پیام شهروند

باسلام:از پرسنل دلسوز و زحمتکش اداره مخابرات خراسان جنوبی خواهشمندیم که وضعیت آنتن دهی تلفن همراه ایرانسل وثابت روستایی را ساماندهی کنند. در روستای روشناوند خیلی وضعیت تلفن خراب است لطفااین امر را پیگیری فرمایید.باتشکر

استاندارمحترم سلام.بحران بی آبی درروستای روبیات بیداد میکند،درهفته4الی5روزآب قطع است.جناب اقای استاندارکاش فرمایش جنابعالی را اجرایی میکردندوبرای یک روزهم که شده آب منازل مسؤولین اداره آب راقطع میکردندتامتوجه شوند که بی آبی جگرمردم راخون کرده وآنهامدام وعده های پوچ توخالی میدهند،.

سلام.خداقوت آیا درست یک جوان متاهل درس خونده با مدرک زحمتکش باید بیکار باشه کارگری کنه قسط وام ازدواج بده کرایه خونه بده یارانه معیشتیش قطع باشه به اداره کار مراجعه کنه جوابش این بده خانم پشت میز که دست مانیست رییس جمهور یک حرف زده برا خودش؟ ! آیا درست ما فقط خدا داریم مسئول پیگیری خواهش.

با سلام شهرداری که اینقدر از اراضی موسوی پول می گیرد بگوید روکش آسفالت خیابان های دیگر واجب یا اراضی موسوی که خاکی و بدون حتی جوبه و … با اینکه سالها پیش پول آماده سازی گرفته

جناب آقای استاندار! متاسفانه علی رغم پیام ها و پیگیری های مکرر و عدم پاسخگویی در خصوص تعیین و تکلیف ورودی خیابان سپیده تقاطع محلاتی توسط شهرداری ،انتظار می رود همچنان که روحیه جهادی شما زبانزد هست ،شاهد دستور پیگیری مجدانه جنابعالی باشیم چرا که قریب به 10 سال از این موضوع می گذرد تا کی باید صبر و انتظار داشت؟!

باسلام مسولین اداره آب ازمشکل آب حرف می زنند چرا آب بندامیر به هدرمی رود دریک سد جمع آوری شود با تشکرشهروند بیرجندی

باسلام یکی ازدلایل افزایش کرونا دراین ایام برگزاری امتحانات دانشگاهها است امیدواریم امتحانات دانشگاهها مخصوصا علمی کاربردی غیر حضوری برگزارشود.

سلام می خواستم بگم اگربخاطر کرونا برداشت آب از خیابان نیلوفر وظفر غیربهداشتی وغدغن شده ومدتی است بسته شده آیا مردمی که برای بر داشت آب میرن بند دره اونجا بهداشتی وضد کروناست جواب منطقی نیست باداشتن چندین شیر اونجا احتمال کرونا وجوددارد ولی بنددره بااون همه ازدهام جمعیت
کروناوجودندارد خواهشا منعکس فرمایید
باتشکرازشما

سلام خدمت شهردار سختکوش شهر سربیشه و همکاران محترمشون؛اهالی ساکن در کوچه آزادی14(شهرک منیزیم)از سال1378 که هزینه آماده سازی ساختمان رو پرداخت کردند انتظار آسفالت کوچه رو میکشن لطفا یه نیم نگاهی به اونجا هم بیندازید(گاز کشی و اجرای فاضلاب هم انجام شده)علت خاکی بودنش چیه؟؟

هر جا استاندار جهادی و سخت کوشمان جناب معتمدیان ورود پیدا کردند انجا گلستان شد ضمن خداقوت به ایشان در خواست دارم به موضوع گرانی زمین و مسکن در بیرجند ورود نمایند .

سلام. خواهشی که از روزنامه خراسان امروز دارم این است که از مدیرکل راهداری سوال نمایند که آیا تا بحال با خودرو شخصی خود از جاده خوسف تا سه راهی عرب آباد استفاده کرده است ؟ واقعا” جاده خاکی بهتر از این جاده است.

سلام چرا دانشگاه علوم پزشکی امار روزانه مبتلایان به کرونا را اعلام نمیکنه ؟

جناب آقای استاندار! متاسفانه علی رغم پیام ها و پیگیری های مکرر و عدم پاسخگویی در خصوص تعیین و تکلیف ورودی خیابان سپیده تقاطع محلاتی توسط شهرداری ،انتظار می رود همچنان که روحیه جهادی شما زبانزد هست ،شاهد دستور پیگیری مجدانه جنابعالی باشیم چرا که قریب به 10 سال از این موضوع می گذرد تا کی باید صبر و انتظار داشت؟!

سلام جناب آقای استاندار با سپاس از پیگیری های مجدانه شما لطفا دستور لازم در خصوص رفع مشکل تلفن های ثابت روستای محروم اصقول از توابع سربیشه را صادر فرمایید در مواقع لزوم اکثرا تلفن قطع است ممنون

سلام .آسفالت کوچه امامت 47فرعی های دوم و سوم انتهای سپیده سه ازبهمن پارسال پیگیریم هنوز کوچه خاکی است

یادداشت:وقتی خدا پشت در است!

امروز خراسان جنوبی – زنگویی zangoei@birjandtoday.ir  /در ادبیات همه مردم دنیا باور به خدا وجود دارد. منتهی هرکس به اندازه بضاعت خویش از او درکی دارد و به ادبیاتی از او سخن می گوید. قصه نویس ها هم الهام گرفته از همین نگاه است که دست به قلم می برند و کاغذها را با کلماتی تعلیم دهنده و اثرگذار، ارزش می بخشند مثل همین قصه که نمی دانم از کیست اما در فضای مجازی خواندم که به نظرم ارزش خواندن دارد و ارزش تأمل کردن نیز فراوان. اول قصه را بخوانید؛ ”پیرزنی در خواب خدا را دید. به او گفت: خدایا من خیلی تنهام، مهمان خانه من می شوی؟ خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش می رود. پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله شروع به جارو زدن خانه اش کرد..! رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود رو پخت. سپس نشست و منتظر ماند.چند دقیقه بعد درب خانه به صدا در آمد…
پیرزن با عجله به سمت در رفت و اون رو باز کرد. پیرمرد فقیری بود، پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را محکم بست. نیم ساعت بعد دوباره در خانه به صدا در آمد، پیرزن دوباره با عجله در را باز کرد، این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست که از سرما پناهش دهد.پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت!
نزدیک غروب بار دیگر درب خانه به صدا در آمد، این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیرزن فقیر را دور کرد. شب شد و خدا نیامد…!
پیرزن با یأس به خواب رفت و بار دیگر خدا را دید. پیرزن با ناراحتی گفت: “خدایا، مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی آمد؟ خدا جواب داد: بله، من امروز سه بار به دیدنت آمدم اما تو هربار در را به رویم بستی…!” فکر نمی کنید این قصه برای ما هم آشناست؟ هم از این رو که در گذر ایام بسیار با احوالی چنین مواجه شده ایم و ای بسا که رفتاری چنین هم از ما سر زده است و هم از این رو که در ادبیات دینی ما نیز بسیار تأکید شده است که نیازمندان، عیال خداوند هستند و در قرآن هم خوانده ایم که در اموال ما حقی برای سائل و محروم هست. یعنی ما امانت دار آنانیم و خداوند می خواهد با این امانت داری و امانت رسانی و دست گیری از همنوع، هر دوی ما را تکریم کند و برکت دهد لذا تأکید می شود هیچگاه به دیده حقارت ننگریدشان بلکه بسان فرصتی باید دانست که ما را به مأموریت الهی مان می رساند. در رفتار پیشوایان معصوم هم خوانده ایم که وقتی کالایی به سائل می دادند، دست خویش را می بوسیدند که به انجام تکلیف خدا، تبرک یافته است. توجه داشته باشیم که ما با یاری یکدیگر و تکریم خلق خدا، در حقیقت می توانیم به خدا خدمت کنیم والا خدای صمد و قادر و بی نیاز را چه حاجت به سفره های کوچک ما؟ او – به فضل خویش- ما را در کنار خویش می گیرد وقتی دستی بگیریم و سفره خالی را پر کنیم. بندگان خدا از این راه هاست که به خلیفه الهی می رسند. این راه هم به روی همه ما باز است….

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + پانزده =

wfn_ads
روزنامه امروز خراسان جنوبی

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور