودن قیمت این خودروها در کشور نیست و برخی هزینه های بالای دیگر مانند هزینه های مالیاتی و حمل و نقل و تاخیر و خواب خودروها موجب افزایش قیمت خودروهای وارداتی می گردند. اما سئوال اینجاست که آیا بستن تعرفه های سنگین بر واردات خودروهای خارجی در اوضاع  کنونی کشور ما کار صحیحی است یا باید دروازه های کشور را بر روی این خودروها باز گذاشت؟

 

بحث پیرامون این موضوع بسیار گسترده و پیچیده است. در ایران بر خودروهای وارداتی تعرفه ۴۰ درصدی اعمال می شود که البته در مورد خودروهای بالای ۲۵۰۰ سی سی در صورت مجاز بودن واردات، به ۱۴۰ درصد نیز افزایش می یابد. البته قیمت این خودروها در بازارهای داخلی بعضا بسیار بالاتر از قیمت آن ها بعلاوه این تعرفه هاست و حتی در برخی موارد به ۲۰۰ درصد افزایش قیمت نیز می رسد!

 

تعرفه واردات در کشورهای دیگر تاحدودی متفاوت است. به عنوان مثال تعرفه در مالزی ۳۰ درصد و در چین و روسیه ۲۵ درصد می باشد. مسلما کاهش شدید تعرفه های واردات خودرو در ایران در حال حاضر کار منطقی به نظر نمی رسد. با توجه به تاثیرات صنعت خودروسازی در تولید و اشتغال در کشور ایران، باز کردن یکباره ی مسیر واردات خودروهای داخلی با تعرفه پایین صنعت خوروسازی داخلی را  به دلیل نداشتن رقابت پذیری لازم از بین خواهد برد.

 

اما از سویی دیگر باید گفت نمی توان تا ابد به بهانه ی حمایت از اشتغال به وضع کنونی ادامه داد، لذا باید در جهت ایجاد زیرساخت های لازم به منظور افزایش رقابت پذیری خودروهای داخلی حرکت کرد تا به تدریج بتوان تعرفه ها را کاهش داد و از این طرق سعی نمود تا علاوه بر افزایش توجه به حق انتخاب مردم، ضربه تاثیرگذاری به اشتغال کشور وارد نیاید و در نتیجه این دو امر رفاه مردم افزایش یابد. قطعا نیل به این اهداف مستلزم تغییر در شیوه های مدیریتی و اداره ی شرکت ها ی خودروسازی و تغییر تدریجی نگرش دولت در مورد اقدامات خود در رابطه با این صنعت است.

 

 

 

 

 

موسیقی رپ، مهمانی که میزبان شد/ رپ از چه کانالی وارد ایران شد؟

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
رپ فارسی

موسیقی رپ چگونه خودش را به ایران رساند؟ در این گزارش به نحوه ورود موسیقی رپ به کشور و سیری که تا امروز طی کرده است پرداخته ایم.

 

در بخش هایی از این گزارش می خوانیم:

«طبعا کانال ورود این موسیقی به ایران، رسانه های مجازی، ماهواره و وب سایت ها بود، اکنون نزدیک به ۱۵ سال است که رپ پا به ایران گذاشته و هوادارانی هم پیدا کرده است، اگر بخواهیم دقیق تر به بررسی این موضوع بپردازیم باید بگوییم که از اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با اجرای یک قطعه توسط شهاب حسینی در برنامه تلویزیونی «اکسیژن» سبک رپ در داخل کشور به شکل رسمی وارد شد.»

«رپرهایی همچون سروش لشکری که با انتخاب نام مستعار “هیچ‌کس” در داخل ایران فعایلت کرده و به پدر رپ فارسی شهره است، از دیگر افرادی بود که به این عرصه ورود پیدا کرد، هرچند در سال ۱۳۸۵ نیز در چند مجموعه تلویزیونی به نام متهم گریخت، ترش و شیرین و خانه به دوش قطعه هایی به سبک رپ- پاپ فارسی اجرا شد و همه این مسائل در کنار هم دست به دست هم داد تا رپ فارسی در داخل ایران شکل بگیرد.»

«از سوی دیگر رپ فارسی که در ایران وجود دارد شش و هشت و خالتوری(کار هنری کم ارزش و بی کیفیت) است و از این لحاظ هم با رپ سایر نقاط دنیا تفاوت دارد زیرا در رپ های جهان شاهد اتفاقات ریتمیک و جالب هستیم. در مجموع رپ در کشور ما از نظر بیان کلمات، ریتم و حتی نوع موزیک دارای هیچ کدام از شاخصه های رپ در سایر نقاط دنیا نیست.»

متن کامل گزارش:

موسیقی رپ چگونه پا به ایران گذاشت؟ / نگاهی به تفاوت های موسیقی رپ ایران با غرب

 

ملیحه زرین پور

موسیقی رپ دست کم نزدیک به ۱۵ سال است که پا به ایران گذاشته و هوادارانی هم پیدا کرده است. در واقع از اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با اجرای یک قطعه توسط شهاب حسینی در برنامه تلویزیونی «اکسیژن»، سبک رپ در داخل کشور به شکل رسمی وارد شد.

 

رپ که به موسیقی اعتراض آمیز خیابانی شهره است، برای نخستین بار توسط سیاه پوستان آفریقایی که از تبعیض نژادی و مشکلات مالی در عذاب بودند با مضمونی اعتراضی شکل گرفت. موسیقی آنها دارای ضرباهنگی تند بدون رعایت آهنگسازی قانونمند و ساختارهای شعری بود، آفریقایی ها در این قالب با بیانی طنز به روایت صحنه های تلخی همچون نژادپرستی سفیدپوستان آمریکایی و معضلات و مشکلات طبقات پایین جامعه پرداختند.

 

رسانه های مجازی، کانال ورود رپ به ایران

طبعا کانال ورود این موسیقی به ایران، رسانه های مجازی، ماهواره و وب سایت ها بود، اکنون نزدیک به ۱۵ سال است که رپ پا به ایران گذاشته و هوادارانی هم پیدا کرده است. اگر بخواهیم دقیق تر به بررسی این موضوع بپردازیم، باید بگوییم که از اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با اجرای یک قطعه توسط شهاب حسینی در برنامه تلویزیونی «اکسیژن» سبک رپ در داخل کشور به شکل رسمی وارد شد.

 

پس از آن دو سال بعد شاهکار بینش‌پژوه نخستین آلبوم رپ فارسی را با عنوان اسکناس منتشر کرد، ناگفته نماند که این آلبوم با چاشنی طنز از سوی  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرد.

 

رپرهایی همچون سروش لشکری که با انتخاب نام مستعار “هیچ‌کس” در داخل ایران فعالیت کرده و به پدر رپ فارسی شهره است، از دیگر افرادی بود که به این عرصه ورود پیدا کرد. در سال ۱۳۸۵ نیز در چند مجموعه تلویزیونی به نام متهم گریخت، ترش و شیرین و خانه به دوش قطعه هایی به سبک رپ- پاپ فارسی اجرا شد و همه این مسائل در کنار هم دست به دست هم داد تا رپ فارسی در داخل ایران شکل بگیرد.

 

بعد از این ماجراها، جوانان دیگری هم که به دنبال نو آوری بودند، به این سبک و سیاق موسیقایی روی آوردند؛ زیرا چنین سبکی نیازمند دانش کافی در حوزه موسیقی و صدای چندان خوب نبود و می توانست با تغییر ذائقه طیف های مختلف جامعه، فضا را برای شنیدن آثار خوانندگان این سبک باز کند.

 

جوانان ایرانی که در ابتدا مخاطب این سبک بودند، با گذر زمان به مقلدان رپ بدل شدند و تصمیم گرفتند تا حرف ها و درد و دلهایشان را که اغلب مضمونی عاشقانه  و اجتماعی داشت با تکیه بر این شیوه بیان کنند. البته رپی که در گذشته و همین امروز در ایران خوانده می شود با آنچه در جهان عرضه شده و می شود، تفاوتی معنادار و آشکار دارد.

 

جنبه اعتراض در رپ ایران کمرنگ است

همان طور که می دانیم رپ در مجموع یک موسیقی اعتراضی است اما در رپ فارسی، جنبه اعتراض و واکنش نسبت به مسائل سیاسی بسیار کمرنگ است؛ در حالی که آشکارترین ویژگی رپ در جهان، همین جنبه اعتراضی و پرداختن به مسائل و مباحث سیاسی است.

 

در اغلب موارد رپ ایرانی دارای مضامین عاشقانه و اجتماعی است ولی موسیقی رپی که در سطح جهان عرضه می شود، عموما دارای مفاهیم و محتوای لذت جویانه، اعتراضی و خشم و خشونت است.

 

البته ما در اینجا قصد تطهیر موسیقی رپ ایرانی را نداشته و نداریم و بر این مسئله هم تاکید می کنیم، رپرهایی هستند که در داخل کشورمان مسیر بی سرانجام و آشفته ای را طی کرده و الفاظ و مسائلی را در موسیقی خود مطرح می کنند که کوچکترین تناسب و همخوانی با فرهنگ ایرانی و اسلامی ندارد. به همین خاطر است که هنوز کارهای رپ به صورت زیرزمینی و غیرقانونی تولید شده و سپس در فضاهای مجازی و بر روی وب سایت ها قرار می گیرد.

 

اما به طور کلی این روزها با توجه به اینکه قرار است به خوانندگان این نوع از موسیقی در صورت رعایت اصول اخلاقی، مجوز داده شود، کمتر شاهد بیان مضامینی زشت و بی پرده در این موسیقی هستیم.

 

در مجموع باید برای بیان تفاوت های موسیقی رپ ایرانی با جهان به مولفه اصلی اشاره کرد و به این نتیجه گیری رسید که در رپ ایرانی یک گروه مسائل اجتماعی را نقد کرده و از درد مردم و محرومین سخن می گویند و به بیان مشکلاتی نظیر جدایی و تنهایی می پردازند؛ و یا از مفاهیمی همچون مقاومت و ایستادگی و عشق به وطن حرف می زنند. گروه دیگر از رپرهای ایرانی راه افراط را پیش گرفته اند و نظام و دین را مورد هجمه قرار داده و از انقلاب بنیادی سخن می گویند و دسته سوم به طور کلی مسیر ابتذال را پیش گرفته و حرف های مبتذل را در ترانه های خود مطرح می کنند. به عبارت دیگر دو دسته اخیر که به آن اشاره شد حکم وصله ناجور را برای رپ فارسی دارند و هنوز از رویه گذشته غرب در این سبک از موسیقی تقلید می کنند.

 

خروج رپ گانگستری از مسیر اصلی خود

طی سالیان قبل دو عنصر خشونت و فساد در رپ غرب حرف اول را می زد؛ به عبارت دیگر ترویج و گرایش گسترده به سمت «رپ گانگستری» در جوامع غربی سبب شد تا به جای بیان سخنان عدالت طلبانه و مقابله با فقر و نابرابری، مفاهیم ابتذالی، فساد و خشونت، نگاه ابزاری به زن، تحقیر کردن و قانون شکنی، ساختار رپ غرب را تحت الشعاع قرار دهد.

 

البته ناگفته نماند که دهه ۹۰ میلادی رپ گانگستری مضمونی اعتراضی داشت اما پس از ورود افراد بزهکار به این عرصه، الفاظ زشت و پوچ به سبک موسیقی رپ در جهان ورود پیدا کرد و رپ گانگستری (گنگستا) از مسیر اصلی خود یعنی مضمون اعتراض خارج شد. هرچند که نباید از جاده انصاف دور شد؛ زیرا مدتهاست که دیگر رپ گانگستری طرفداری ندارد و بسیاری از خانواده ها در غرب به این رویه معترض شدند به همین خاطر بلافاصله پس از این ماجرا رپ مسیحی – انجیلی متولد شد.

 

بُعد اخلاقی و ایمانی و تعارضات و تناقضات انسان مومن با جامعه خود مضمون اصلی این نوع رپ را دربر می گیرد.

 

رپ ایرانی که این روزها قرار است با نام گفتآواز سبک و سیاق اخلاقی و درستی را در پیش بگیرد با آنچه در غرب عرضه می شود، تفاوت دارد، اگرچه بسیاری از رپرهای ایرانی در داخل کشور خودمان به بیان مضامین زشت پرداخته اند، اما به هر تقدیر نباید فراموش کرد که از ابتدا تاکنون رپ ایرانی فقط در انحصار این گونه مفاهیم ولنگارانه و سخیف نبوده است، همان طور که پیش از این به آن اشاره شد، رپرهایی هستند که در داخل کشورمان به بیان مضامین اجتماعی می پردازند.

 

طی سالهای قبل رپرهای ایرانی در دو دسته ۰۲۱ و ۰۵۱ قرار می گرفتند و بر این اساس کسانی که متعلق به گروه ۰۲۱ بودند، تلاش داشتند تا مضامین بی ادبانه و غیراخلاقی را به کار نبرند، اما دسته ۰۵۱ از بیان چنین مضامینی هیچ گونه ابایی نداشته و ندارند، با گذر زمان این گروه هم از رویه اشتباه خود دست برداشته و به ۰۲۱ پیوستند.

 

از سوی دیگر رپ فارسی که در ایران وجود دارد، شش و هشت و خالتوری است و از این لحاظ هم با رپ سایر نقاط دنیا تفاوت دارد؛ زیرا در رپ های جهان شاهد اتفاقات ریتمیک و جالبی هستیم. در مجموع رپ در کشور ما از نظر بیان کلمات، ریتم و حتی نوع موزیک دارای هیچ کدام از شاخصه های رپ در سایر نقاط دنیا نیست.

 

تمام این مسائل که به آن اشاره شد، تفاوت های پیدا و پنهان رپ ایران با جهان به ویژه کشورهای غربی را نشان می دهد.

 

 

 

 

 

گزارش/ تاکید بر حجاب در تمام ادیان/ حجاب اجباری در دانشگاه های معتبر دنیا

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
بدحجابی؛ برهنگیِ فرهنگیِ جدید

هیچ کشوری وجود ندارد که موضع آزادی محض در مورد پوشش را برگزیده باشد و شهروندان آن بتوانند به هر شکل و شمایلی که دلشان می خواهند در هر جایی از شهر حاضر شوند.

مطلب پیش رو از نگاه ادیان یهودیت و مسیحیت نسبت به حجاب بانوان رونمایی می کند.

همچنین نگازنده از قوانین اجباری حجاب در مراکز علمی و دانشگاهی آمریکا نیز سخن می گوید.

 

در بخش هایی از این نوشتار می خوانید:

“…. ویل دورانت نیز در کتاب تاریخ فلسفه خود، درباره قوانین یهودیان در مورد آرایش زنان می گوید که «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر می آراستند، لکن به آن ها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد ….”

 

“…. همچنین، در دانشگاه کالیفرنیا برکلی استفاده از لباس های بدن نما ممنوع است. دانشگاه مشهور کالیفرنیا برکلی پوشیدن لباسهای کوتاه، حاوی جملات و تصاویر ناشایست و زننده و کفش های راحتی را ممنوع کرده است.

دانشگاه تگزاس آمریکا نیز قوانینی بدین قرار برای پوشش وضع نمونده است: « آرایش صورت برای مردان و زنان در صورتی مجاز است که برای بهبود ظاهر طبیعی فرد به کار رود و موجبات کاستی در ظاهر وی را به همراه نیاورد، از این رو هرگونه آرایش غلیظ و نامتعارف در این دانشگاه ممنوع ….”

متن کامل گزارش:

محبوبه حیدری

حجاب، تنها مختص به دین اسلام و ایران اسلامی نیست. در هر کشوری قوانینی در مورد پوشش وجود دارد. یعنی هیچ کشوری وجود ندارد که موضع آزادی محض در مورد پوشش را برگزیده باشد و شهروندان آن بتوانند به هر شکل و شمایلی که دلشان می خواهند در هر جایی از شهر حاضر شوند.

اسلام حجاب را حقی برای زنان می داند. یعنی حق زن است که حجاب داشته باشد. درست بالعکس آن چیزی که ناهیان حجاب مدعی آن هستند. حجاب حق زن است، نه حق مردان یا حق حکومت.

به واسطه حجاب چیزی به زن اضافه می شود. حق اوست که خود را از نگاه نامحرمان پوشیده دارد. حق اوست که حریم شخصی خود را بپوشاند و جلوی دست درازی و عدم امنیت را بگیرد. حال اگر بدین وسیله جامعه و بالطبع مردان این جامعه نیز آرامشی را تجربه می کنند، به دلیل نفع چندوجهی حجاب است.

با این حال تا زمانی که حجاب در حیطه حریم شخصی افراد است، یک مسئله شخصی محسوب می شود. اما زمانی که پای جامعه و یک امر اجتماعی وسط بیاید به حوزه‌ای تحت نظارت حکومت تبدیل می شود. زمانی که شما با یک عمل ناهنجار باعث عدم آرامش خود و دیگران شوید و حقوقی از دیگران زائل کنید حکومت حق دخالت و بازگرداندن حق را دارد. به همین دلیل اغلب کشورها و همه ادیان، قوانینی در باب پوشش دارند. اسلام از همان ابتدا با نزول آیه‌ی «به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و یا … و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود… .» به روشنی خطوط قرمز حجاب و حد و حدود آنرا مشخص کرده است.

اسلام برای زنان تنها پوشاندن قرص صورت و کفین را مجاز می داند و مردان نیز باید از نگاه خود مراقبت کنند. از همان زمان هم نه نظرش عوض شده است و نه قانون جدیدی، قانون قبلی را نقض کرده است.

 

بی‌حجابی نماد بی‌اصالتی

اگر در گذشته غرب و ممالک غربی و تاریخ آن مداقه کنید، خواهید دید که لباس و پوشش نماد اشرافیت بوده و بدپوششی و استفاده از لباس های کوتاه، تنگ، پاره و … نمادی از فقر و بی‌اصالتی شناخته می شده است.

اگر به فیلم های تاریخی رجوع کنید و یا عکسها و نقاشی های باقی مانده از آن زمان را بررسی کنید، می بیند که زنان اشراف و بزرگان همگی لباسهای بلند، آستین دار، با چند لایه پارچه به تن دارند که گشاد و پف‌دار است.

برخی از زنان حتی موهای خود را نیز می پوشاندند و در اجتماعی بدون این پوشش‌ها حاضر نمی شدند. به مرور متن قوانین دینی عوض شد. تحریف کار خودش را کرد. جنبش‌هایی همچون فمینیسم به بهانه‌ی برابری زن و مرد، و جریان های فکری همچون سکولار به بهانه آزادی آنچه برای زنان به ارمغان آوردند برهنگی، خشونت جنسی، عدم آرامش ذهن و روح و ناامنی را ایجاد کردند.

به همین دلیل است که کشورها هر روز شاهد پناهندگی زنان به سمت حجاب هستند. برخی از کشورها نیز که کمتر در آن ها نژادپرستی و اسلام ستیزی برقرار است و منصف ترند و نگران انحطاط جامعه خود قوانین و برخوردهای درخوری در مورد رعایت حجاب مناسب دارند.

 

حجاب در دیگر ادیان

در یهودیت حجاب وجود داشته و دارد، حجاب در یهودیت مسئله ای قابل انکار نیست. آن ها حتی در مورد حجاب سخت گیری هایی هم داشتند. در کتاب «حجاب در اسلام» آمده است: «گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و همچنین، در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد.

حتی در بعضی از ملت ها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند.»

ویل دورانت نیز در کتاب تاریخ فلسفه خود، درباره قوانین یهودیان در مورد آرایش زنان می گوید که «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر می آراستند، لکن به آن ها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».

 

 

حجاب در مسیحیت

در دین مسیح نیز به حجاب زنان سفارش شده است چنانچه «جرجی زیدان»، دانشمند مسیحی در این باره می گوید: «اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع، قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است».

در انجیل نیز آمده است: «و همچنین زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز، نه به زلفها و طلا و مروارید و رخت گرانبها. بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کند به اعمال صالحه….» (انجیل، رساله پولس به تیموناوس، باب دوم، فقره ۹- ۱۵)

 

قوانین حجاب در دیگر کشورها

در اغلب کشورهای جهان همانطور که گفته شد خبری از هرج و مرج در پوشش آنطور که عنوان می شود و آنطور که به نمایش در می آید، نیست. هر مکانی قوانین خاص پوششی خود را دارد. خاصه مراکز آموزشی که هدف در آنها آرامش ذهن برای یادگیری است. در دانشگاه مری واشنگتن «mary washigton» قوانین پوشش به این شکل عنوان شده است: «کارکنان رسمی و حرفه ای باید دامن‌های بلند، به همراه پیراهن‌های رسمی به تن کنند.

دانشجویان نیز باید از پوشیدن تی‌شرت‌هایی با عکس های آزار دهنده، لباس هایی که دارای پارگی باشند، داشتن سر وضع ژولیده و نامناسب و یا پوشیدن لباس هایی که بخشی از بدن را در معرض دید قرار دهد خودداری کنند.»

همچنین، در دانشگاه کالیفرنیا برکلی استفاده از لباس های بدن نما ممنوع است. دانشگاه مشهور کالیفرنیا برکلی پوشیدن لباسهای کوتاه، حاوی جملات و تصاویر ناشایست و زننده و کفش های راحتی را ممنوع کرده است.

دانشگاه تگزاس آمریکا نیز قوانینی بدین قرار برای پوشش وضع نمونده است: « آرایش صورت برای مردان و زنان در صورتی مجاز است که برای بهبود ظاهر طبیعی فرد به کار رود و موجبات کاستی در ظاهر وی را به همراه نیاورد، از این رو هرگونه آرایش غلیظ و نامتعارف در این دانشگاه ممنوع است.پوشش دامن زنان نباید از هفت سانتی متر بالای زانو کوتاه‌تر باشد و همچنین نبایستی بیش از حدّ تنگ و بدن‌نما باشد. دامن و پیراهن چاک‌دار نیز ممنوع است. پوشیدن شلوارک و هرگونه پوشش تنگ و چسبان برای مردان و زنان ممنوع است، همچنین پوشیدن شلوار ورزشی و کِشی (ساپورت) در محیط دانشگاه ممنوع است.»

 

حجاب و تمرکز

قوانین، نظم دهنده اجتماع هستند. بنابراین با مرور قوانین اجتماعی در غرب نیز دست‌مان می آید که هر جا هدف یادگیری، تمرکز و کار جدی و … است و نه بی بندوباری و خوش گذرانی، قوانین جدی جهت رعایت پوشش‌های خاص وضع و اجرا می شود. همانطور که رئیس انستیتوی تعلیم و تربیت آلمان می گوید: «حضور مجزای دختران و پسران در کلاس های درس مخصوصا در دوره ابتدایی می تواند در یادگیری دختران تأثیر به سزایی داشته باشد در پی تحقیقات انستیتو پژوهشی پلاتک آلمان میل و رغبت دختران برای یادگیری روش، مخصوصا علوم رایضی در کلاس های مختلط رضایت بخش نیست.»

 

 

 

گزارش/ بازارهایی که ترویج بی حجابی می کنند

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
بدحجابی؛ برهنگیِ فرهنگیِ جدید

مطلب پیش رو مقایسه ای از قیمت چادر و پوشش های حجاب، نسبت به پوشش هایی که حجاب در آن کم تر رعایت شده ارائه می کند.

نگارنده در گزارشی میدانی سری به لباس فروشی ها و مانتو فروش های سطح شهر زده و از وضع اسفبار چادر؛ مانتو و لباس مناسب با شئونات اسلامی سخن می گوید.

 

در بخش هایی از این نوشتار می خوانید:

“…. فروشنده که خود دختر جوانی است و انگار دلش به حال ناامیدی من سوخته با دست یکی از رگالهای مانتو را نشان می دهد و می گوید: «اینا قیمتاشون پایین‌تره» به آن سمت می روم. روی میله‌ی بالایی رگال یک کاغذ رنگی چسبیده که روی آن نوشته: «تخفیف پنجاه درصد» مانتوها را یکی یکی بیرون می کشم و برانداز می کنم.

باز هم همان مشکل! کوتاه، تنگ، آستین نیمه، مدلهایی که در قسمت پشت کمر از پارچه‌ی گیپور و توری استفاده شده است و … به قیمتهایشان نگاه می کنم. همگی کمتر از پنجاه هزار تومن هستند!

تصور کنید مادری بخواهد برای دو دختر خود که هر دو جوان و محجبه هستند لباس تهیه کند. اگر یکی از مانتوهای سری اول را انتخاب کنند باید ۲۴۰ هزار تومن تنها برای مانتو هزیه کند و اگر به مانتوهای سری دوم رضایت بدهند ۱۴۰ هزار تومن به نفع‌شان است. البته اگر خود مادر، نیاز به مانتو نداشته باشد.

 

ساپورت‌های ارزان

از اول خیابان، که نبض خرید شهر محسوب می‌شود، یک در میان جلوی پیشخوان مغازه‌ها ساپورت های ….”

متن کامل گزارش:

مریم کمالی نژاد

اگر بخواهیم با دید اقتصادی به مسئله‌ای با اهمیت مثل حجاب نگاه کنیم، خیلی زود به این نتیجه می رسیم، هزینه‌ای که خانواده‌ها برای حجاب باید بپردازند، در وفادار ماندن به آن اهمیت ویژه ای دارد. این مسئله‌ای است که چه بپذیریم و چه نپذیریم در متن جامعه جریان دارد؛ گاه قیمت‌ها نقش تعیین کننده ای پیدا می کنند، همان‌قدر که تنوع و زیبایی در انتخاب پوشاکی که حجاب در آن ها به خوبی رعایت شده، نقش دارد؛ خاصه برای دختران و زنان جوان‌تر.

در ادامه به گزارشی مقایسه‌ای درباره قیمت چادر و دیگر پوشاک مربوط به حجاب در قیاس با دیگر پوشش‌ها خواهیم پرداخت.

 

گشتم نبود!

اگر شما دختری جوان که چادری نبوده اما به دنبال حفظ حجاب خود باشید، کارتان حسابی سخت است. پیدا کردن مانتویی که مختصات منطقی‌ای داشته باشد و بتوان از آن به عنوان یک پوشش قابل قبول استفاده کرد و در جامعه ظاهر شد، کار ساده‌ای نیست. برای پیدا کردن مانتویی که نه زیاد تنگ باشد، نه خیلی کوتاه، دکمه داشته باشد و رنگ و زیبایی و دوخت در آن به خوبی رعایت شده باشد، در جامعه‌ای که بزرگترین قشر باحجاب و مذهبی را دارد، نباید کار مشکلی باشد، اما متأسفانه چنین است.

رگال مانتوها را که زیر رو کنید، هر کدام دچار نوعی نقص در پوشش هستند. یکی کوتاه است، دیگری تنگ، اما آنکه کوتاه و تنگ نباشد، حتما از نعمت دکمه محروم و جلو باز است. اگر به حکم شانس مانتویی را پیدا کنید که نه تنگ باشد، نه کوتاه و دکمه هم داشته باشد، آن موقع مسئله زیبایی و نوع دوخت پیش می آید که متأسفانه باید گفت هیچ سرمایه‌گذاری جدی‌ای در این زمینه اتفاق نیفتاده است.

اغلب مانتوهایی که واقعا پوشش محسوب می شوند، در دسته‌ی مانتوهای مدارس و کارمندی با رنگ‌های تکراری و مرده قرار می گیرند. با این حال مراکزی هم هستند که این دغدغه و فریاد زنان مسلمانی وطنی را شنیده‌اند و دست به تولید مانتوهایی مناسب حال آن ها زده‌اند، اما مشکل درست از همین جا آغاز می‌شود، قیمت آن ها در قیاس با قیمت باقی مثلا مانتوها، تفاوت فاحشی دارد.

به یک فروشگاه سر می‌زنم که به تازگی در شهر افتتاح شده و سروصدای فراوانی به پا کرده است. نام «فروشگاه حجاب» در سر در آن خودنمایی می کند.

وارد می شوم و ردیف مانتوها را نگاه می کنم. متأسفانه با اینکه نام فروشگاه حجاب است و توقع می رود محصولاتش بویی از حجاب برده باشند، اما باز همان مسئله به قوت خود باقی‌ است، تنگی و کوتاهی همچنان در مورد مانتوها رعایت شده است.

از فروشنده می پرسم: اینها که اغلب کوتاه و تنگ هستند! و او جواب می دهد: مگر قرار نیست زیر چادر بپوشی؟

از او می خواهم یک مانتو با سایز مناسب من که نه تنگ باشد و نه کوتاه نشانم بدهد. از میان یک رگال پر از مانتوهای مشکی و قهوه‌ای یکی را بیرون می‌کشد، نگاه می‌کنم و می‌پرسم چند است؟ و فروشنده در مقابل چشمان حیرت زده‌ی من قیمت مانتو را ۱۲۰ هزار تومان اعلام می‌کند.

می‌گویم: برای این مانتو گران نیست؟ و فروشنده عذرتقصیر می خواهد که او هم یک فروشنده ساده است و در مورد قیمت‌ها مسئولیتی ندارد. فروشنده که خود دختر جوانی است و انگار دلش به حال ناامیدی من سوخته با دست یکی از رگالهای مانتو را نشان می دهد و می گوید: «اینا قیمتاشون پایین‌تره» به آن سمت می روم. روی میله‌ی بالایی رگال یک کاغذ رنگی چسبیده که روی آن نوشته: «تخفیف پنجاه درصد» مانتوها را یکی یکی بیرون می کشم و برانداز می کنم.

باز هم همان مشکل! کوتاه، تنگ، آستین نیمه، مدلهایی که در قسمت پشت کمر از پارچه‌ی گیپور و توری استفاده شده است و … به قیمتهایشان نگاه می کنم. همگی کمتر از پنجاه هزار تومن هستند!

تصور کنید مادری بخواهد برای دو دختر خود که هر دو جوان و محجبه هستند لباس تهیه کند. اگر یکی از مانتوهای سری اول را انتخاب کنند باید ۲۴۰ هزار تومن تنها برای مانتو هزیه کند و اگر به مانتوهای سری دوم رضایت بدهند ۱۴۰ هزار تومن به نفع‌شان است. البته اگر خود مادر، نیاز به مانتو نداشته باشد.

 

ساپورت‌های ارزان

از اول خیابان، که نبض خرید شهر محسوب می‌شود، یک در میان جلوی پیشخوان مغازه‌ها ساپورت های رنگارگ چیده شده اند با انواع و اقسام طرح و مدل ها، گل گلی، پشمی، طرح جین و … با حداکثر قیمت ۲۰ تا ۲۵ هزار تومن. اما با آن مانتویی که ذکرش رفت، هرگز نمی توان پوششی به تنگی ساپورت استفاده کرد. چاره چیست؟ به اولین مغازه‌ای که روی ویترینش کاغذهای «شلوار زنانه» چسبیده، وارد می‌شوم. از فروشنده می خواهم یک شلوار کتان راسته به من بدهد. شلوار را می گیرم، به پارچه رنگ و رو رفته‌اش نگاه می کنم و می پرسم: رنگ دیگرش را ندارید؟ فروشنده با بی‌میلی جواب می دهد: فقط سرمه‌ای، مشکی و قهوه‌ای!

قهوه‌ای را انتخاب می کنم و می‌پرسم: چند است؟ ۹۵ هزار تومن!

مقایسه کنید ساپورت ۲۵ هزارتومنی را با شلوار کتان رنگ و رو رفته‌ی ۹۵ هزار تومنی و به یاد بیاورید آن مادری که برای دو دخترش به دنبال خرید پوشاک مناسب است. او در این حالت باید ۱۹۰ هزار تومن دیگر هم برای شلوار هزینه کند. در حالی که اگر قرار باشد برای هر دو ساپورت بخرد با ۵۰ هزار تومن کارش راه می‌افتد.

 

چادر مشکی

ماجرا از آن زمانی آغاز شد که دخترک خواست مسافر سفر زیارتی مدرسه‌شان شود. او باید یک چادر مناسب برای این سفر تهیه می‌کرد. دخترک با مادرش راهی بازار شدند. مادر که خیاطی‌اش خوب است، گفت خودم برایت یکی می دوزم. فقط کافی‌ست یک پارچه خوب پیدا کنیم.

راسته‌ی بازار پارچه فروش‌ها پر بود از پارچه چادر مشکی با قیمت‌های متفاوت. برای دخترک ۵ متر پارچه کافی بود تا او را به آرزویش برساند.

مادر به فروشنده گفت: یک قواره پارچه چادری مشکی می خواهم! فروشنده چند نوع پارچه را جلوی پیشخوان نشان داد و تند تند قیمت هر کدام را ردیف کرد: این دو تا کریستاله، یه قواره‌اش میشه حدود ۵۰ تومن. این یکی کن کنه، اصل ژاپن، یه قواره اش میشه ۷۵ تومن.

این یکی حریر اسوده که یک قواره اش می‌شه ۱۰۰ تومن. فروشنده هنوز هم پارچه چادر مشکی دارد که قیمتهایشان به دویست هزار تومن هم می رسد. هر چه مادر و دختر راسته پارچه فروش ها را بالا و پایین می روند، قیمت ها تغییری نمی کند.

 

بدون مانتو که نمی‌شود

برای داشتن حجاب کامل نیاز به مانتو، شلوار، روسری یا مقنعه و چادر مشکی است. که طبق آنچه در بالا گفته شد، حداقل سه برابر پوششی که به مانتو، ساپورت و شال اکتفا کند، در می‌آید. گمان می کنید این مسئله می تواند خانواده‌ای را با سطح مالی متوسط یا پایین مجبور کند که از حجاب خود دست بکشند؟ برای یافتن پاسخ این سوال نیاز به مشاهده و تحقیق و پژوهش جامعه‌شناختی است. اما گمان می کنم افراد در شرایطی به حداقل‌ها رضایت دهند.

 

بازار چادر مشکی

فکر می کنید چرا قیمت پوشش‌های مربوط به حجاب چند برابر دیگر پوشاک است؟

بله یکی از دلایل آن عدم حمایت دولت است. به عنوان مثال ما هنوز در کشورمان یک کارخانه درست و درمان تولید چادر مشکی نداریم. اغلب پارچه‌های چادر مشکی از چین، ژاپن، تایلند، کره، مالزی و پاکستان وارد می شوند و چون ما بزرگترین مصرف کننده چادر مشکی در جهان هستیم سود واردات آن بسیار زیاد است.

همین باعث می شود یک مافیای قدرتمند اجازه ندهد که تولید داخلی چادر مشکی، بازار واردات آن ها را کم رونق کند. در حال حاضر تعرفه وارداتی پارچه چادر مشکی به صورت کامل ۱۶ درصد است، در حالی که تعرفه واردات سایر پارچه ها بین ۶۶ تا ۷۰ درصد تعیین شده که این وضع برای تولیدکنندگان به هیچ وجه به صرفه نیست.

عدم نظارت بر بازار، دلیل دیگری است که باعث می شود هر کس هر طور که دلش می خواهد قیمت گذاری کند و به اصطلاح هر فروشنده هر چقدر تیغش می برد، پیش برود.

همین عدم نظارت باعث می شود که تولیدکنندگان مانتو هم ذائقه جمع را عوض کنند. بازار آنقدر خالی از پوشاک مناسب حجاب می گردد که فرد مجبور به انتخاب از میان بقیه محصولات می شود و پس از چندی استفاده از آن تبدیل به عادت می شود و قبح اولیه آن می ریزد.

توجه کنید که چطور از دو سه سال قبل بازار پر شد از انواع ساپورت. هیچ نظارتی بر روی مدل ها و نوع آن ها وجود ندارد؛ خاصه پوشاک وارداتی.

 

قربانی حجاب است

بازار واردات پارچه چادر مشکی، وضعی دارد که به‌سامان شدنش نیاز به دخالت مستقیم دولت، وضع قوانین خاص و نظارت ویژه دارد که البته گویا هیچ کسی هم دغدغه‌ای در این زمینه ندارد. اما آنچه در این میان قربانی می‌شود حجاب است.

 

 

 

گزارش/ تولیدکنندگان بی‌مصرف!

حوزه خبری:
اجتماعی
زیر تیتر:
گزارشی از کشورهای صنعتی بزرگ که گرفتار مصرف گرایی نشده اند
موضوع پرونده:
تجمل گرایی
کلیدواژه‌ها:
مصرف گرایی، تجمل، تجملگرایی، مصرف، چین، ژاپن، ایتالیا، اجتماعی

کشورهایی صاحب برندهای معروف در صنعت ماشین سازی، پوشاک و لوازم خانگی هستند، آیا خود دچار مصرف زدگی و تجمل گرایی اند؟ اوضاع تجمل گرایی و خلق و خوی مصرف گرایی در این کشورها چگونه است؟

در این گزارش نویسنده به اوضاع اقتصادی و فرهنگ مصرفی سه کشور مهم صنعتی، چین، ژاپن و ایتالیا پرداخته است.

 

در بخش هایی از این مطلب می خوانیم:

«چین یکی از کشورهایی است که به دلیل سلطه ارزش‌های کمونیستی، سال‌ها مردم از تجمل گرایی و مصرف بیشتر منع شدند و نتیجه این روش‌های اجباری در سبک زندگی چینی، رشد اقتصادی و تولیدی ۱۰ درصدی در طول حدد چهاردهه بود.»

«ژاپن را می‌توان به عنوان یک کشور آسیایی همراه با عناصر فرهنگ بومی و شرقی دانست که از یکه تازان دنیای صنعت و کشورهای پیشرفته صنعتی محسوب میشود. با توجه به تجربه جنگ جهانی اول و دوم و بمباران اتمی هیروشیما، سرعت ژاپن در پیشرفت و انباشت سرمایه مایه شگفتی است. امروزه ژاپن از قطب‌های اقتصادی جهان محسوب می‌شود که زمینه تولید دانش و صنعت را در دست دارد اما مردم این کشور امروزه همچنان با ساده زیستی زندگی خود را می‌گذرانند»

«تقریبا ایتالیایی‌ها اهل پس اندازه و مصرف در حد نیاز هستند. با توجه به اینکه مراکز مهمی از مد و پوشاک در ایتالیا قرار دارد اما مردم آن کمتر غرق در مصرف گرایی شده و از مدهای روز پیروی می‌کنند. طبق نتایج یک پژوهش در سال ۲۰۱۱ در اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد مردم با پس انداز بیشتر از خرج کردن موافق هستند و تنها ۵ درصد از جمعیت ایتالیا به خرید بیش از حد اعتقاد دارند»

متن کامل گزارش:

 

ساده  زیستی، الگوی زندگی  در  کشورهای  صنعتی

سلما  محمدی

تجمل گرایی و میل به مصرف بیشتر به عنوان یک وسواس رفتاری و فکری در کشورهای بسیاری رواج یافته و به هدر رفت سرمایه تولید و توسعه انجامیده است. همچنین تجمل گرایی در بطن خود به مصرف بالای انرژی و ایجاد بحران در منابع کشورها می‌انجامد. اما برخی کشورها توانستند موج مصرف گرایی را در جامعه خود کنترل کنند. برخی به اجبار و برخی با درونی کردن ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی.

چین

چین یکی از کشورهایی است که به دلیل سلطه ارزش‌های کمونیستی، سال‌ها مردم از تجمل گرایی و مصرف بیشتر منع شدند و نتیجه این روش‌های اجباری در سبک زندگی چینی، رشد اقتصادی و تولیدی ۱۰ درصدی در طول حدود چهاردهه بود.

در این دوره چهل ساله، چین توانست مازاد درآمد ملی را به سمت سرمایه گذاری و توسعه اقتصاد کشور سوق دهد و مردم نیز به دلیل سیاست‌های سخت و سرکوب گرانه به این سمت گرایش داشتند. استفاده از کارگاه‌های کوچک خانوادگی، استفاده بیشتر از کارگر انسانی به جای ساخت و تجهیز کارخانجات بزرگ اتومانیزه باعث رشد صنعت و اقتصاد چین شد.

در بحران مالی قدرت‌های بزرگ اقتصادی در سال ۲۰۰۸، چین توانست با تمرکز بر اقتصاد داخلی خود این بحران را به راحتی پشت سر بگذارد و در تنگنای اقتصاد جهانی، اقتصاد و تولید و همچنین مصرف داخلی خود را مدیریت کند. اما روش چین بعد از کاهش فشارها و بهبود وضعیت اقتصادی به سمت مصرف بییشتر و تجمل گرایی به خصوص در پکن پیش رفت. با این همه، توان ساده زیستی و بهره‌بردای طولانی مدت از درآمد تولید کشور چین صرف توسعه کسب و کار و فعالیت اقتصادی و صادرات به کشورهای دیگر شد.

ژاپن

ژاپن را می‌توان به عنوان یک کشور آسیایی همراه با عناصر فرهنگ بومی و شرقی دانست که از یکه تازان دنیای صنعت و کشورهای پیشرفته صنعتی محسوب میشود. با توجه به تجربه جنگ جهانی اول و دوم و بمباران اتمی هیروشیما، سرعت ژاپن در پیشرفت و انباشت سرمایه مایه شگفتی است.

امروزه ژاپن از قطب‌های اقتصادی جهان محسوب می‌شود که زمینه تولید دانش و صنعت را در دست دارد اما مردم این کشور امروزه همچنان با ساده زیستی زندگی خود را می‌گذرانند. در فرهنگ روزمره ژاپن زندگی بر اساس نیاز و نه نمایش به دیگران ساخته شده و علی رقم اینکه منع قانونی برای ثروت اندوزی وجود ندارد، همچنان شیوه ساده زیستی را در پیش گرفته است.

جمع گرایی و میل به کارگروهی در ژاپن همراه با مبانی فلسفی این کشور درباره کار، در قدرتمندتر شدن اقتصاد ژاپن تاثیر گذار بوده است. در حدود ۳۰۰ سال قبل و همزمان با رشد فئودال‌ها در غرب، فلسفه کار در ژاپن بر این باور بود که اداره کشور بر مبنای نجات مردم از درد و رنج باشد و دیدگاه فلسف خاص آنان، همواره در همین مسیر حرکت کرده است.

روش زندگی در ژاپن بر مبنای زندگی خانوادگی و اخلاقی است که در نهایت باید به نفع اجتماع باشد. خانه‌های ساده، وسایل نقلیه عمومی، آشپزخانه‌های عمومی و … براساس صرفه‌جویی در مصرف سوخت و انرژی و همچنین آلوده نکردن محیط زیست طراحی شده اند. استفاده از فناوری‌های نوین و منابع تجدیدپذیر یک رویه عمومی و بر اساس آبادانی کشور بوده و رفتار عمومی مردم همسو با این شیوه از برنامه‌ریزی هاست. به طور مثال هزینه مازادی برای گرمایش و سرمایش خانه‌ها صرف نمی‌شود و از شیوه‌های کم هزینه و کم مصرف انرژی استفاده می‌شود مانند استفاده از لباس با الیاف مناسب در تابستان و لباس‌های گرم در زمستان.

ایتالیا

بعد از جنگ جهانی دوم، نقش ایتالیا در ورود به دنیای صنعتی و توسعه در اروپا قابل چشم پوشی نیست. آنها با تغییر در شیوه طراحی صنعتی اعم از کالاهای زیربنایی تا کالاهای خرد و رومزه، دریچه‌هایی جدیدی در صنعت و تولید گشودند و دوران فقر و ویرانی را با سراعت ترمیم کردند. طبق نظرات کارشناسان اقتصادی، رشد یا نزول اقتصادی در ایتالیا برخلاف برخی کشورهای پر نوسان، ناگهانی نخواهد بود.

در ایتالیا به دلیل کمبود منابع انرژی نفت و گاز، بهینه سازی مصرف انرژی به الگوی معمول زندگی تبدیل شده است و تقریبا ایتالیایی‌ها اهل پس اندازه و مصرف در حد نیاز هستند. با توجه به اینکه مراکز مهمی از مد و پوشاک در ایتالیا قرار دارد اما مردم آن کمتر غرق در مصرف گرایی شده و از مدهای روز پیروی می‌کنند. طبق نتایج یک پژوهش در سال ۲۰۱۱ در اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد مردم با پس انداز بیشتر از خرج کردن موافق هستند و تنها ۵ درصد از جمعیت ایتالیا به خرید بیش از حد اعتقاد دارند.

با اینکه کشورهای اروپایی از سرانه بالایی برخوردار هستند و صنعت و تولید در آنجا نیز رونق مناسبی دارد اما مردم بیش از خرید و تمایل به فرهنگ مصرفی، به سمت فرهنگ پس انداز روی آوردند. نتایج بیشتر به قرار زیر است:

http://www.matboeh.ir/sites/default/files/01_2.jpg

http://www.matboeh.ir/sites/default/files/03_1.jpg

جداول بالا نشان میدهد چند درصد از مردم هر کشور، تمایل به خرید کالاهای لوکس و چند درصد تمایل بهس انداز پولشان به جای خرج آن دارند.

مصرف به اندازه و میل به پس انداز برای خروج از بحران اقتصادی فردی و اجتماعی یک اخلاق اقتصادی نهادینه شده در کشورهای صنعتی است که همین مسئله باعث پیشرفت و انباشت سرمایه در بخش‌های دیگر صنعتی آنان شده است.

 

 

 

 

مقاله/ سابقه و پیشینه کارگروهی در روستاها/ تشریک مساعی در راستای عدالت‌محوری

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
جمع‌گرایی ایرانیان؛ از رویا تا واقعیت

کارگروهی در شکل خانواده، از دیرباز در جامعه ایران و به خصوص در جوامع روستایی حضوربسزایی داشت.

مطلب پیش رو از کارگروهی و جمع گرایی و نقش آن در زندگی روستایی پیشینیان سخن می گوید.

نگارنده همچنین بخشهایی از کتابهای دوتن از پیشگامان جامعه‌شناسی روستایی ایران را نیز ارائه می کند.

در بخشهایی از این نوشتار می خوانید:

“…. چنان‌چه مطالعات نشان می‌دهد حتی روستاییان ما در بعضی مناطق نه تنها براساس نسقی آب و خاک موجود را میان خود به نحو عادلانه تقسیم کرده‌اند، بلکه به منظور برقراری تعادل در میزان تولید خانوارها حتی قطعات اراضی اعم از مرغوب و نامرغوب (از لحاظ جنس خاک، میزان دوری و نزدیکی به مسکن، وضع آبخوری زمین و غیره) را نیز هر سال یک بار طبق رسوم و مقرراتی بین خانوارهای زارع قرعه کشی می‌کنند.

این پدیده فوق‌العاده اهمیت دارد، زیرا خود دلیل روشن و قاطعی است بر میزان حس مسئولیت در قبال تأمین معیشت عمومی و تضمین حسن روابط اجتماعی و عدالت و بالاخره حفاظت روح اشتراک مساعی که همه این‌ها منتهی به نوعی جمع‌گرایی[۱] اقتصادی و اجتماعی است. این جمع‌گرایی روستایی در تمام شئون و نظامات اجتماعی مردم روستایی به چشم می‌خورد که بدیهی است از دهی به ده‌ دیگر چگونگی آن تفاوت می‌پذیرد و صورت‌های مختلفی از آن هویدا می‌شود. مثلاً در روستاهای مناطق کوهستانی و میان‌کوهی- که علی‌الاصول کمبود خاک محسوس و خرده مالکی و باغداری رایج است- نحوه تجلی آن با روستاهای پایکوهی و دشت و جلگه‌ای متفاوت می‌باشد. چه در روستاهای باغدار و چه آنجا که خرده مالکی و تملک زمین برای کشت‌های ….”

متن کامل مقاله:

فاطمه گودرزی؛

کارگروهی در شکل خانواده، از دیرباز در جامعه ایران و به خصوص در جوامع روستایی حضوربسزایی داشت. افراد در مراسم آیینی، کشاورزی، دامداری، دفاع از محل سکونت، نگهداری از اموال قبیله و .. به صورت توافقی و با یک تقسیم کار ارگانیک به حیات اجتماعی خود ادامه می‌دادند.

شاید اصطلاح کارگروهی در حال حاضر رواج یافته باشد اما در فرهنگ کار ایران همواره وجود داشت و بسیاری امور تنها با کمک تمام افراد قبیله انجام می‌شد. مردم با استفاده از نظرات و اوامر ریش‌سفیدان، مسائل و مشکلات قبیله و روستا را مرتفع می‌کردند. نظام کار و اجتماعی بر اساس عرف تعیین می‌شد و افراد در یک اجتماع داوطلبانه و بر اساس نیاز گروه مردم، به انجام وظایف و نقش‌های خود می‌پرداختند.

امروزه کارگروهی را انجام کاری مشترک توسط گروهی از افراد دانسته‌اند به‌طوری‌که هر فرد علایق و نظرات خود را در سطحی پایین‌تر از وحدت گروه قرار داده و تلاش خود را معطوف به اهداف گروه می‌کند. در این شیوه استواری گروه به اولویت یافتن اهداف نسبت به علایق فردی است و بخشی از هویت حرفه‌ای و توانمندی فر دی در گروه معنا می‌یابد.

در هر حال باید اشاره کرد که اشتراک مساعی، خودیاری و تعاون اجتماعی از مظاهر بارز روستاهای ایران بوده و است. برخی این پدیده ناشی از شرایط طبیعی و مظهر نبرد با طبیعت و اساساً برای جبران عدم مساعدت‌های طبیعت و ضعف تکنیک می‌دانند. این وضعیت در دوران بسته اقتصادی و مبادله کالا به کالا بیش از شرایط مساعد بروز و ظهور می‌کند. بر همین در روستاهای ما بسیاری از امور اجتماعی با استفاده از روحیه تعاون اجتماعی انجام می‌شد. ساخت بناهای عام المنفعه مانند مسجد، حمام، مکتب‌خانه، آب انبار، پل، حفر قنات، برگزاری مراسم عبادی و مذهبی با کمک و مشارکت عموم مردم انجام می‌شد و گاه تامین هزینه به عهده مجموعه افراد بود و گاه با وقف اموال یک شخص، منبع تامین مخارج نیز مشخص می‌شد.

اما کارگروهی تنها مختص این موارد نبود، بلکه در زندگی روزمره و معیشت هر روز افراد نمایان بود. کار کاشت، داشت و برداشت با توجه به منشأ و چگونگی نسق و همچنین وجود نوعی اقتصاد منطقه‌ای و محدود، روستاییان را به سوی نوعی جمع‌گرایی داوطلبانه سوق داد تا از همیاری و مشارکت با یکدیگر توان عبور از وضعیت بحرانی و تامین مخارج و معیشت برآیند.

چنان‌چه مطالعات نشان می‌دهد حتی روستاییان ما در بعضی مناطق نه تنها براساس نسقی آب و خاک موجود را میان خود به نحو عادلانه تقسیم کرده‌اند، بلکه به منظور برقراری تعادل در میزان تولید خانوارها حتی قطعات اراضی اعم از مرغوب و نامرغوب (از لحاظ جنس خاک، میزان دوری و نزدیکی به مسکن، وضع آبخوری زمین و غیره) را نیز هر سال یک بار طبق رسوم و مقرراتی بین خانوارهای زارع قرعه کشی می‌کنند.

این پدیده فوق‌العاده اهمیت دارد، زیرا خود دلیل روشن و قاطعی است بر میزان حس مسئولیت در قبال تأمین معیشت عمومی و تضمین حسن روابط اجتماعی و عدالت و بالاخره حفاظت روح اشتراک مساعی که همه این‌ها منتهی به نوعی جمع‌گرایی[۱] اقتصادی و اجتماعی است. این جمع‌گرایی روستایی در تمام شئون و نظامات اجتماعی مردم روستایی به چشم می‌خورد که بدیهی است از دهی به ده‌ دیگر چگونگی آن تفاوت می‌پذیرد و صورت‌های مختلفی از آن هویدا می‌شود. مثلاً در روستاهای مناطق کوهستانی و میان‌کوهی- که علی‌الاصول کمبود خاک محسوس و خرده مالکی و باغداری رایج است- نحوه تجلی آن با روستاهای پایکوهی و دشت و جلگه‌ای متفاوت می‌باشد. چه در روستاهای باغدار و چه آنجا که خرده مالکی و تملک زمین برای کشت‌های چندین ساله یا دایمی (قلمستان – باغ ) ضرورت دارد، تعاون اجتماعی و اشتراک مساعی گروهی و جمعی برای امور دیگری جز قرعه‌کشی زمین و آبیاری- که مخصوص نواحی دشت‌های کم آب است- لازم می‌باشد. در این گونه نواحی تعاون در امر ساختن پل و سیل بند و استخر و مبارزه با فرسایش رودخانه‌ها، خاک و همچنین مبارزه با آفات درختی و اداره امور اجتماعی، مثلاً احداث تاسیساتی از قبیل سلاخ خانه و مسجد و مدرسه و مخصوصاً چرای حیوانات (از طریق تشکیل یک یا چند گله و سپردن آن به یک یا چند چوپان و پرداخت مخارج وی به طور دسته‌جمعی) ظهور می‌نماید. (فرهادی، ۱۳۷۳: ۳۹)

آقای خسروی، یکی از پیشگامان جامعه‌شناسی روستایی ایران در بخش مربوط به رفتار روستاییان ایران، می‌نویسد درباره روحیه فردگرایی که گروهی به قیاس با روحیه دهقانان فرنگ که پس از انقلاب صنعتی در قرن هیجده در اروپا پدید آمد، مبادرت کرده‌اند، باید گفت که نادرست است، چون وضع خاص زراعت در ایران و مشکل آب و نحوه استفاده از آن و کار در واحدهای زراعی مانند بنه و غیره ایجاب می‌کرده است که هیچ وقت روحیه فردگرایی در بین روستاییان به وجود نیاید، بلکه حس همکاری و تعاون در بین آنان نیرومند باشد. (خسروی، ۱۳۵۸)

 

نیک خلق(۱۳۸۲)، یکی دیگر از پژوهشگران مسایل روستایی، در فصل کوچکی از کتاب مقدمه‌ای بر جامعه شناسی روستایی، با عنوان «جلوه‌های تعاون سنتی در روستا» با تأکید بر وجود روحیه همکاری در بین دهقانان و بیان عوامل آن، دلایل تضعیف این روحیه را در سال‌های اخیر بررسی کرده و می‌نویسند: خانواده‌های روستایی که از گذشته‌های دور به علت نیازهای مشترک و به خاطر مبارزه علیه عوامل نامساعد طبیعی و دیگر عواملی که در زندگی و معیشت آنان خللی ایجاد می‌کند، با یکدیگر همکاری و اشتراک مساعی دارند … به‌طور کلی کنش‌های متقابل پیوسته، به هنگام حوادث و وقایع خوشایند یا ناخوشایند زندگی- که از عادات قدیمی و سنت‌های کهن روستایی ناشی می‌شود-نشانه‌هایی است که وجود همکاری را میان خانواده‌های روستایی تأیید می‌کند … روستایی از کار گروهی و شور و شوق ناشی از آن لذت می‌برد و سعی دارد بیشتر و بهتر کار کند و برای ابراز شخصیت و کسب حیثیت اجتماعی از دیگران پیشی‌گیرد. تعاون و همکاری در روستاهایی که وسایل ارتباطی در آن‎ها کمتر توسعه پیدا کرده است، با شدت و تنوع بیشتری به چشم می‌خورد.

در روستاهای نوع متمرکز که خانواده‌ها در مجاورت و همسایگی یکدیگر سکونت دارند. به علت نزدیکی مکانی و وجود رابطه همسایگی، همکاری و تعاون در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و عمرانی بیشتر صورت می‌گیرد. همکاری میان خانواده‌های روستایی، اعضای طایفه با شبکه خویشاوندی در گذشته بیشتر معمول بود و بخش مهمی از زندگی اقتصادی و اجتماعی را در بر می‌گرفت. اما این همکاری‌ها در سال‌های اخیر همراه با دگرگونی‌های جامعه روستایی دستخوش تغییرات زیادی قرار گرفته و میزان آن تا حد زیادی کاهش یافته است … امروز روحیه حساب‌گرانه (کاسب‌کارانه) و مادی‌گری در میان روستاییان رواج پیدا کرده و ممکن است در آینده گسترش بیشتری حاصل کرده، جنبه‌های مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه روستایی را در بر‌گیرد در نتیجه شعر معروف هر کس گلیم خویش به در می‌برد زموج، مصداق پیدا کند.

برخلاف تصور عمومی که می‌گویند حس همکاری و تعاون در عشایر ضعیف است، به اعتقاد ما، نه تنها ضعیف نیست، بلکه اصولاً اساس احتیاجات اجتماعی و اقتصادی این مردم بر تعاون قرار دارد، منتهی شکل همکاری و تعاون تابع ضرورت‌های خاص زندگی این مردم و منطبق بر الگوی حیات اجتماعی و اقتصاد ویژه آنان می‌باشد. ریشه این پیشداوری همگانی در این واقعیت است که انتظار داریم اشکال و اندام‌ها و مؤسسات تعاونی ما که ناشی از مختصات زندگی دیگری هستند، از سوی عشایر به آسانی پذیرفته شوند و این امری غیرممکن و یا نزدیک به غیرممکن است. یاریگری‌ها و مشارکت سنتی در ایران تنها در زمینه‏های کشاورزی و دامداری نبوده بلکه حوزه صنایع و پیشه‏ها و اصناف شهرها و در زمینه‏های غیراقتصادی نیز فراوان بوده است. (همان)

به نظر فرهادی(۱۳۷۳)، با آشنایی تدریجی ایرانیان با فرهنگ فردگرایانه وکاسبه‌کار‌انه غربی و جهانی شدن نظام سرمایه‏داری، نوعی فتور و بیگانگی در فرهنگ جمع‌گرایی به وجود آمده که در حال بازسازی و بازآفرینی فرهنگی در کشور است و حداقل در برخی زمینه‏ها سازگاری بین برخی ابزارهای جدید و شیوه‏های سنتی به وجود آمده است. (۱۸۴)

کتاب‏های بنه، نظام‌های آبیاری سنتی، فرهنگ یاریگری در ایران (کم و کیف تعاونی سنتی و زنانه‌واره)، پژوهشی در شیوه‏های مشارکتی ده گل‌سفید، قسمتی از کتاب اقتصاد کشاورزی، هوشنگ ساعدلو که عدم همکاری زارعین را غیر منطقی می‏داند؛ چرا که کوچکترین عدم همکاری باعث کاهش تولید می‏شود و برخی دیگر از نویسندگان به‌دلیل شرایط طبیعی ایران، احتیاجات اقتصادی و اجتماعی و تأثیر مذهب در تقویت روحیه همکاری و تعاون و دگر خواهی را دلیلی برای وجود فرهنگ جمع‌گرایی ایرانیان دانسته‏اند. (فرهادی، ۱۳۷۳ : ۱۸۵ – ۱۷۲)

در غرب زنان مدتی کمتر از یک رن سابقه حضور در اجتماع دارند در حالی که به استناد پژوهش‌های انجام شده، زنان ایران از گگشدته در سیستم‌های زنانه تعاونی فعالیت اقتصادی داشتند. «واره» نام این تعاونی‌های زنانه بود که با هدف یک کاسه کردن تولیدا ت شیری شکل و توسعه یافت. این تعاونی به نوعی بازتولید همیاری و کارگروهی موجود در جامعه، در چارچوبی زنانه بود که هم عواید اقتصادی و هم عواید اجتماعی برای زنان به همراه داشت.

متاسفانه در بسیاری مطالعات روح فرهنگ جمعی و کارگروهی در اجتماعات ایرانی به درستی فهم نشد و شیوه کارگروهی ایرانیان در مقایسه با شیوه کارگروی در غرب، به کلی نفی شد و آنان را منافی کارگروهی معرفی کردند. این شیوه معرفی ایران به جهانیان از سوی غرب در جهت سیاست‌ها و سواستفاده از منابع اقتصادی شرق و به تبع ایران بود.

با نسبت دادن صفات منفی و شاخص سازی شیوه زندگی براساس اسلوب مورد تایید خود، خودباوری و اعتماد به نفس ایرانیان تا حد زیادی از بین رفت و آنان توان بازیابی خود را تا مدت‌ها نداشتند زیرا به آنان قبولانده شده بود که در ایران، فرهنگ کار جمعی وجود ندارد و نیازی به آزمون دوباره نیست. این در حالی است که فرهنگ روستایی و عشایری ایران که در گذشته بخش اعظم جمعیت را شامل می‌شد، بخش اکثر فعالیت و کار خود را بر اساس تعاون و مشارکت گروهی مردم به ثمر می‌رساند.

 

منابع:

  • نیک خلق، علی اکبر .۱۳۸۲. جامعه شناسی روستایی، تهران: چاپخش.
  • مرتضی فرهادی.۱۳۶۷. «گونه‏شناسی یاوریها ویاریگریهایسنتی در ایران. نامه‏ علوم اجتماعی.دوره جدید.شماره اول. تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌.۱۳۷۳. درآمدی‌ بر مردم‌شناسی‌ و جامعه‌شناسی‌ تعاون‌ در ایران: یاریگری‌ در کشت‌ کاری‌ و آبیاری‌). تهران‌:مرکز نشر دانشگاهی‌.

 

 

یادداشت/ درس‌های کاربردی «شاهنامه» در دنیای امروز

حوزه خبری:
فرهنگی
موضوع پرونده:
نیمه دوم مهر ماه
کلیدواژه‌ها:
حسن رضایی – شاهنامه، دنیای امروز

احسان رضایی، استاد دانشگاه و نویسنده طی یادداشتی به بررسی کابرد شاهنامه در دنیای امروز پرداخته است.

از نظر این استاد دانشگاه، تمام حالات و ویژگی های شخصیت های شاهنامه، درس های پندآموزی است که به درد انسان امروز می خورد. در زندگی عادی هم عدم کنترل خشم باعث رنجشش و یا بروز اتفاقاتی برای عزیزان و اطرافیان مان می شود.

در بخش هایی از این یادداشت آمده است:

حکیم فردوسی درباره مفهوم مرگ ، در مقدمه رستم و سهراب می گوید:« اگر مرگ دادست بیداد چیست/ ز داد این همه بانگ و فریاد چیست». مصداق این بیت را در رفتارهای امروزمان بررسی کنیم؛ تا عزیزی از دست می دهیم شیون و ناله سر می کنیم که خدایا چرا او را بردی ؟! این چه ظلمی است و…  فردوسی هم در اشعارش این موضوعات را طرح کرده و جواب هایی داده است و البته گاهی نیز پاسخی نداده و فقط سوال  ایجاد کرده است. اینگونه سخنان که دیگر کهنگی و تاریخ مصرف ندارند. هنوز پس از گذشت سالیان عده ای ابن خلدون را به عنوان پدر جامعه شناسی می شناسند و نظریات او را مورد بحث قرار می دهند. به نظرم مستهلک شدن اندیشه های گذشتگان تنها در مورد علوم دقیقه صدق می کند نه علوم انسانی.

در ابیات شاهنامه، احوال افراد مختلفی بیان شده است. به عنوان نمونه در بخش حکمرانان، مسئولان و دولتمردان، شخصیت «کیکاووس» وجود دارد؛ فردی که اهل  مشورت کردن با دیگران نیست و به تنهایی تصمیم گیری می کند که در نهایت منجر به بروز اتفاقات ناخوشایند در ایران می شود. تصمیمات نابخردانه او باعث شد تا سیاوش از ایران برود و کشته شود و ایران از نبود پهلوانی به سان «سیاوش» آسیب هایی جدی ببیند.

متن کامل یادداشت:

 

یادداشت// شاهنامه و کاربرد آن در دنیای امروز

احسان رضایی، استاد دانشگاه و نویسنده

با افتخار می توان گفت که شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه های جهان، مهم‌ترین اثر از اندیشه های سیاسی اجتماعی، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسه ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ماست. امروزه برخی این سوال را مطرح می کنند که آیا اشعار فردوسی در شاهنامه با توجه به قدمت ۱۰۰۰ ساله ، در عصر حاضر کاربرد و کارآیی لازم را دارد؟ به این افراد باید اینگونه پاسخ داد کهامروزه در کنار پیشرفت طب مدرن، طب سنتی کاربرد خود را حفظ کرده و مورد اقبال عمومی است. همیشه و در همه حال انسان ها به تجارب گذشتگان مراجعه می کنند و اعتقاد دارند که کشفیات آن دوران در عصر حاضر نیز کاربرد و خریدار دارد.

حکیم فردوسی درباره مفهوم مرگ، در مقدمه رستم و سهراب می گوید: «اگر مرگ دادست بیداد چیست/ ز داد این همه بانگ و فریاد چیست». مصداق این بیت را در رفتارهای امروزمان بررسی کنیم؛ تا عزیزی از دست می دهیم شیون و ناله سر می کنیم که خدایا چرا او را بردی؟! این چه ظلمی است و…  فردوسی هم در اشعارش این موضوعات را طرح کرده و جواب هایی داده است و البته گاهی نیز پاسخی نداده و فقط سوال  ایجاد کرده است. اینگونه سخنان که دیگر کهنگی و تاریخ مصرف ندارند. هنوز پس از گذشت سالیان عده ای ابن خلدون را به عنوان پدر جامعه شناسی می شناسند و نظریات او را مورد بحث قرار می دهند. به نظرم مستهلک شدن اندیشه های گذشتگان درباره علوم انسانی صدق نمی کند.

به عنوان مثال: کتاب های پزشکی هر ۲ سال یکبار مورد بازنگری قرار می گیرند و با ویرایش های جدید منتشر می شوند، اما کهنگی در علوم مذهبی و علوم انسانی معنایی ندارد. به نمونه ای از متون ترجمه شده الواح سومری توسط ساموئل نوح کریمر، سومر شناس معروف دقت کنید؛ یک روز پسری برای رفتن به مدرسه دیر می کند و همچنین تکالیفش را نیز انجام نداده بود. آن روز مادرش غذای بیشتری برای فرزندش می گذارد و به او توصیه می کند که از غذایش به معلم خود دهد تا او را تنبیه نکند. این نکته ای است که امروزه همه ما آن را تجربه کرده ایم؛ اگر خطایی از ما سر زد در اشکال گوناگون سعی به جبران آن داریم. این سنگ نوشته ها بسیار قدیمی تر از مطالب شاهنامه است اما همچنان کاربرد دارد.

به نمونه هایی از «امثال و حکم» توجه کنید. به نظر شما آیا آن ها با گذشت زمان بی ارزش شده اند؟ « مرگ برای همه است گشاده دست باش». «عمر دراز است صرفه جویی کن». این جملات همه دارای پند هستند که در یک لوح مربوط به ۳۰۰۰ سال پیش سومری ها با خط میخی نوشته اند. آیا مفاهیم آن در عصر امروز کاربرد ندارد؟ ابیات شاهنامه نیز همین طور است.

در ابیات شاهنامه، احوال افراد مختلفی بیان شده است. به عنوان نمونه در بخش حکمرانان، مسئولان و دولتمردان، شخصیت «کیکاووس» وجود دارد؛ فردی که اهل  مشورت کردن با دیگران نیست و به تنهایی تصمیم گیری می کند که در نهایت منجر به بروز اتفاقات ناخوشایند در ایران می شود. تصمیمات نابخردانه او باعث شد تا سیاوش از ایران برود و کشته شود و ایران از نبود پهلوانی به سان «سیاوش» آسیب هایی جدی ببیند.

کیکاووس وقتی وصفی را درباره مازندران شنید بلافاصله به آنجا لشکرکشی کرد و در همان جا گرفتار شد. این مثال در عصر حاضر هم کاربرد دارد. مسئولان باید بدانند که هر زمان افرادی به نزدشان رفتند و سخنی مطرح کردند، بدون مشورت با دیگر صاحب نظران اقدام نکنند. این وجهی از شاهنامه است که به دولت مردان بر می گردد. در وجه دیگری از این اثر ملی کشورمان، پهلوانانی وجود دارند که می توانند الگویی برای مردمان باشند. پهلوانی به سان «توس» خیلی زود خشمگین می شد و خشم او فجایعی را در تاریخ شاهنامه رقم زده است.

در زمان توس، پهلوان دیگری به نام «سیاوش» نیز می زیست. او به دلیل دارا بودن صفات نیکوی اخلاقی نزد مردم عزیز و قابل احترام بود که حتی قتل ناجوانمردانه اش، محبوبیت او را دوچندان کرد. از سیاوش دو پسر به یادگار باقی می ماند؛ یکی «کیخسرو» که بعد از مرگ پدر توسط مردم ایران به پادشاهی رسید و دیگر پسر سیاوش «فرود» نام داشت. فرود در قلعه ای در سرزمین های دشمن زندگی می کرد و چون شنیده بود که سپاه ایرانیان به رهبری برادر، برای خونخواهی پدرشان به آن سرزمین رهسپار شده، تصمیم گرفت تا به کمک برادرش بشتابد و در همانجا متوجه شد که بر اثر خشم توس چه اتفاقاتی رقم خورده است. سپاهی به رهبری توس در حال رهسپاری برای جنگ بود که در میانه راه قلعه ای را از دور می بینند. دو سرباز جلوی درب قلعه نگهبانی می دادند. توس به لشکریان خود دستور داد تا این سربازها را دستگیر کنند و نزد او ببرند.

این امر باعث جدال بین سربازان می شود. توس نیز که خشم جز صفات و سیره رفتاری اش به شمار می رفت، با مشاهده آن جدل، خشمگین شد و قلعه را به آتش کشید. برادر کیخسرو که مردم او را بسیار دوست می داشتند توسط سربازان توس کشته می شود.

تمام حالات و ویژگی های شخصیت های شاهنامه، درس های پندآموزی است که به درد انسان امروز می خورد. در زندگی عادی هم عدم کنترل خشم باعث رنجش و یا بروز اتفاقاتی برای عزیزان و اطرافیان می شود. سنبل های دیگری نیز در شاهنامه وجود دارند. مثل گیو، گودرز، بهرام که نماد مهربانی است و بیژن نماد جوانی و خام بودن است که در عشق دچار گرفتاری می شود؛ همان معضلاتی که نسل جوان ما به آن مبتلا شده اند. ابوالقاسم فردوسی با ظرافتی خاص درس های زندگی را در اشعارش گنجانده است. این شیوه مرسوم در سنت ادبیات تعلیمی مان است.

مولانا در مثنوی قصه گویی می کند و در انتها می گوید ای انسان مانند این اتفاق شاید برای شما هم بیفتد، پس این کار خطا را انجام مده و یا سعدی در بوستان، ثنایی در حدیقه الحقیقه، عطار در الهی نامه و منطق الطیر از ادبیات تعلیمی بهره می جویند.

 

 

 

 

گزارش/ چرایی ناپایداری احزاب در ایران

حوزه خبری:
سیاسی
موضوع پرونده:
کارکردهای حزب در ایران
کلیدواژه‌ها:
اجتماعی، حزب و احزاب، علل ناپایداری احزاب در ایران

در این نوشتار به علل ناپایداری و عمر زودگذر  احزاب در جامعه ایران می پردازیم و تاریخچه شکل گیری احزاب را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

دکتر لیبی مدیر رادیو تجارت، دکتر خانجانی، عضو هیئت علمی دانشگاه درباره تشکیل احزاب در ایران سخن می گویند.

دکتر کاووس امامی نیز برخی از دلایل ظهور و افول احزاب دولتی و غیردولتی در ایران را بر می شمرد.

در بخش هایی از متن می خوانید:

“…. دکتر خانجانی، عضو هیئت علمی دانشگاه و درباره تشکیل احزاب در ایران معتقد است: «در غرب کشورهای بسیاری توانستند علاوه بر رشد کمی احزاب، رشد کیفی را نیز تجربه کنند به طوری که در برخی کشورها بالغ بر ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ سال فعالیت حزبی وجود دارد. ما اگر مشروطه را هم جزء فعالیت حزبی در نظر بگیریم، در کل حدود ۱۰۰ سال فعالیت حزبی داشتیم که در این صد سال فعالیت‌های گروه‌های سیاسی عمدتاً در مواجه با استبداد و محدودیت‌های قانونی و حکومتی بودند و به همین دلیل نتوانستند خودشان در در قالبی مستقل شکل و ارائه دهند. در اواسط دوران قاجار انجمن‌ها، گروه‌ها و گده‌های در قالب گعده های سیاسی اجتماعی به وجود آمدند و فعالیت‌هایی داشتند.

سپس در دوره رضاشاه (پهلوی اول) نیز تعدادی حزب سیاسی شکل گرفت اما متاسفانه به دلیل محدودیت‌هایی ایجاد شده برای ادامه حیات آنها، از بین رفتند. دوره پهلوی دوم هم فعالیت‌های سیاسی در قالب احزاب تا سال ۱۳۳۲ جریان داشت اما فعالیت‌های حزبی بعد از این سال دچار افول و انحطاط شد. این کاهش فعالیت احزاب و محدودیت‌های ایجاد شده تا جایی ادامه یافت که دولت پهلوی به احزابی روی آورد ….”

متن کامل گزارش:

 

سودابه قیصری

حزب یکی از مولفه‌های اصلی در سنجش میزان دموکراتیک بودن یک نظام سیاسی محسوب می‌شود. برخی معتقدند که برای پایداری توسعه سیاسی در هر کشوری حضور و فعالیت احزاب ضرورت دارد. در علوم سیاسی برای حزب کارویژه‌هایی تعریف شده که به ساماندهی نیروها و یا تلفیق منافع متعارض می‌پردازد و موجب رشدآگاهی سیاسی در جامعه می‌شود.

تشکیل احزاب در ایران با رخداد برخی اتفاقات سیاسی نسبت دارد، در حالیکه تداوم آن‌ها نیازمند پشتوانه مردمی است. با این همه، احزاب سیاسی در ایران چندان موفق بوده و اغلب بعد از مدتی که از زمان تاسیس گذشت، با فروپاشی مواجه شدند. در زمان پهلوی دوم، تشکیل احزاب نیز به امری فرمایشی و صوری برای وابستگی بیشتر به غرب مبدل شد و احزاب دولتی یکی پس از دیگری تولد یافتند. با این همه احزاب مردمی نیز در این زمان شکل گرفتند، ولی تدوام آنها نیز با موفقیت همراه نبود.

احزاب در ایران تا کنون سه دوره را تا به امروز تجربه کرده‌اند. دوره اول مربوط به جنش مشروطیت است؛ دوره دوم به زمانی باز می‌گردد که رژیم پهلوی درصدد دیکته کردن ایدئولوژی غرب در ایران بود به گونه‌ای که احزاب شکل گرفته دولتی و در راستای سیاست‌های تحمیلی نظام شاهنشاهی قرار گرفتند. به مرور و با افزایش آگاهی سیاسی مردم در آستانه انقلاب، رشد فزاینده احزاب را شاهد بودیم.

در سال‌های اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی احزاب با نگرش‌های متفاوت و گاه متضاد ایجاد شدند. با گذشت زمان و روشن شدن اهداف انقلاب و شیوه حکومت‌داری جمهوری اسلامی، ماهیت مطالبات و نوع فعالیت سیاسی نسبت به دو دوره قبل تغییراتی کرد؛ وجه هویتی و نمادین به خود گرفت، ابعاد متنوع و پیچیده ای پیدا کرد، و با گذشت زمان، متأثر از جریان جهانی شدن نه تنها در سطح جامعه بلکه در جامعه مجازی و رسانه ها هم مطرح شد. موضوع دیگر به تغییرات ساختاری در بافت اجتماعی کشور برمی گردد که آن را کاملاً متمایز از دو دوره قبل می کند. افزایش سطح تحصیلات، افزایش میزان اشتغال، گسترش تعاملات جهانی، رشد ارتباطات جمعی که هر یک از این عوامل زمینه ساز تحولاتی منحصربه فرد در این دوره شده است. در ادامه به تشریح مختصری از این دوران و بررسی نظرات کارشناسان پرداختیم.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ احزاب متعددی از سوی رژیم شاه به صورت فرمایشی و دستوری به‌وجود آمدند. در دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ هر چند کنترل کامل درآمدهای نفتی، توان لازم را برای ایجاد زیرساخت‌های صنعتی و نظامی مهیا ساخته بود و پهلوی دوم کار نوسازی ساختار اجتماعی – اقتصادی را آغاز کرد، اما به جای نوسازی سیاسی، قدرتش را افزون بر حمایت‌های خارجی، بر روی چهار ستون نیروهای مسلح، شبکه­ حمایتی دربار‏، دیوان‌سالاری گسترده­ دولتی و نظام احزاب دستوری قرار داد. اتخاذ این رویه با موفقیت همراه نبود زیرا بنیان‌های تشکیل احزاب نه تنها رعایت نشد بلکه سعی در ساماندهی کردن مردم از کانال‌ها کنترل‌گر خود داشتند. احزاب دولتی مانند حزب رستاخیز به یک حزب اجباری و فراگیر در ایران مبدل شد که هر نوع فعالیت سیاسی را الزاما در چارچوب خود تعریف می‌کرد. (ماهنامه زمانه – دکتر مسعود طلبی)

دکتر لبیبی مدیر رادیو تجارت در تشریح این نوع احزاب دولتی در کشور گفت: «احزابی که توسط دولت‌ها ایجاد می‌شوند، اغلب یا منحل شده، تغییر نام داده یا دچار تغییرات فکری عظیم می‌شوند، زیرا برخاسته از بطن مردم،گرایش‌ها، تفکرات و عقاید ریشه‌دار آنها نبوده است. تشکیل حزب توسط دولت، تظاهر به ایجاد حزب و فعالیت حزبی است و شاید کارکردهای جزیی در جامعه سیاسی داشته باشند اما آن ثبات و پایداری را نمی‌توانند در جامعه و در بین نظام سیاسی ایجاد کنند مگر اینکه به مرور در درون مردم و عقاید ان‌ها نفوذ کنند، استحاله شوند و بتوانند گروه‌های قابل توجهی از مردم را با خود همسو کنند که اغلب کار بسیار دشواری است.»

دکتر خانجانی، عضو هیئت علمی دانشگاه و درباره تشکیل احزاب در ایران معتقد است: «در غرب کشورهای بسیاری توانستند علاوه بر رشد کمی احزاب، رشد کیفی را نیز تجربه کنند به طوری که در برخی کشورها بالغ بر ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ سال فعالیت حزبی وجود دارد. ما اگر مشروطه را هم جزء فعالیت حزبی در نظر بگیریم، در کل حدود ۱۰۰ سال فعالیت حزبی داشتیم که در این صد سال فعالیت‌های گروه‌های سیاسی عمدتاً در مواجه با استبداد و محدودیت‌های قانونی و حکومتی بودند و به همین دلیل نتوانستند خودشان در در قالبی مستقل شکل و ارائه دهند. در اواسط دوران قاجار انجمن‌ها، گروه‌ها و گده‌های در قالب گعده های سیاسی اجتماعی به وجود آمدند و فعالیت‌هایی داشتند.

سپس در دوره رضاشاه (پهلوی اول) نیز تعدادی حزب سیاسی شکل گرفت اما متاسفانه به دلیل محدودیت‌هایی ایجاد شده برای ادامه حیات آنها، از بین رفتند. دوره پهلوی دوم هم فعالیت‌های سیاسی در قالب احزاب تا سال ۱۳۳۲ جریان داشت اما فعالیت‌های حزبی بعد از این سال دچار افول و انحطاط شد. این کاهش فعالیت احزاب و محدودیت‌های ایجاد شده تا جایی ادامه یافت که دولت پهلوی به احزابی روی آورد که خود و سران حکومتی وابسته‌اش آنها را تشکیل دادند. احزاب تشکیل شده توسط آنها جلوه‌ حزبی مشخصی نداشتند و در پیشانی و راس امور سیاسی آنها، فعالیت سامانمند حزبی قابل مشاهده نبود.»

دکتر کاووس امامی با شمردن برخی از دلایل ظهور و افول احزاب دولتی و غیردولتی در ایران، بر این باور است که: «یکی از نکات مهم در مباحث مربوط به احزاب این است که آن است که بین احزاب سیاسی و توسعه سیاسی نوعی همبستگی و رابطه تعاملی وجود دارد. شاید گسترش فعالیت احزاب سیاسی نشانه توسعه سیاسی باشد اما سابقه فعالیت حزبی گسترده و خوبی در ایران نداشتیم و نوعی دید منفی هم به دلیل عدم موفقیت احزاب سیاسی داشته است. در هر حال احزاب همیشه در بیشتر کشورهای جهان در صحنه‌های اصلی رقابت سیاسی حضور داشتند اما در ایران احزاب به واسطه چهره‌های شاخص در احزاب یا جناح‌ها شناخته شدند و به افراد نسبت داده شده است.»

احزاب در دوران معاصر عرصه خودنمایی فعالیت مردمی و دولتی در فعالیت‌های سیاسی بودند اما کارنامه چندان موفقی از احزاب سیاسی در ایران به چشم نمی‌خورد زیرا تشکیل آنان بسته به برخی تب‌های سیاسی در کشور بازگشته و بعد از فروکش کردن آن فعالیت بسیار کاهش یافته و به تعطیلی احزاب انجامید.

دکتر لبیبی در این باره معتقد است که به دلیل همزیستی مسالمت آمیز محلی و قومی در ایران، حزب به معنای مرسوم عرب در ایران تبلور نیافت :«در تاریخ تمدن ایرانی، خوشبختانه همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و گروه‌های مختلف مذهبی در کنار هم و در یک شهر یا محله وجود داشته و دارد و این امتیاز مثبتی برای ماست. حزب‌ها در جامعه ما ایجاد می‌شوند اما به سرعت از بین می‌روند و همین امر دید منفی نسبت به احزاب سیاسی در جامعه ایجاد کرده است. تشکیل حزب بدون توجه به زیرساخت‌ها و گذر زمان لازم مانند ساخت بنایی عظیمی است که بدون فونداسیون و پی‌ریزی‌های ضروری در زمان بسیار کوتاه ساخته می‌شود.»

بعد از انقلاب نیز به فراخور فضای سیاسی کشور، تشکیل احزاب بسیار رشد یافت اما این احزاب نیز با توجه به ضرورت‌ها واهداف بلندمدت پایه‌ریزی نشده بود و بنابراین نتوانست به فراخور نیاز سیاسی در کشور نقش آفرین باشد. احزاب بسیار زیاید شکل گرفتند که هیجیگ دوام لازم برای تصمیم‌سازی در عرصه سیاسی را نیافتند و چند دسته‌گی و فروپاشی درونی سازمان حزب مانع از آن شد تا بخشی از فرایند ساماندهی فعالیت سیاسی مردمی را پوشش دهد.

دکترخانجانی در این باره معتقد است: «بعد از انقلاب ۳۲ حزب برای فعالیت مجوز داشتند که بیشتر آنها در قالب کانون‌ها و حزب‌هایی بودند که فعالیت چندانی در عرصه سیاسی کشور نداشتند. در دوران بعد از سال ۱۳۷۶ نیز تحولاتی در حوزه فعالیت احزاب رخ داد اما متاسفانه دوره این فعالیت‌ها و تحرکات سیاسی کوتاه بود. اساساً در این دوره کوتاه، احزاب نمی‌توانستند رشد و فعالیت مناسب یا ثمر بخش داشته باشند.»

سال ۷۶ را می‌توان دوره تولد قارچ‌گونه احزاب سیاسی در ایران دانست که هیچیک فرایند سازمان حزب را به درستی طی نکردند و تنها در جریان حوادث سیاسی آن زمان اقدام به تشکیل احزاب مختلف کردند. با اینکه بعد از دوم خرداد ۷۶ بیش از ۱۸۰ حزب در مدت ۷ سال مجوز گرفته و شکل یافتند اما اغلب احزاب کوچک و بعضی از آنها خانوادگی بود که متاسفانه نمی‌توان به آن احزاب جایگاه حزب در کلان خود را نسبت داد.

دکتر لبیبی تغییرات رخ داده در ایران را زمینه‌ساز تشکیل احزاب به معنای مرسوم سیاسی خود دانست و گفت: «با توجه به نغییرات ایجاد شده در ایران و افزایش سطح آگاهی سیاسی مردم، چشم اندازهایی برای ایجاد حزب در حال وقوع است. مردم با دیدن اتفاقات رخ داده در کشورهای همسایه و دیگر کشورهای خاورمیانه، درس‌های خوبی از بی ثباتی سیاسی گرفتند و به عبارتی از وضعیت پیش آمده در آنجا عبرت گرفته است.

به طور مثال آنها وقتی انتخابات، درگیری‌ها و کشتارهایی که در عراق را می‌بینند، متوجه می‌شوند که چقدر عدم امنیت موجب لطمه به کشور عراق شده و دلیل آن هم نبود زیرساخت‌ها است. هنوز در کشور عراق درگیری‌های قومی و مذهبی وجد دارد که حاکی از عدم تحمل دیگرانی است که عقاید مشترک با هم ندارند و در نتیجه فضای خطرناکی که به ضرر همه آنهاست ایجاد شده است.»

باید گفت که ظهور، عملکرد و گسترش احزاب در ایران قاعده‌مند نبوده است زیرا از دوره مشروطه و مردمی‌ شدن عرصه سیاسی و تصمیم‌گیری، تکامل احزاب از کانال‌هایی که به اهداف مورد نظر دست یابد، صورت نگرفته است و اغلب صدای گروهی خاص به مثابه صدای تمام مردم از سوی احزاب به گوش دولت و نظام سیاسی رسانده شد.

شاید با کمی اغراق بتوان گفت که تشکل‌های سیاسی حاصل مبارزه فکری، صنفی و سیاسی نبوده بلکه در دورانی از فترت سیاسی و در پی تحولات سریع سیاسی ظهور و بروز یافتند و فرصتی برای حضور و پشتوانه مردمی نیافتند. متاسفانه احزاب و فعالیت‌های آنان بدون بلوغ و آگاهی سیاسی روی کار آمدند و نتیجه این رفتار آن شد که دوره عملکرد سیاسی احزاب در مدت کوتاهی بسته شد و دستاورد مهمی در تصمیم‌سازی نظام سیاسی احیا نکردند.

دکتر کاووس امامی درباره آگاهی و بلوغ سیاسی در تشکیل احزاب در ایران گفت: «باید تاکید کنم که بلوغ سیاسی و آزادی سیاسی نسبی است و حتی در پیشرفته ترین کشورهای دنیا رأی دهندگان تحت تاثیر مسائل روز و لحظه‌ای قرار دارند و رفتارهایی را از خود بروز می‌دهند که که دور از بلوغ سیاسی است. باید به این قبیل مفاهیم نگاه نسبی داشت و هیچ وقت نمی‌توان انتظار داشت شهروندی شکل پرورش یابد که در تمام امور سیاسی و اجتماعی کاملا عقلانی رفتار کند. امروز ما می‌توانیم ادعا کنیم که شهروند ایرانی در این سال‌ها به شناخت و درکی از مسائل رسیده است و می‌تواند مسائل را تشخیص دهد؛ علیرغم اینکه برداشت‌ها و نگرش‌ها ممکن است با یکدیگر تفاوت داشته باشند.»

احزاب برای بلوغ خود نیازمند افزایش اگاهی سیاسی مردم و مشارکت دادن آنان در برنامه‌های حزبی هستند. وجود احزاب به سامان‌مند کردن فعالیت سیاسی قانونی و در چارچوب منافع کشور کمک می‌کند و هرگز نباید حزب عاملی برای فروپاشی یا براندازی تصور شود زیرا در ذات خود، حزب نهایتا به برخی اصلاحات قانونی و اصولی در نظام سیاسی ختم خواهد شد.

 

 

 

 

مقاله/ نقش خانواده در کاهش سن ازدواج

حوزه خبری:
اجتماعی
زیر تیتر:
نقش خانواده در کاهش سن ازدواج
موضوع پرونده:
تبعات افزایش سن ازدواج

ر این نوشتار تلاش می‌شود به نقش نهاد خانواده در کاهش سن ازدواج نگاهی گذرا گردد.

در یک تقسیم‌بندی، خانواده در سه ساحت می‌تواند تأثیر چشمگیری در کاهش سن ازدواج داشته باشد: ۱- اندیشه ۲- سبک زندگی و الگوی رفتاری ۳- آغاز زندگی مشترک که در این مطلب بدان پرداخته می شود.

«اما از کجا باید آغاز کرد؟! ازدواج در ذات خود امری اجتماعی است و واقعیات اجتماعی را نمی‌توان در تحلیل‌های تک‌عاملی به قضاوت نشست. چه‌بسا مجموعه‌ای از عوامل خُرد و کلانِ فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دست به دست هم داده باشند تا یک واقعیت اجتماعی –مثبت یا منفی- رخ بنماید»

««خانواده» به مثابه هستۀ اولیه و بنیادین جامعۀ انسانی جایگاه ویژه‌ای در شکل‌گیری واقعیات اجتماعی دارد و لذا لازم است به نقش اساسی آن در این عرصه توجه جدی داشت. بنابراین می‌توان نهاد خانواد را یکی از ثمربخش‌ترین و سریع‌ترین مسیرهای تحول اجتماعی دانست»

«در یک تقسیم‌بندی، خانواده در سه ساحت می‌تواند تأثیر چشمگیری در کاهش سن ازدواج داشته باشد: ۱- اندیشه ۲- سبک زندگی و الگوی رفتاری ۳- آغاز زندگی مشترک»

«بار کمرشکنِ تأمین هزینه های خانواده، در زمان حاضر آنقدر سنگین شده است که هر جوانی را حداقل به وحشت و ترس از این مسئولیت انداخته و تا آخرین فرصت های ممکن از ازدواج منصرف‌شان می‌کند. اما اگر دختر و پسر امروزی در تربیت خانوادگی‌اش با مفاهیم متعالی ای همچون «توکل» ، «عزت نفس» ، «ایمان به وعدۀ الهی» ، «قناعت» ، «ساده زیستی» و… آشنا شده و انس گرفته باشد. به خوبی روشن است که مأنوس شدنِ انسان با این حقایق ملکوتی به گونه ای که بتواند در معیشت خویش از آنها استمداد جوید، یک‌شبه حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند تمرین و تکرار است که جز در محیط خانوادگی قابل حصول نمی‌باشد»

متن کامل مقاله:

علیرضا ملااحمدی

ازدواج در ذات خود امری اجتماعی است و واقعیات اجتماعی را نمی‌توان در تحلیل‌های تک‌عاملی به قضاوت نشست. چه‌بسا مجموعه‌ای از عوامل خُرد و کلانِ فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دست به دست هم داده باشند تا یک واقعیت اجتماعی –مثبت یا منفی- رخ بنماید

گویا بهترین راه در اینست که به سراغ ریشه‌های ابتدایی رفته و تلاش کنیم تا این گِره‌ها را اندک‌اندک از سررشته باز کنیم. «خانواده» به مثابه هستۀ اولیه و بنیادین جامعۀ انسانی جایگاه ویژه‌ای در شکل‌گیری واقعیات اجتماعی دارد و لذا لازم است به نقش اساسی آن در این عرصه توجه جدی داشت. لذا در این نوشتار تلاش می‌شود به نقش این نهاد در کاهش سن ازدواج نگاهی گذرا می گردد. در یک تقسیم‌بندی، خانواده در سه ساحت می‌تواند تأثیر چشمگیری در کاهش سن ازدواج داشته باشد: ۱- اندیشه ۲- سبک زندگی و الگوی رفتاری ۳- آغاز زندگی مشترک.

 

الف ) در ساحت اندیشه

تفکر یکی از زیربنایی‌ترین ابعاد حیات انسانی است. آنچنان که بسیاری از فلاسفه قوۀ عاقله را وجه متمایز اصلی انسان از سایر حیوانات دانسته اند. معمولاً بن‌مایه‌های ابتدایی اندیشۀ انسان به‌خصوص در موضوعات اجتماعی در خانواده شکل می‌گیرد. اندیشه‌هایی که در ارتباط با این موضوع خاص می‌توان از طریق خانواده به فرزند منتقل کرد، سه گزارۀ اساسی است که هر یک به تنهایی می‌تواند تأثیر چشمیگری در ترغیب جوان به ازدواج داشته باشند:

  1. تبیین اولویت های حیات انسانی و نقش ازدواج در این مجموعه: انسان که با هدف نیل به مقام «خلیفهالهی» به این دنیا قدم گذاشت، برای آنکه بتواند در مسیر این هدف قدم بردارد، باید ملزومات و اولویت‌های اساسی چنین مسیری را بداند. طبق معارف دینی ما، ازدواج چه از بُعد صیانت از آسیب‌های این سلوک (در آغاز راه) و چه به‌عنوان کمک‌کننده و تسریع‌کننده در حرکت به سمت مقام خلیفهالهی (در میانۀ راه) جایگاه ویژه‌ای دارد و لذاست که در معارف اسلامی به این موضوع بسیار اهمیت داده شده است.

 

  1. تأثیر ازدواج در رشد کمالات شخصیتی و معنوی: ازدواج به دلیل شرایط ویژه‌ای که در زندگی شخصی انسان ایجاد می‌کند، فرد را در محیط‌های رفتاری تازه ای قرار می‌دهد که مستلزم تجربه های جدید است. این موضوع لاجرم بستری تازه برای بروز ابعاد مکتوم وجود انسان فراهم می‌آورد که انسان با دقت در آنها و مدیریت‌شان می‌تواند ظرفیت‌های مثبت شخصیتی خویش را شکوفا کند با این بیان، اهمیت سن ازدواج در این باره نیز روشن می‌گردد؛ چه، که این بستر رشد هر اندازه زودتر فراهم گردد، امکان استفاده از آن نیز راه‌وارتر و بیشتر خواهد بود.
  2. تبیین وظایف و حقوق هر یک از زن و مرد به مثابه یکی از دو جنس انسانی: یکی از اموری که باعث شده است جوانان از تن دادن به ازدواج سر باز زنند، اینست که برای دختران و پسران به خوبی روشن نشده است که هر یک به عنوان «مرد» یا «زن» اولاً چه رسالت های فردی و اجتماعی دارند و هریک کدام قطعه از پازل جامعۀ اسلامی را قرار است کامل کنند؟ و ثانیاً تا چه اندازه از حقوق برابر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی برخوردارند؟ جوان باید اولاً چارچوب حقوق جنسیتی خودش را به نیکی بشناسد و ثانیاً به این نکته پی ببرد که بخشی از مهمترین رسالت های فردی و اجتماعی اش در تشکیل زندگی مشترک است.
  3. تبیین معنای واقعی زندگی مشترک و تصحیح تصور جوان از امر ازدواج: تعریفی که جوان امروزی از امر ازدواج دارد، گاه چندان واقع‌گرایانه نیست و این امر موجب وسواس در انتخاب همسر می‌گردد و این وسواس چنان ادامه پیدا می‌کند که ازدواج به تأخیر می‌افتد. واقع‌گرایانه نبودن گاه به‌لحاظ توقعات مادی از همسر (اعم از ویژگی های ظاهری و شخصیتی و موقعیت مالی و اجتماعی وی) و گاه به‌لحاظ توقعات معنوی یا اخلاقی از وی (اعم از خُلقیات شخصی و خصوصیات روانی و اخلاقی و…)  است. این آرمان‌گرایی معمولاً از تصور غیرواقع‌گرایانه ایست که افراد از زندگی مشترک دارند. این تصورات غیرواقع‌گرایانه گاه در اثر کمبودهای عاطفی یا فرهنگی محیط خانوادگی و گاه در اثر لوازمی که مدرنیته بر زندگی اجتماعی تحمیل کرده است، برای جوان امروزی حاصل شده است. تأثیر خانواده در ترسیم واقعی‌ترِ معنای زندگی مشترک نیز از طرفی به‌واسطۀ حصول یک محیط سالم فرهنگی و عاطفی در خانواده و از سوی دیگر به‌واسطۀ تربیت قابل حصول می‌باشد.

 

ب) در سبک زندگی و الگوی رفتاری

مجموعه ای از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند که هریک به‌گونه‌ای باعث می‌شوند تا جوان امروزی از ازدواج امتناع کرده و زندگی مجردی را بر مسئولیت‌ها و سختی‌های زندگی متأهلی ترجیح دهد. آنچه در زیر ذکرش می‌گذرد، اشاره‌ایست به آنچه که می‌تواند در عرصۀ مورد بحث مؤثر باشد:

  1. دستیابی به «رفاه اقتصادی» در زندگی شخصی و اجتماعی، امری زمان‌بَر است و مستلزم تلاش بسیار، که به‌دلیل عوامل گوناگون، مسلّماً در ابتدای زندگی مشترک در دسترس نیست و نیازمند تلاش و همراهیِ زوجین برای نیل ِ اندک‌اندک به آنست. اما امروزه به‌دلیل سبک زندگی ای که جوانِ امروزی با آن انس گرفته است، این مؤلفه تبدیل شده است به یکی از ضروریات زندگی که بدون آن، آغاز زندگی مشترک ناممکن می‌نماید! و این امر خود موجب تأخیر در ازدواج با هدف فراهم آمدن رفاه اقتصادی در آغاز زندگی مشترک شده است
  2. بار کمرشکنِ تأمین هزینه های خانواده، در زمان حاضر آنقدر سنگین شده است که هر جوانی را حداقل به وحشت و ترس از این مسئولیت انداخته و تا آخرین فرصت های ممکن از ازدواج منصرف‌شان می‌کند. اما اگر دختر و پسر امروزی در تربیت خانوادگی‌اش با مفاهیم متعالی ای همچون «توکل» ، «عزت نفس» ، «ایمان به وعدۀ الهی» ، «قناعت» ، «ساده زیستی» و… آشنا شده و انس گرفته باشد. به خوبی روشن است که مأنوس شدنِ انسان با این حقایق ملکوتی به گونه ای که بتواند در معیشت خویش از آنها استمداد جوید، یک‌شبه حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند تمرین و تکرار است که جز در محیط خانوادگی قابل حصول نمیباشد.
  3. تأمین نیازهای غریزی و جنسی، یکی از مهمترین انگیزه های ازدواج است که به‌لحاظ ارزش‌شناختی نیز قابل تبیین می‌باشد. اما متأسفانه واقعیت امروز جامعۀ ایرانی به سمتی رفته است که ارضاء این نیاز از مسیرهای غیر ازدواج نیز چندان مشکل نبوده و قابل دستیابی است. آنگاه که برای جوان، تأمین این نیاز بدون تقبّل هزینه‌ها و مسئولیت های تشکیل زندگی مشترک ممکن باشد، چندان انگیزه‌ای برای ازدواج باقی نمی‌ماند و این امر نیز به نوبه خود در افزایش سن ازدواج مؤثر می‌شود. بهترین راه مقابله با این آسیب و ترغیب جوان به ازدواج از این‌جهت، اینست که از درون خودِ انسان نیرویی باشد که مانع کشش به طرف آن مسیرهای نامتعارف باشد؛ نیرویی که در ادبیات دینی از آن تعبیر به «تقوا» می‌شود. با تحقیق در این ویژگی اخلاقی، روشن می‌شود که حصول این نیرو –حتی در پایین‌ترین مرتبه اش- نیازمند تلاش های چندساله است که این امر برای جوان امکان تحقق ندارد مگر اینکه در تربیت خانوادگی‌اش به‌لحاظ نظری و عملی با این نیرو آشنا شده و به آن مسلّح شده باشد.

این نکتۀ مهم نیز ناگفته نماند که تمام آنچه تا اینجا بدان اشارت رفت، تأثیر خانواده در هریک از مؤلفه های مذکور به دو طریق قابل تحقق است: اول به‌واسطۀ تربیت غیرمستقیم؛ که شخصیت و تفکر انسان تحت تأثیر رفتار پدر و مادر در محیط خانواده و فضای حاکم بر خانواده به صورت کاملاً غیرارادی (چه ارادۀ والدین و چه ارادۀ فرزند) شکل می‌گیرد. دوم به‌واسطۀ نظام ارزشی‌ای‌ که در سیر زمان، برای خانواده تعریف می‌گردد و شخصیت و تفکر فرزند نیز با همان نظام ارزشی رشد کرده و پیش می‌رود. و سوم بستری که در فضای خانواده فراهم می‌شود تا در آن بستر، فرزند بتواند به‌کمک مطالعه و… به‌لحاظ فرهنگی و فکری خودش را ارتقاء دهد. براساس مبانی تربیت دینی، این سه مسیر در عرض یکدیگر، طی ۲۱ سال ابتدایی زندگی هر انسانی طی شده و ضمن سه مرحلۀ هفت ساله، شاکلۀ ابتدایی و بنیادین شخصیت انسان را می‌سازند..

 

 

 

مقاله/ نگاهی به ۱۰ آسیب شبکه های اجتماعی/ از سرد شدن روابط زوجین تا دین گریزی جوانان!

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
آسیب های نهان شبکه های اجتماعی

این روزها شبکه های مجازی آنچنان در زندگی آدم ها تنیده شده است که دیگر هیچ راهی برای جداشدنشان نیست، اما آنچه مسلم است این فضا جدای از آن فرصت هایی که می تواند پیش روی ما قرار دهد آسیب های بسیاری نیز دارد.

نویسنده این مقاله به بررسی این آسیب ها به صورت کپسولی – مختصر و مفید – پرداخته است.

در بخش هایی از این مقاله می خوانیم:

« کار به جایی رسیده که عده ای برای انجام برخی امور خود به جای مشورت با خانواده، از کسانی که در شبکه های اجتماعی با آنها در ارتباط هستند، مشاوره می گیرند و باید و نبایدهای زندگیشان را کسانی خارج از محیط خانواده تعیین می کنند و این ها به خودی خود آسیبی بس بزرگ است.»

«فاصله گرفتن از دین و باورهای اعتقادی، چهارمین آسیب این شبکه ها به شمار می رود، بیان حرف ها و سخنانی پیرامون دین اسلام و عقب ماندگی مسلمانان یکی دیگر از حربه ها و ابزارهایی است که در این شبکه ها برای دین گریزی جمعیت جوان و حتی میانسال جامعه به کار می رود تا اعتقاد و باورهای دینی در وجود مردم هرچه بیشتر کمرنگ و محدود شود و از این طریق در سایه جامعه ای دین گریز، هجمه های دشمن به هدف اصابت کند.»

متن کامل مقاله:

صدیقه رمضانی

موضوع: نگاهی به ۱۰ آسیب شبکه های اجتماعی/ مقاله

نگاهی به ۱۰ آسیب شبکه های اجتماعی

وقتی تکنولوژی به زندگی انسان پا گذاشت، شبکه های اجتماعی هم از وایبر و واتساپ تا ایستاگرام و لاین و تلگرام محبوبیت عجیبی در میان مردم پیدا کردند اما این شبکه ها دارای تفاوت های فرهنگی گسترده ای با جامعه ما به لحاظ ساختارهای مذهبی و سنتی حاکم بر آن بوده و مهمترین اثر این تفاوت فرهنگی، دور شدن جوان ها از محیط خانواده است.

اگر بخواهیم به آسیب شبکه های اجتماعی نگاهی موشکافانه داشته باشیم باید از مشکلات متعددی که این شبکه ها برای خانواده های ایرانی دارند، پرده برداریم. شاید بتوان گفت، این شبکه ها دارای تفاوت های فرهنگی گسترده ای با جامعه ما به لحاظ ساختارهای مذهبی و سنتی حاکم بر آن بوده و مهمترین اثر این تفاوت فرهنگی، دور شدن جوان ها از محیط خانواده است.

کانون خانواده به حاشیه رانده شده است

تا سالها پیش محیط خانواده دارای ارزش و عیار بالایی بود اما با ورود وسایل ارتباط جمعی، کانون خانواده به حاشیه رانده شده است و به همان نسبت حس صمیمیت، همدلی، وفاداری و اعتماد متقابل در میان اعضای خانواده کمرنگ شده است به طوری که افراد مدام در محیط منزل گوشی همراه خود را به دست دارند و در حال چت کردن و ارتباط گرفتن با افرادی خارج از محیط خانواده خود هستند. مطابق بررسی های صورت گرفته به علت استفاده بیش از حد افراد از شبکه­ های اجتماعی، سطح ارتباطات عاطفی و گفتگو با اعضای خانواده به کمتر از ۱۵ دقیقه در روز رسیده است.

حتی کار به جایی رسیده که عده ای برای انجام برخی امور خود به جای مشورت با خانواده، از کسانی که در شبکه های اجتماعی با آنها در ارتباط هستند، مشاوره می گیرند و باید و نبایدهای زندگیشان را کسانی خارج از محیط خانواده تعیین می کنند و این ها به خودی خود آسیبی بس بزرگ است.

افزایش طلاق و سرد شدن روابط زوجین با یکدیگر

دومین آسیب این شبکه ها، به افزایش طلاق ها و سرد شدن روابط زوجین با یکدیگر مربوط می شود، مطالعات مرکز Slater and Gordon  که بر روی ۲ هزار فرد متاهل صورت گرفته، نشان می دهد، حدود یک هفتم از این افراد به خاطر روابط و ارتباطات مشکوک و پنهانی که همسر آنان در این شبکه ها دارند، دچار شک و تردید شده و تصمیم به طلاق گرفته اند.

در مطالعات این مرکز اشاره شده که حدود یک چهارم از کاربران شبکه های اجتماعی عنوان کرده اند که این شبکه ها موجب شده تا آنان هفته ای یک بار با همسر خود دعوای شدید انجام داده و دچار اختلاف شوند.

به همین علت است که فعالان و کارشناسان در حوزه خانواده همواره نسبت به استفاده مکرر از شبکه های اجتماعی به زوج های جوان هشدار داده و گفته اند که این امر احتمال افزایش طلاق در میان این افراد را بالا می برد.

پژوهش بنیاد صیانت از نهاد خانواده نشان می دهد که حدود ۱۷ درصد از زوجین در ۳ سال ابتدایی زندگی مشترک خود به علت توسعه فعالیت در شبکه های اجتماعی طلاق گرفته اند.

بی شک وقتی هریک از زوجین با افراد ناآشنا و غریبه از جنس مخالف ارتباط می گیرند، کاهش سطح اعتماد در میان زوجین کاهش می یابد و در نهایت این مسائل منجر به جدایی می شود.

تغییر سبک و گفتمان زندگی ایرانی

تغییر سبک و گفتمان زندگی ایرانی، سومین آسیب شبکه های اجتماعی است، امروزه نحوه سخن گفتن، لباس پوشیدن و ارتباط و تعامل با بزرگترها نشان می دهد که این موارد اکنون برمبنای سبک زندگی ما تعریف نشده بلکه براساس آموزه های شبکه های اجتماعی است که مجموعه ای از رفتارهای آزادانه و خارج از عرف بدون در نظر گرفتن هنجارها و ناهنجارهای جامعه شکل گرفته است.

اکنون ما با رفتارهای ولنگارانه و دوری از حیا و عفت روبرو هستیم و نباید فراموش کنیم که این شبکه ها و فضاها فرهنگ جدیدی را عرضه می کند که با ارزش های اخلاقی و بومی ما تناقض و تفاوتی آشکار دارد. کاربران شبکه های اجتماعی تحت تاثیر ساختارهایی که حاکم بر این فضاهاست، فرهنگی غیرایرانی را فرا می گیرند و حتی از ارزش های اسلامی ایرانی فاصله گرفته و مسئله انحرافات جنسی و اجتماعی در جامعه تقویت می شود. در این شبکه ها پست هایی با مضامین غیراخلاقی و هنجارشکنانه گذاشته می شود و افراد زیادی با تاثیر گرفتن از این فضا به مرور از سنت های فرهنگی خود دور می شوند.

فاصله گرفتن از دین و باورهای اعتقادی

فاصله گرفتن از دین و باورهای اعتقادی، چهارمین آسیب این شبکه ها به شمار می رود، بیان حرف ها و سخنانی پیرامون دین اسلام و عقب ماندگی مسلمانان یکی دیگر از حربه ها و ابزارهایی است که در این شبکه ها برای دین گریزی جمعیت جوان و حتی میانسال جامعه به کار می رود تا اعتقاد و باورهای دینی در وجود مردم هرچه بیشتر کمرنگ و محدود شود و از این طریق در سایه جامعه ای دین گریز، هجمه های دشمن به هدف اصابت کند.

هم اکنون برخی از جوان ها بر مبنای حرف هایی که در این شبکه ها مطرح شده و پست هایی که گذاشته می شود، گرایش و باور خود را نسبت به دین از دست داده و تصور می کنند، لاقیدی و بی دینی مهمترین اصل موفقیت انسان امروز است در حالی که چنین نیست و اهداف سوء این شبکه ها بر بی دینی جوان ها متمرکز شده است زیرا وقتی یک جامعه راه و رسم بی دینی را پیش بگیرد دیگر به هیچ چیز پایبند نخواهد بود و همین امر همچون سمی مهلک ضمن گسترش آسیب های اجتماعی به فروپاشی ساختار خانواده و عدم پیشرفت در همه حوزه ها منجر می شود.

مختل شدن زندگی حقیقی و سیر کردن در دنیای مجازی

مختل شدن زندگی حقیقی و سیر کردن در دنیای مجازی، پنجمین آسیب شبکه های ارتباط جمعی است. وقتی انسان با افرادی مجازی در ارتباط است، گاهی دچار خسران می شود زیرا برخی افراد به خاطر افزایش هیجان در زندگی خویش و یا بیماری روانی با وجود اینکه مرد هستند خود را زن جلوه داده و این اتفاق به شکل بالعکس هم روی می دهد و هنگامی که ارتباط آنان با طرف مقابل افزایش پیدا کرد و حریم های خصوصی برداشته شد از طرف مقابل اخاذی می کنند.

گاه عده ای دراین فضاها هویت شخصی و اجتماعی خود را تغییر داده و به تعبیری دیگر «خودی جدید» از خود به نمایش می گذارند به طوری که به مرور هویت و شخصیت واقعی خود را از دست داده و دچار بی هویتی می شوند. برخی افراد در این فضاها، عکس هایی را برای پروفایل خود می گذارند که با واقعیت آنان مطابقت نداشته و در واقع عکس حقیقی شان نیست.

این افراد با ورود به فضاهای مجازی برای معرفی خود از ابزار دروغ بهره گرفته و به اغفال دیگران می پردازند.

ترویج بی اخلاقی در شبکه های اجتماعی

ترویج بی اخلاقی توسط کسانی که سلامت اخلاقی ندارند، ششمین آسیب شبکه های اجتماعی است.عده ای که دارای سلامت اخلاقی نیستند، با حضور در این شبکه ها هر حرف و سخنی را به راحتی مطرح می کنند. این افراد علاقه شدیدی به شکستن مرزها و چارچوب های اخلاقی داشته و به سرعت از اخلاق و ادب فاصله می گیرند، بدون تردید این مسئله به تدریج در سطح جامعه نیز تعمیم و گسترش پیدا می کند و به طبع آن، ناهنجاری های اخلاقی و بیان حرف های رکیک در اجتماع افزایش می یابد.

افزایش خیانت زنان و مردان متاهل

افزایش خیانت زنان و مردان متاهل به یکدیگر، هفتمین آسیب شبکه های اجتماعی به شمار می رود. محققان ثابت کرده اند که استفاده گسترده از شبکه های اجتماعی به ویژه تکنولوژی های ارتباطی، کیفیت زندگی زناشویی را پایین آورده و میزان خیانت میان زوجین را افزایش داده است. باز بودن روابط در شبکه های اجتماعی و گذاشتن پست های غیر اخلاقی و فیلم های مستهجن ابتدا منجر به طلاق عاطفی زوجین و سپس سبب بروز خیانت می شود.

اعتیاد به شبکه های مجازی

اعتیاد به شبکه های مجازی را می توان به عنوان هشتمین آسیب این فضاها برشمرد. مسئله وابستگی شدید و اعتیاد به این فضاها موجب می شود تا افراد حجم زیادی از وقت خود را در این شبکه ها سپری کرده و از انجام اموری که در طول روز باید آن را انجام دهند، باز بمانند. باتوجه به اینکه شبکه های اجتماعی به افراد فرصتی برای ارائه تصویری از خود خیالی قرار داده بنابراین ترجیح می دهند زمان های زیادی را در این شبکه ها حضور داشته و به آن وابسته باشند و به این وسیله از دنیای واقعی دور باشند، این مسئله به هیچ وجهه خوب نیست زیرا آنان را به موجودات مجازی تبدیل کرده و قدرت برخوردشان را با واقعیت های پیرامون به طرز چشم گیری کاهش می دهد.

میل به تنوع طلبی و کاهش تمایل به ازدواج

میل به تنوع طلبی و کاهش تمایل به ازدواج، نهمین آسیب شبکه های اجتماعی است. گفته می شود یکی از دلایل کاهش تمایل به ازدواج، حضور گسترده در فضاهای مجازی است زیرا افراد در این شبکه ها نیازهای عاطفی و ارتباطی خود را تامین کرده و با افراد زیادی هم صحبت هستند، بی شک برخی مطالب در این شبکه‌ها مروج فساد و بی‌ بند و باری است و این مسائل نیز به طرز چشم گیری میل به ازدواج را در میان کاربران مجرد کاهش می دهد.

شکستن حریم خصوصی

شکستن حریم خصوصی افراد، دهمین آسیب شبکه های اجتماعی است. هم اکنون عده زیادی از افراد به خاطر حس جوگیری و عدم فرهنگسازی نسبت به این شبکه ها، عکس ها و مسائل خصوصی خود را به اشتراک می گذارند و این موارد عوارض و خسارت های فرهنگی و اجتماعی در پی دارد. هم اکنون افراد زیادی عکس های خصوصی خود را با پوشش های متنوع و بعضا نامناسب در شبکه های اجتماعی قرار می دهند و امکان سوء استفاده را برای همه افراد فراهم می سازند.

در حال حاضر بانوان بدون در نظر گرفتن ملاحظات خانوادگی، فرهنگی و اخلاقی به اشتراک گذاری عکس های شخصی و خانوادگی خود اقدام می کنند و در واقع با دست خودشان اسباب شکستن حریم خصوصی شان را مهیا می کنند.

 

 

 

 

بلوغ زیر سایه تلفن همراه

حوزه خبری:
اجتماعی
موضوع پرونده:
دخترانه، از بلوغ تا ازدواج

شبکه های اجتماعی از چند جهت در بحث بلوغ خصوصا بلوغ دختران مورد اهمیت هستند. از یک سو این شبکه ها خود باعث کاهش سن بلوغ شده و از سوی دیگر باعث تغییرات جدی در سبک زندگی شده اند که بیش از همه دختران ِ در سن بلوغ را در گیرخود می کند. نویسنده در این یادداشت به بررسی اثر شبکه های اجتماعی بر سن بلوغ و اثر آن بر شکل گیری شخصیت دختران می پردازد. در بخش هایی از این یادداشت می خوانیم:

« تدبیر خداوند به گونه ای است که انسان به موازات بلوغ عقلی به بلوغ جسمی رسیده و می تواند به کمک نیروی عاقله، نیازهای جسمی و جنسی و ابعاد مربوط به آن را کنترل و مدیریت کند. حال اگر بلوغ جسمی و جنسی با دستکاری های بشری و دخالت های ابزار و محیط زندگی فرد، پیش از بلوغ عقلی اتفاق بیفتد، فرد نمی تواند با استفاده از قوه عاقله به مدیریت خود بپردازد. در واقع به موازات رشد جنسی و جسمی، نیرویی برای کنترل نیازهای مرتبط با بلوغ جنسی فرد در وجودش شکل نگرفته و فرد دچار آسیب می شود. »

« در ادامه می توان به زمینه سازی شبکه های اجتماعی برای شکل گیری روابط عاطفی شدید و به دور از واقعیات عینی در دختران اشاره کرد. از آنجا که به گواه کارشناسان مختلف دختران از احساسات و عواطف قوی تری به نسبت پسران برخوردارند، ورود به روابط عاطفی خارج از چهارچوب مشخص می تواند آسیب های بیشتری را به آنها وارد آورد. وجود بسترهای مناسب رابطه با جنس مخالف در شبکه های اجتماعی، زمینه برقراری ارتباط دختران با جنس مخالف را فراهم می آورد و با توجه به استفاده از گوشی های تلفن همراه و شبکه های اجتماعی در سنین پائین، سن رابطه با جنس مخالف پائین آمده و امکان ایجاد آسیب های عاطفی در دختران بالا می رود. مسائلی همچون نارضایتی دائم از زندگی، وابستگی های شدید عاطفی، مقایسه دنیای واقعی با روابط عاطفی جهان مجازی برخی از مسائل و مشکلاتی است که می‌توان در این خصوص برشمرد.»

متن کامل یادداشت:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حمیده هدایتخواه / دکترای مطالعات زنان

بلوغ زیر سایه تلفن همراه

مقدمه

بلوغ یکی از مهم ترین مراحل رشد انسان است و اهمیت جایگاه آن بر کسی پوشیده نیست. از نظر لغوی بلوغ در فرهنگ فارسی به معنای «رسیدن»، «رسیدن به سن رشد»، «مرد شدن»، «زن شدن» و «رسیدگی و پختگی به حد کمال رسیدن» آمده است. در این مرحله از حیات، تغییرات فیزیکی در کنار تغییرات روحی، روانی و اجتماعی زمینه رشد فرد را فراهم می آورد. از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است نمی توان از ارتباط متقابل او با محیط، اطرافیان و دیگرانی که با او زندگی می کنند و تاثیراتی که از آنها می پذیرد و یا بر آنها ایجاد می کند غافل شد. در گذشته به علت شرایط خاص جامعه و ارتباطات محدود و تعریف شده موجود میان افراد، این تاثیرپذیری و تاثیرگذاری محدود و مشخص بود، اما با ورود به دوران معاصر و سیطره رسانه ها بر زندگی افراد می توان تاثیرپذیری بیشتر فرد از این فضای نوظهور را مورد دقت قرار داد.

این تاثیرپذیری از جایگاه رسانه در زندگی افراد و جامعه امروز نشات می گیرد، آنجا که علی‌رغم جوان بودن، این ابزار نوین ارتباطی توانسته است تمام ساحات زندگی بشر را درگیر خود کرده و از جزئی ترین و شخصی ترین تا کلی ترین و عمومی ترین ابعاد زندگی وی را مورد تاثیر قرار دهد. با ورود شبکه‌های اجتماعی به زندگی بشر و تلفیق آنها با گوشی‌های تلفن‌همراه، این ارتباط و در نتیجه تاثیرپذیری افزایش یافت. طبیعی است که دوران بلوغ که یکی از مهم ترین ادوار زندگی هر فرد است نیز، از این فضا تاثیر بپذیرد.

رسانه ها و بلوغ

تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر افراد را می توان در دو دسته تاثیرات روحی و روانی و تاثیرات اجتماعی (که البته این تاثیرات نیز تا حدودی تحت تاثیر وضعیت روحی فرد نیز قرار دارند) جای داد. اولین تاثیر روحی و روانی شبکه های اجتماعی در رابطه با بلوغ را می توان وقوع بلوغ زودرس در افراد دانست. کارشناسان معتقدند هنگامی که بلوغ و علائم آن همچون عادت ماهیانه در دختران و رویش موهای صورت و تغییر صدا در پسران در سنین پائین شروع شود، فرد دچار بلوغ زودرس می شود. باید گفت تدبیر خداوند به گونه ای است که انسان به موازات بلوغ عقلی به بلوغ جسمی رسیده و می تواند به کمک نیروی عاقله، نیازهای جسمی و جنسی و ابعاد مربوط به آن را کنترل و مدیریت کند. حال اگر بلوغ جسمی و جنسی با دستکاری های بشری و دخالت های ابزار و محیط زندگی فرد، پیش از بلوغ عقلی اتفاق بیفتد، فرد نمی تواند با استفاده از قوه عاقله به مدیریت خود بپردازد. در واقع به موازات رشد جنسی و جسمی، نیرویی برای کنترل نیازهای مرتبط با بلوغ جنسی فرد در وجودش شکل نگرفته و فرد دچار آسیب می شود.

بلوغ زودرس ناشی از فضای مجازی را می توان در رایج بودن عکس ها و فیلم های نامناسب اخلاقی در این فضا جستجو کرد. فیلم ها و تصاویری که توسط کاربران اغلب جوان فضاهای مجاز دست به دست می شوند.

البته با دقتی کوتاه در فضای امروز جامعه می توان با کاربرانی که به سن بلوغ رسیده اند ولی با استفاده مداوم از این پیام ها دچار مشکلات عدیده ای در زندگی خانوادگی خود و حتی در کنترل و مهار امیال فردی خود شده اند، نیز مواجه شد. در ادامه اگر بخواهیم جزئی تر و دقیق‌تر وارد فضای شبکه های مجازی تلفن همراه شویم حتی می توانیم با استیکرهای نامناسب که اشاره های مستقیم و غیر مستقیم به روابط جنسی بین زن و مرد دارند نیز مواجه شویم، که رواج این استیکرها و مواجهه مدام با آنها بر بلوغ جنسی و جسمی افراد تاثیر مستقیم دارد.

در ادامه می توان به زمینه سازی شبکه های اجتماعی برای شکل گیری روابط عاطفی شدید و به دور از واقعیات عینی در دختران اشاره کرد. از آنجا که به گواه کارشناسان مختلف دختران از احساسات و عواطف قوی تری به نسبت پسران برخوردارند، ورود به روابط عاطفی خارج از چهارچوب مشخص می تواند آسیب های بیشتری را به آنها وارد آورد. وجود بسترهای مناسب رابطه با جنس مخالف در شبکه های اجتماعی، زمینه برقراری ارتباط دختران با جنس مخالف را فراهم می آورد و با توجه به استفاده از گوشی های تلفن همراه و شبکه های اجتماعی در سنین پائین، سن رابطه با جنس مخالف پائین آمده و امکان ایجاد آسیب های عاطفی در دختران بالا می رود. مسائلی همچون نارضایتی دائم از زندگی، وابستگی های شدید عاطفی، مقایسه دنیای واقعی با روابط عاطفی جهان مجازی برخی از مسائل و مشکلاتی است که می‌توان در این خصوص برشمرد.

در شرایط فعلی برخی گزارشات از رسیدن سن بلوغ دختران به ۸ سال و پسران به ۱۰ سال خبر می دهند. حال جامعه چگونه می تواند با فردی که از نظر عقلی توان مدیریت قوای جنسی و جسمی خود را ندارد و در عین حال کاربر مدام شبکه های مجازی است رفتار کند؟

در کنار مسائل و مشکلات روحی و روانی می توان به برخی آسیب های اجتماعی که ممکن است برای دختران در سنین پائین به وجود بیاید نیز اشاره کرد. مسائلی از قبیل امکان سوء استفاده شیادان و افرادی که با ورود به این فضا قصد سوء استفاده های مختلف مالی و اجتماعی را دارند.

ورود خانواده ها به امر تربیت جنسی فرزندان و ایجاد بستر مناسب برای آگاهی یافتن از مسائل جنسیتی و جنسی در دختران و پسران و همینطور نظارت بر رفت و آمدهای آنها و مدیریت استفاده آنها از شبکه های مجازی شاید بتواند در شرایط فعلی کمی از گره مسائل را بگشاید.

 

 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

wfn_ads
wfn_ads
wfn_ads
wfn_ads
روزنامه امروز خراسان جنوبی

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور