پیام شهروند

باسلام آ یا کسی هست جلوی این اسب افسار گریختیه قیمت ها را بگیرد

اداره راه و شهرسازی نسبت به یکطرفه نمودن جاده کمربندی بیرجند حدفاصل فرودگاه تا ورزشگاه غدیر اقدام فرماید. عرض کم این مسیر و تاریکی جاده با توجه به تردد خودروهای سنگین بسیار خطرناک است.

باعرض سلام خدمت ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با اینکه وضیعت ویروس در استان قرمز است چرا کلاسهای آموزشی و آزمایشگاهها در دانشگاه برگزار میشود

باسلام وضعیت آنتن دهی موبایل در شهرک امام علی (ع) با 1500خانوار بشدت ضعیف است لطفا مسئولین مخابرات رسیدگی کنید

باسلام وعرض خسته نباشید به تمام بزرگوارا روزنامه . به این اقایان که هروز نطق می کنند ماسک ارزان داریم واکسن کرونا رسید پس کجاست اگر برای خودشان است قبول ازاول تاریخ خون مسولین ازمحرومین رنگین تر بودا واگر دروغ است دروغ گناه کبیره است باتشکر

سلام چرا فیبر نوری مسیر نهبندان به شهداد را کسی پیگیری نمی کند که ما احالی روستا های دهسلم و چاهداشی از اینترنت پر سرعت برخوردار بشیم واز شاد بتونیم برای فرزندانمون استفاده کنیم لطفا پیگیری کنید

سلام برای سومین زمستان است که لوله گاز تا اول روستای پیرزنوک امده ولی هنوز اقدامی برای نصب علمک انجام نشده است در زمستان هم نفت نمیدهند که شما گاز دارید

با سلام
اقدام در بازگشایی مدارس و حضور فیزیکی دانش اموزان در مدارس از بززگترین خطاهای مدیریتی دولت یا ریس جمهور یا هر مرجعی است که این تصمیم رو گرفته اند .

دولت یا وزارت اموزش و پرورش یا رئیس جمهور با چه فکر و منطقی مدارس رو حضوی کردند ؟ ؟
حتما باید تعداد زیادی دانش اموز مبتلا بشنوند ?

باسلام ازشهرداری درخواست دارم باکاسبانی که سدمعبرمیکنند برخوردکند سرکوچه نواب صفوی 18جلوبندی سازخودرو باعث سدمعبرمی شود وهرلحظه خدای نکرده شاید اتفاق ناگواری بیفتدلطفا پیگیری فرمایید

سلام
مدتی است که بعد از اجرای بلوار خیابان ملاصدرا ، کار به حال خود رها شده!
لطفا برای تکمیل و رفع نواقص، شهرداری محترم چاره ای بیاندیشد!

شهرداری محترم بیرجند عرض سلام و خدا قوت!
لطفا تکمیل و زیبا سازی بلوار ملاصدرا را در دستور کار خود قرار دهید!

باسلام اداره کل راه و راهداری لطف کنند فبل از انکه اتفاقی برای شهروندان در مسیر انتهای خیابان شهید اوینی به سمت اداره راه بیفتد لا اقل دو طرف خیابان را اسفالت نمایند

سلام : از پارک وسایط نقلیه سنگین در خیابان سپیده ، سپیده 4 به سطوح آمده ایم. از مسوولان پلیس راهور خواهش می کنیم ی فکری برای بردارند. ورودی سپیده 4 به یک پایانه تبدیل شده است. بنده بارها شاهد بوده ام که عوامل گشت پلیس راهور از این خیابان عبور کرده اند و هیچ برخوردی با آنها نکرده اند.

سلام خدمت نماینده شهرستان نهبندان چرا بعد 5 ماه از خدمت جنابعالی هنوز به مشکلات شهرستان رسیدگی نشده مثال جاده ترانزیتی نهبندان به شهداد که هنوز هیچ اقدامی انجام نشده و حدود 2 سال هست که بسته شده ورفت و آمد در ان در جریان نیست وچرا هیچ کس پا سخگو نیست

گزارش / هفته تربیت بدنی؛ فرصتی برای سلامتی و نشاط روح

ورزش به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان تأمین شادابی و سلامت، جسم و روح در زندگی افراد، نقشی اساسی و بنیادی ایفا می‌کند. در ایران نیز به منظور ترغیب همگان به انجام فعالیت‌های ورزشی، هفته‌ای به نام تربیت بدنی و ورزش نامگذاری شده است تا با سرمایه‌گذاری‌های مناسب در این حوزه بتوان پویایی و نشاط اجتماعی را ارتقا بخشید.

بدن تو بر تو حقی دارد. حق آنست که آن را سالم نیرومند و مقاوم در برابر شداید و سختی ها و در کمال نشاط نگهداری. (امام سجاد (ع)). ورزش، حرکتی است تابع اراده. در ورزش تنفس عمیق و پی درپی می آید و هر کس بتواند با اسلوب صحیح و متناسب با اعتدال مزاجش و در وقت و زمان مناسب ورزش کند، از چاره جویی و مداوای بیماری‌های مزاجی که در دنباله آن می آید، بی نیاز می گردد. ورزش در نشاط روح، دخیل است و اینکه این نشاط در شهرنشینان کمتر است به این دلیل می باشد که آنان غالباً در حالت سکون و آرامشند و از ثمرات ورزش بهره مند نمی شوند. بدین دلیل، بیماری های بسیاری در شهرها و بلاد بروز می کند. اینها بخشی از سخنان اندیشمندان بزرگ همچون ابوعلی سینا و ابن خلدون اندیشمند و مورخ بزرگ اسلام در خصوص اهمیت و مزایای ورزش در زندگی انسان است. در راستای این اهمیت در ایران از ۱۳۸۳ خورشیدی، ۲۶ مهر را به عنوان روز تربیت بدنی نامگذاری کردند و برای آنکه جامعه را بیشتر به ورزش ترغیب کنند،  این روز را به هفته تربیت بدنی و ورزش تبدیل کرده اند. هفته تربیت بدنی همه ساله از ۲۶ مهر تا دوم آبان به منظور آشنایی جامعه با اهمیت و اثرات کاربرد ورزش در زندگی فردی و اجتماعی، اشاعه و توسعه و ترویج ورزش در خانه و خانواده و هدایت و ارشاد جامعه به ورزش های همگانی برگزار می شود. لازم به ذکر است، تقریباً تمام روزهای ثبت شده در تقویم برای خود تاریخچه و فلسفه ای دارند اما روز تربیت بدنی استثنائاً هیچ پشتوانه تاریخی ندارد و در این روز هیچ رخداد ورزشی روی نداده است.

 

 

اهمیت ورزش از نگاه ایرانیان باستان

ورزش در نزد ایرانیان از دوران باستان دارای اهمیت بوده است در آثار تاریخ‌نگاران این دوره مانند هردوت، گزنفون و همچنین در روایت‌های شاهنامه آشکارا می‌توان به اهمیت ورزش در نزد مردم ایران پی برد. به‌طور کلی برنامه تربیتی و آموزشی ایرانیان به سه بخش عمده پرورش دینی و اخلاقی، تربیت‌بدنی و آموزش خواندن و نوشتن قابل تقسیم بود. ۲ آموزش نخست از طرف خانواده به فرزندان منتقل می‌شد. سوارکاری و تیراندازی از جمله مهم‌ترین مهارت‌هایی به حساب می‌آمدند که خانواده‌ها به فرزندان خود می‌آموختند.

بنابراین ورزش در زندگی روزمره ایرانی بخشی از نیاز زندگی و بقا به شمار می‌رفت. تعداد دیگری از ورزش‌ها نظیر چوگان‌بازی، کشتی و زوبین اندازی در زمان‌های صلح و به‌عنوان سرگرمی مورد توجه مردم بود. به علاوه همواره حول این قدرت و زورمندی رفتارهایی تحت عنوان آداب پهلوانی، عیاری و فتوت شکل می‌گرفت که مستلزم آن بود که فرد ورزشکار دارای شماری از سجایای اخلاقی برای کمک به افراد ضعیف و ناتوان و همچنین آمادگی برای دفاع از مردم باشد.

مرکز اسناد آستان قدس رضوی ۴۰۰ سند مکتوب و تصویری از فعالیت‌های مرتبط با تربیت بدنی در دوره های مختلف تاریخ در اختیار دارد که گویای اهمیت دادن به ورزش و قهرمان‌پروری در کشور باستانی ایران از سده‌ها قبل تاکنون است. امروزه پیامدهای مثبت ورزش در ابعاد گوناگون اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی باعث گسترش روزافزون ورزش در بیشتر کشورهای جهان شده است. سید عماد حسینی، رئیس مرکز تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی می گوید: تربیت بدنی با هدف سالم سازی و تربیت انسان سالم، شاداب و در نهایت جامعه ای پویا و سالم و عاری از ناهنجاری های جسمی و اخلاقی مهمترین شاخص جهت توسعه جوامع می باشد. امروزه کشورهای دنیا در تلاشند تا با توسعه فعالیت های بدنی و مهیا کردن بستر لازم برای آن، میزان امید به زندگی، ایجاد رفاقت و مودت در جامعه و سلامتی و استحکام بنیان خانواده هارا تضمین نمایند. در این میان کشور ایران که به سرعت به سوی جامعه میانسالی در حرکت می‌باشد به شدت این موضوع را احساس می کند.

اهمیت ورزش در اسلام

مطالعه زندگی و سیره پیامبر(س) و امامان نشان می دهد که آنان به ورزش، تربیت و تقویت بدن خود می پرداختند و در فعالیت هایی از قبیل مسابقه دو، اسب سواری، تیر اندازی و شنا شرکت می کردند. در اسلام به مومنان قوی زیستن و با نشاط بودن و برخوردار شدن از سلامتی تَن توصیه می شود، بنابراین تربیت بدنی باید جزئی از برنامه زندگی و بخشی از مراحل آموزش و پرورش هر مسلمان قرار گیرد.

در فرهنگ اسلام بر چند اصل آن تاکید می شود در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم: نزدیکی به خداوند: ورزش می تواند به انسان مؤمن توانایی و سلامت بهتر و بیشتری بدهد تا از آن برای ادای تکالیف دینی و دستورهای الهی استفاده کند؛ چنان که حضرت علی (ع) نیز از خداوند می خواهد: «اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی؛ پروردگارا! اعضای بدنم را برای خدمت گزاری بر خودت نیرومند ساز!» ۲- تعادل جسم و جان: پهلوانان و ورزش کاران هم باید جسم را تقویت کنند و هم به تهذیب نفس بپردازند که این تعادل، از راه ورزش کردن صورت می پذیرد. ۳- نشاط و انبساط: با ایجاد نشاط، کدورت های درونی و ملالت های بیرونی از بین می رود و روح انسان سبک بال می شود. پیامبر(ص) می فرماید: «سرگرمی و بازی داشته باشید؛ زیرا دوست ندارم در دین شما خشونت و سختی دیده شود. همچنین در اسلام  با توجه به اهمیت سلامت و تندرستی، درخواست سلامت و نیروی بدنی از خداوند، جزء دعای مسلمانان است؛ چنان که در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم: «خداوند! وسعت در روزی… و سلامت در جسم و قوّت و توانایی در بدن را به من ارزانی فرما».

از این رو، ورزش که سهمی بسزا در ایجاد سلامت دارد، عملی پسندیده و مورد نیاز به شمار می آید.

 

 

اهداف تربیت بدنی‌ از دیدگاه تعلیم و تربیت

۱- هدف تکامل جسمی(جسمانی): ارتقای‌توان جسمی از طریق فعالیت های بدنی که به مقاومت در مقابل خستگی، فعالیت بیشتر و تندرستی پایدارتر در زندگی روزمره منجر می شود. مثال: توانایی بازی در یک رشتۀ ورزشی در مدت زمان طولانی(مانند فوتبال ، بسکتبال و …)

۲-هدف تکامل عصبی – عضلانی (جسمانی): توسعۀ توانایی بدن، جهت اجرای حرکات با انرژی کمتر و آمیخته با مهارت حس زیبایی شناسی که‌باعث تأخیر در بروز خستگی در اجرای فعالیت های ورزشی روزانه و آفرینش حرکات ماهرانه می شود. مثال: اجرای یک تکنیک زیبا و ماهرانه در یک رشتۀ ورزشی، مانند حرکت بالانس در ژیمناستیک.

۳- هدف تکامل شناختی: ایجاد دانش و معرفت در خصوص ضرورت نقش تربیت بدنی و ورزش در زندگی انسان و توجه به آثار تربیتی آن به عنوان سبک خوب زندگی کردن. مثال: آگاهی از نقش فعالیت های ورزشی به صورت مستمر در زندگی روزمره یا آگاهی از اهمیت رعایت قوانین و مقررات ویژۀ هر رشتۀ ورزشی.

۴-هدف تکامل عاطفی یا احساسی‌: تکامل احساسی، عاطفی و اجتماعی فرد در سازگاری‌ با جامعه از طریق فعالیت های ورزشی. در این هدف، تأکید بر رعایت قوانین بازی ها بر پایه قوانین زندگی آزاد و دموکراتیک است و به رشد مؤثر عاطفی در طرز برخوردها و ارزش های فرد می انجامد. مثال: احترام به داور، احترام به بازیکنان تیم مقابل و اجرای بازی جوانمردانه در مسابقات ورزشی.

 

از دیگر مزایای ورزش

علاوه بر موارد بالا ورزش بر روی جنبه‌های گوناگون زندگی افراد جامعه تاثیر می گذارد. از جمله مزایای ورزش می توان به این موارد اشاره کرد: با ورزش روح انسان با نشاط تر می شود و احساس شادابی و طراوت می کند. با توجه به گسترش شهرنشینی و توسعه در چند دهه اخیر، شیوه زیست کم تحرک، عامل اصلی بیش از یک سوم مرگ های ناشی از بیماری های قلب، سرطان و دیابت شناخته شده است.

بنابراین، توجه به فعالیت جسمانی و ورزش های سبک، سهم بسیار مهمی در کنترل وزن و کاهش چربی در بدن دارد. فعالیت بدنی سبک و منظم از راه تقویت کارکردهای ایمنی، موجب افزایش نظام ایمنی در بدن می شود و در پیش گیری از سرطان مؤثر است. مطالعات علمی نشان می دهد افسردگی، اضطراب و… در اثر فعالیت جسمانی بهبود می یابد و ورزش به عنوان عاملی حمایتی در درمان بیماران روانی پذیرفته شده است.

از نظر اجتماعی هم باید گفت از آنجایی که انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و انزوا طلبی با ذات او در تضاد است. یکی از بهترین راه های رسیدن به روح جمعی و ایجاد همبستگی عمومی ورزش کردن است … از طرف دیگر ورزش باید در میان همه اقشار جامعه گسترش یابد، چون آثار مستقیم روی پرهیز از بیکاری، از میان بردن کسالت، بالا بردن توانایی های جسمی و روحی و سلامتی دارد. افزون بر آن، ویژگی هایی مانند بزرگواری، شجاعت، استواری و ثبات قدم می تواند از راه ورزش گسترش یابد.

همچنین فرد در صورت لزوم می تواند در دفاع از کشور یا در خدمت به جامعه مؤثر واقع شود. ورزش افزون بر تقویت بنیه فردی، بنیه اجتماعی فرد را نیز تقویت می کند و ویژگی های پسندیده اخلاقی فردی و اجتماعی او از جمله همکاری، افزایش اعتماد به نفس، دست گیری از ناتوانان، گذشت و جوان مردی را بارور می سازد با نگاهی به دیدگاه اندیشمندان بزرگ جهان، درمی یابیم که ورزش و رسیدگی به فعالیت جسمانی، مورد تأکید و تشویق آنان بوده است. امام خمینی(ره) در خصوص اهمیت ورزش و وظیفه ورزشکار فرمودند: ورزشکاران ۲ وظیفه دارند: یک ورزش جسمانی برای قوّه پیدا کردن و قدرت پیدا کردن. وقتی قدرت جسمانی پیدا شد، دفاع از مملکت می توانند بکنند و دیگری هم پرورش روحانی که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود، آن وقت قدرت جسمانی اش مضاعف می شود.

 

 

 

 

واکاوی دلایل موفق نبودن خصوصی‌سازی در ایران

پرونده خصوصی‌سازی در ایران با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بوده و گاهی می‌شنویم بنگاه‌های خصوصی‌شده بار دیگر به بخش دولتی بازگردانده می‌شوند یا به دلایل گوناگونی، کارکنان آنها از شرایط کاری خود رضایت ندارند. حال پرسش اینجاست که چگونه می‌توان خصوصی‌سازی را به فرآیندی موفق که با افزایش بهره‌وری همراه است تبدیل کرد؟

 رئیس جمهوری به تازگی در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، واگذاری سهام دستگاه‌های دولتی را نشان از عزم راسخ دولت برای بهینه‌سازی روند خصوصی‌سازی در کشور برشمرد و اطمینان داد که برنامه عرضه سهام شرکت‌های دولتی در بازار سرمایه ادامه خواهد یافت.

روحانی اظهارداشت: برنامه عرضه سهام شرکت‌های دولتی در بازار سرمایه در راستای چابک‌سازی، اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ و حمایت از بازار سرمایه به‌ ویژه هدایت نقدینگی به سوی اشتغال‌ مولد و در مجموع مردم‌ محور کردن اقتصاد، شفاف‌سازی فعالیت‌های اقتصادی و زدودن فساد از بدنه اقتصاد انجام می‌گیرد.

رئیس جمهوری در عین حال تأکید کرد که رونق، پویایی و فسادزدایی جدی از اقتصاد کشور و ایجاد فرصت برابر برای آحاد مردم از طریق تداوم عرضه سهام بنگاه‌های بزرگ و متوسط باید با یک طرح دقیق انجام گیرد که دولت چنین طرحی را تهیه کرده و با دقت و جدیت در حال اجرای آن است.
روحانی از مصادیق عینی این برنامه را عرضه سهام شرکت‌های بزرگ پتروشیمی، پالایشی، فلزی، بانکی، بیمه‌ ای، خودرویی و زیرمجموعه‌های آنها برشمرد که از طریق عرضه مستقیم و صندوق‌های مالی قابل معامله و سایر روش‌ها تحقق پیدا کرده و این روند ادامه دارد.

خصوصی‌سازی را می‌توان به معنای انتقال فعالیت‌های بخش دولتی به بخش خصوصی دانست. اهداف خصوصی‌سازی می‌توانند با یکدیگر متفاوت باشد، در نتیجه روش‌های انجام این امر نیز متفاوت خواهد بود. در این رابطه می‌توان انواع مختلف روش‌های خصوصی‌سازی را بر مبنای اهداف آنها مورد بررسی قرار داد. در واقع، انتخاب روش مناسب انجام خصوصی‌سازی و واگذاری دارایی‌ها و شرکت‌های دولتی وابسته به عواملی مانند اهداف دولت، نوع صنعت، عوامل اجتماعی و سیاسی و همچنین وضعیت مالی واحدی دارد که قرار است از بخش دولتی به بخش خصوصی واگذار شود.
از جمله روش‌های شناخته شده در بحث خصوصی‌سازی، می‌توان به خصوصی‌سازی همراه با واگذاری مالکیت و همچنین خصوصی‌سازی بدون واگذاری مالکیت اشاره کرد.

زمانی که دولت بخواهد واگذاری به بخش خصوصی را همراه با واگذاری مالکیت انجام دهد، می‌تواند از روش‌هایی مانند فروش دارایی و عرضه سهام استفاده‌ کند. علاوه بر این، تجدید ساختار واحدی که پیش از این مالکیت آن در اختیار بخش دولتی بوده نیز می‌تواند از دیگر روش‌های خصوصی‌سازی با انتقال مالکیت باشد. همچنین سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در بنگاه دولتی می‌تواند آن را به تدریج و با افزایش سهم بخش خصوصی، به یک بنگاه خصوصی تبدیل و از مالکیت دولت خارج کند.
فروش دارایی‌های دولتی از جمله روش‌هایی است که پیش از این در ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته است. اغلب شرکت‌های انتخاب شده در این روش، شرکت‌های کوچک و متوسطی هستند که به دلیل کوچک کردن حجم دولت به بخش خصوصی واگذار می‌شوند. علاوه بر این، شرکت‌های بزرگ نیز با روش فروش قابل واگذاری هستند. این شرکت‌ها اغلب  به دلیل سوءمدیریت در وضعیت مالی مناسبی قرار ندارد و دولت به دنبال واگذار کردن آنها به بخش خصوصی برای افزایش بهره‌وری و سودآوری آنهاست.

در واگذاری‌هایی به این شیوه، دولت‌ها از روش‌هایی مانند مزایده استفاده می‌کنند، اما مساله قابل توجه این است که منافع گروه‌های خاص به ویژه کارگران در چنین واگذاری‌هایی در نظر قرار گیرد. بنابراین دولت‌ها نیاز دارند تا در روش فروش دارایی، به عوامل سیاسی و اجتماعی توجه خاصی داشته باشند.

روش دیگری که در واگذاری و خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی قابل انجام است و از ابتدای سال جاری نیز دولت، واگذاری بخشی از سهام خود در شرکت‌های دولتی را از آن طریق انجام داده، عرضه سهام است. عرضه سهام به روش‌های مختلفی قابل انجام است که فروش سهام به مدیریت و کارکنان همان مجموعه نیز یکی از روش‌های آن است که پیش از این نیز در کشور تجربه شده، با این حال از آنجایی که عرضه بورسی به افزایش بهره‌وری و شفافیت مجموعه واگذار شده نیز کمک می‌کند، دولت این شیوه را در واگذاری‌های اخیر خود انتخاب کرده است.

شیوه دیگری که دولت می‌تواند در آن، بخشی از شرکت‌های خود را واگذار کند، خصوصی بدون واگذاری مالکیت است. در این شیوه مدیریت بنگاه‌های واگذار شده در کوتاه‌مدت و بلندمدت در بخش دولتی باقی خواهند ماند. از آنجایی که چنین بنگاه‌های به فعالیت‌های زیرساختی و استراتژیک کشور مشغول هستند، استمرار مالکیت دولتی آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با این حال دولت می‌تواند با واگذاری بدون انتقال مالکیت، شیوه‌های عملیاتی را در این سازمان‌ها توسط مدیریت بخش خصوصی بهبود داده و بهره‌وری آنها را افزایش دهد.

روش‌های دیگر خصوصی‌سازی بدون انتقال مالکیت شامل انتقال با کوپن و نیز قرارداد است. در چنین شیوه‌هایی خصوصی از طریق کوپن انجام می‌شود، به این صورت که هر کدام از شهروندان به نسبت برابری کوپن یا گواهی سهم را از طرف دولت دریافت می‌کنند. در روش انعقاد قرارداد نیز قراردادی بین دولت و سرمایه‌گذاران بخش خصوصی برای مدت مشخص منعقد می‌شود و مدیریت شرکت در اختیار مدیرانی از بخش خصوصی قرار بگیرد که دارای تجربه‌ مرتبط با زمینه فعالیت شرکت دولتی  هستند.

یکی از مواردی که سبب می‌شود خصوصی‌سازی در کشورها و دولت‌های مختلف نتایج مورد انتظار را برآورده نکند، بی‌توجهی به پیش‌نیازهایی است که فراهم کردن آنها در موفقیت فرآند خصوصی‌سازی اهمیت ویژه‌ای دارد. نتایج پژوهش‌های اقتصادی نشان می‌دهد خصوصی‌سازی‌هایی که در دوره تثبیت اقتصادی انجام شده باشند، عموماً با موفقیت بیشتری همراه هستند.

بنابراین عامل کلیدی موفقیت در واگذاری‌های شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی در ایران را می‌توان تأکید بر سیاست‌های تثیبت از جمله کنترل تورم دانست، زیرا در شرایط تورم بالا و افسار گسیخته، به دلیل نوسانات و همچنین انتظارات تورمی، عملکرد موفق شرکت‌های خصوصی‌سازی‌شده چه در بازار سرمایه و چه در بخش تجاری با تهدیدهای مواجه می‌شود و پس از گذشت دوره‌ای، شرکت‌های خصوصی‌سازی‌شده به دلیل زیانده بودن دوباره به بخش دولتی برگردانده می‌شوند؛ زیرا ناتوانی بخش خصوصی در رقابت با بخش‌های دولتی که از انواع حمایت‌های اقتصادی، مالی و قانونی برخوردار است، موجب خروج آنها از بازار می‌شود. در نتیجه، بهینه‌سازی فرآیندهای خصوصی‌سازی در کشور را می‌توان با استفاده از کنترل متغیرهای کلان و مدیریت آنها و به طور ویژه تورم به سرانجام رساند.

 

 

 

 

چرا آمریکایی‌ها خواستار زندانی شدن ترامپ هستند؟

 طی روزهای گذشته در شهر «هوستون» ایالت تگزاس؛ ایالتی که طرفدار دونالد ترامپ به شمار می رود، معترضان یه سیاست‌های تبعیض و سوءمدیریت کاخ سفید با اضافه کردن کلماتی به یک بنر تبلیغاتی حامی ترامپ، آن را به بنر ضد ترامپ تبدیل کردند که بر روی آن نوشته شده «ترامپ باید به زندان بیفتد».

 اکنون این پرسش از سوی کارشناسان و تحلیلگران مسائل داخلی آمریکا مطرح است که چرا در ایالتی که به نظر هوادار ترامپ است، چنین بنر تبلیغاتی با دست کاری به یک بنر ضد ترامپ تبدیل شده اما پاسخ را می توان در سوء مدیریت، نزدیک به چهار سال گذشته رئیس جمهوری آمریکا دانست.

ناظران سیاسی براین باورند تصمیم گیری و اتخاذ سیاست های جنجال برانگیز ترامپ چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی اکنون در میان جامعه آمریکا ریشه دوانده بطوری که حتی هواداران وی در نظرسنجی هایی روزانه نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری از وی روی برگردانده اند.

حس نهفته نژادپرستی

جامعه آمریکا که اکنون کمتر از یکماه دیگر خود را در آستانه برگزاری انتخابات می بیند، ملتهب از نژادپرستی نظام مند است، اتفاقی که پنجم خرداد با قتل جرج فلوید شهروندسیاهپوست ایالت مینه سوتا به دست پلیس سفید پوست جرقه اعتراض های سراسری در آمریکا زده شد که تا به امروز شهر پورتلند را به کانون این التهاب بدل ساخته است.

 

ابتلا و جان باختن روزانه هزاران نفر به کووید-۱۹

یکی  دیگر از مواردی که کارشناسان و رسانه های آمریکایی اتفاق نظر مشترکی دارند، سوء مدیریت ترامپ در مقابله با ویروس کرونا بوده است که تاکنون بیش از ۸ میلیون نفر در آمریکا به کووید-۱۹ مبتلا و از این تعداد نیز بیش از ۲۲۴هزار نفر جان باخته اند.

ترامپ که در یازدهم مهرماه خود از ابتلا به کووید-۱۹ خبر داده بود، تحلیلگران، رسانه ها و جامعه آمریکا بویژه نحوه درمان وی با دید تردید ابتلا ترامپ به این ویروس نگریسته است.

ترامپ که پس از ابتلا به کووید-۱۹ و اعلام  پزشکان به بهبود وی، در کارزارهای انتخاباتی بدون توصیه نکات بهداشتی از جمله نزدن ماسک ظاهر می شود، جامعه آمریکا باتوجه به شدت گرفتن شیوع و آمار جان باختگان به ویروس کرونا هرچه بیشتر به دیده خشم به وی می نگرند.

سیاستمداران، آمریکا را نا امن می دانند

حضور نزدیک به چهارساله ترامپ در کاخ سفید چنان تاثیراتی در زمینه های مختلف سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد و بسیاری موارد دیگر گذارده که اکنون سیاستمدارانی که به افرادی تندرو در آمریکا شناخته می شوند درباره تصمیماتی که وی اتخاذ کرده هشدار می دهند.

جان بولتون مشاور اخراج شده امنیت ملی کاخ سفیدیکشنبه(۲۷ مهر) در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا (NPR) نسبت به عملکرد ضعیف دولت ترامپ گفت: من فکر نمی‌کنم که امروز آمریکا از چهار سال پیش امن‌تر باشد.

بولتون در ادامه افزود: مشکل این است که هیچ راهبرد مشخصی در دولت ترامپ وجود نداشته است، به طوری که در مجموعه تصمیماتی که گرفته واقعاً از الگویی پیروی نکرده تا ما را در یک دوره زمانی پایدار به سمت موقعیتی قدرتمندتر در سطح بین‌المللی سوق دهد.

نگرانی آمریکایی ها از رفتارهای مستبدانه ترامپ 

نوع برخوردی که ترامپ با بحران هایی که برخاسته از سوءمدیریت وی بویژه در زمینه دو بحران اخیر شیوع کرونا و اعتراض های سراسی عدالتخواهی و علیه نژادپرستی داشته باعث شده تا ده ها هزار نفر از زنان آمریکایی در مخالفت با وی تظاهرات داشته باشند.

زنان مخالف ترامپ که به زنان «مارسم معروف هستند روز شنبه با حضور در خیابان های واشنگتن با دست داشتن بنرهایی تحت عنوان “ترامپ پنس هم اکنون خارج شوید” اعتراض خود نسبت به انتخاب مجدد ترامپ در انتخابات را اعلام کردند.

 

تحلیلگران و رسانه های آمریکایی رفتارهای ترامپ را برخوردی مستبدانه، سرکوبگرانه و بدور از ارزش های دموکراسی در این کشور دانسته و به خوی نهفته نژادپرستانه ترامپ اشاره کرده و این نگرانی درجامعه آمریکا وجود که با انتخاب دوباره ترامپ بعنوان رئیس جمهوری آمریکا ترامپ چهره واقعی خود را در این زمینه نمایان سازد و بی محابا رفتارهای مستبدانه را علیه مردم آمریکا و حتی جامعه جهانی روا دارد.

هشدار دادستان سابق آمریکا 

با انتشار خبر تغییر در بنر ترامپ که معترضان در آن خواستار به زندان افتادن ترامپ شده اند، شبکه خبری سی ان ان گزارش می دهد، چنانچه  روند انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا بر طبق میل ترامپ پیش نرود و وی از کاخ سفید خارج شود، د ادگاههای قانونی مختلفی در انتظار شخص ترامپ خواهد بود.

سی ان ان دراین گزارش نوشت: ترامپ به علت برخورداری از مصونیت رییسجمهوری از دادگاهی شدن برخوردار است اما اگر وی نتیجه انتخابات را ببازد، آنگاه بعنوان یک شهروند عادی باید برای پاسخگویی به اتهامات قانونی آماده باشد.

این رسانه آمریکایی می نویسد: ترامپ بخصوص در زمینه  اتهام فرار مالیاتی  به شدت در مظان اتهام قرار دارد و پس از شکست احتمالی در انتخابات تحقیقات بسیاری از وی بعنوان یک شهروند عادی آمریکایی در انتظار او است.

«هری سندی» (Harry Sandick) دادستان سابق فدرال منهتن نیویورک دراین باره به سی ان ان گفت: در هر زمینه در صورت خروج ترامپ از کاخ سفید، دادستان های فدرال دادگاه های آمریکا را به راحتی قادر خواهد ساخت تا تحقیقات خود را تحت پرونده های مدنی از وی به عمل آورند.

 

 

آغاز یک پایان برای مجرمان سیاسی

آغاز به کار دادگاه‌های رسیدگی به جرایم سیاسی باعث می‌شود تا میان طرح انواع دیدگاه‌های سیاسی با اقداماتی که امنیت عمومی را به خطر می‌اندازد، بتوان تفکیک قائل شد.

«جرم سیاسی» یک از مباحثی است که اگرچه در متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به آن اشاره شده است، اما تعریف عینی و تعیین مصداق‌های آن، مدت زمان زیادی به طول انجامید.

پس از تصویب قانون «جرم سیاسی» در مجلس شورای اسلامی، اولین دادگاه مربوط به «جرم سیاسی» بیستم مهرماه برگزار شد.

مسئله رسیدگی به «جرایم سیاسی» به عنوان جرایمی ویژه و متفاوت از سایر جرم‌ها، موضوعی است که در اصل صد و شصت و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دیده شده است. طبق این اصل، «رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ سیاسی‏ و مطبوعاتی‏ علنی‏ است‏ و با حضور هیأت‏ منصفه‏ در محاکم‏ دادگستری‏ صورت‏ می‏‌گیرد. نحوه‏ انتخاب‏، شرایط، اختیارات‏ هیأت‏ منصفه‏ و تعریف‏ جرم‏ سیاسی‏ را قانون‏ بر اساس‏ موازین‏ اسلامی معین‏ می‏‌کند». این اصل نشان می‌دهد که از دیدگاه قانون‌گذار، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جرم سیاسی یک جرم عادی نیست و جایگاه و موقعیت مجرم سیاسی با سایر مجرمان متفاوت است.

در عین حال و به منظور اجرای این قانون، نیاز بود تا مفهوم «جرم سیاسی» تدقیق شود. تدوین قانونی برای تعریف حدود و ثغور جرم سیاسی تا مجلس نهم به طول انجامید. عدم تصویب قانون برای تعیین ویژگی‌های جرم سیاسی، خلائی را در امر قانون‌گذاری در کشور ایجاد کرده بود که به نظر کارشناسان موجب مشکلاتی جدی شده بود. بطور مثال بسیاری از فعالان سیاسی مدعی بودند که برخی اقدامات آنان نه تخلف امنیتی، که تخلفی سیاسی است و باید تحت اصل یکصد و شصت و هشتم قانون اساسی به صورتی خاص به آن رسیدگی شود.

اگرچه بحث درباره نیاز به تصویب قانون برای رسیدگی به جرایم سیاسی، سال‌ها بود که به یکی از مطالبات فعالان سیاسی تبدیل شده بود، اما در نهایت مجلس شورای اسلامی در دوره نهم خود و در سال ۱۳۹۲، «طرح جرم سیاسی» را اعلام وصول کرد؛ طرحی که از دید کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی بسیار مهم تلقی می‌شد و این کارشناسان در گزارش تخصصی خود درباره طرح مذکور نوشتند: «تصویب این مصوبه یکی از تکالیف قانون اساسی درخصوص ضرورت تعریف جرم سیاسی را محقق می‌نماید و خلا تقنینی حاضر را مرتفع می‌کند».

با این وجود، مذاکرات برای تصویب نهایی این قانون، باز هم به طول انجامید و در نهایت شورای نگهبان در اردیبهشت ۱۳۹۵، موافقت خود را با تصویب این طرح اعلام کرد و رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهوری در خردادماه همان سال، قانون «جرم سیاسی» را جهت اجرا، ابلاغ کرد.

با این حال، تصویب این قانون، روند تدوین و تصویب آیین‌نامه‌های مربوط به آن چهارسال دیگر طول کشید. در نهایت در هفته گذشته و در روز یکشنبه ۲۰ مهرماه، اولین دادگاه مربوط به بررسی یک «جرم سیاسی» برگزار شد.

در قانون «جرم سیاسی»، آمده است که اگر فردی به تخلفاتی همچون «توهین یا افتراء به رؤسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونان رئیس‌جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان و اعضای شورای نگهبان به واسطه مسئولیت آنان»، «توهین به رئیس یا نماینده سیاسی کشور خارجی که در قلمرو جمهوری اسلامی ایران وارد شده است»، «نشر اکاذیب»، «جرائم مندرج در بندهای(د) و (هـ) ماده(۱۶) قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده مصوب ۷/۶/۱۳۶۰» و «جرائم مقرر در قوانین انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا به استثنای مجریان و ناظران انتخابات» دست زده باشد؛ اما این تخلف «با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه زدن به اصل نظام را داشته باشد»، اقدام مذکور، جرم سیاسی محسوب می‌شود.

مجرمان سیاسی از امتیازاتی متفاوت با سایر مجرمان برخوردارند. بطور مثال محل نگهداری در مدت بازداشت و حبس آن‌ها متفاوت از مجرمان عادی خواهد بود، لباس ویژه زندانیان را نخواهند پوشید، از مقررات ناظر به تکرار جرم معافند، نمی‌توان آن‌ها را استرداد کرد، جز در مواردی خاص نیازی به بازداشت آنان تا پیش از برگزاری جلسه دادگاه نیست، در طول مدت حبس می‌توانند از حق ملاقات و مکاتبه با بستگان طبقه اول خود بهره‌مند شوند و حق دسترسی به کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون را هم دارند. همچنین دادگاه‌های ویژه رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیئت منصفه برگزار می‌شود.

این قانون، اقدامی اساسی برای حمایت از افرادی است که تنها به انگیزه اصلاح امور سیاسی کشور و بدون تلاش برای ضربه زدن به نظام سیاسی کشور، مرتکب تخلفی می‌شوند. یکی از مهمترین نتایج برگزاری دادگاه جرایم سیاسی، تفکیک مجرمان سیاسی از مجرمان امنیتی و تروریستی است؛ مسئله‌ای که تا پیش از این ابهاماتی جدی را درباره انگیزه و هدف متهمان ایجاد می‌کرد و بسیاری از افرادی که به عنوان متهمان امنیتی در دادگاه‌ها حاضر می‌شدند، مدعی بودند که اتهام آن‌ها سیاسی است و باید براساس اصل یکصد و شصت و هشت محاکمه شوند.

اکنون این امکان وجود دارد تا محاکم قضائی، مرز میان متهمان سیاسی و متهمان امنیتی را حفظ کرده  و بیش از گذشته حقوق متهمان سیاسی را حفظ کنند. در عین حال بسیاری از متهمان جرایم سیاسی، از فعالان شناخته شده سیاسی و اجتماعی به شمار آمده و شرایط ویژه دادگاه جرایم سیاسی باعث می‌شود تا شان و جایگاه این افراد به رغم طرح شکایات از آنان، حفظ شود.

حضور هیئت منصفه در این دادگاه‌ها گام دیگری برای رسیدگی عادلانه به جرایم سیاسی است و می‌تواند بسیاری از ابهامات را درباره پرونده‌های سیاسی روشن کند. همچنین تشکیل این دادگاه‌ها می‌تواند به شهروندان این اطمینان خاطر را بدهد که رسیدگی به پرونده‌های مشابه، به صورتی متفاوت از پرونده‌های متهمان امنیتی انجام خواهد شد و مرز میان اقدام امنیتی و تخلف سیاسی مشخص خواهد شد؛ مرزی که می‌تواند باعث شود تا افرادی که دلسوز نظامند، بخاطر برخی سخن‌ها و طرح دیدگاهشان با مشکلاتی جدی روبرو نشوند و درهای انتقاد و اصلاح، همواره باز بماند.

 

 

 

 

این بار سرکار استوارها و ستوان‌ها از نیروی انتظامی گفتند

هر ساله در هفته ناجا روسای پلیس های تخصصی از ناجا برای مردم گفتند، اما این بار به سراغ پرسنل ناجا با درجه های پایین رفتیم تا آنها از ناجا برایمان بگویند.

به گزلرش مهر هفته ناجا همیشه با شروع مراسم صبحگاه و رژه پلیس‌های تخصصی و سخنرانی فرمانده نیروی انتظامی آغاز می‌شود و به ترتیب و در طول هفته رؤسای پلیس از رسانه‌های مختلف بازدید می‌کنند و به ارائه عملکرد یک ساله خود می‌پردازند.

در این هفته بیشتر عملکرد پلیس در سالی که گذشت و همچنین اقداماتی که در راستای محقق شدن شعار سال ناجایی انجام شده است مرور می‌شود و کمتر به پرسنل ناجا تریبونی برای ارائه مشکلات و سختی‌هایی که دارند و حتی بیان خاطرات تلخ و شیرینشان داده می‌شود.

به دلیل شیوع کرونا در کشور تمامی برنامه‌های هفته ناجا تحت تأثیر این ویروس منحوس قرار گرفته است و امسال خبری از رژه و صبحگاه و سخنرانی و بازدیدهای پی در پی و … نیست و قرار است رؤسای پلیس با برنامه در برخی از رسانه‌ها حاضر شوند و به ارائه عملکردشان بپردازند؛ امسال خبری از فعالیت‌ها و مانورهای میدانی پلیس نیست و می‌توان گفت که دقیقاً برنامه‌های هفته ناجا آن شور و هیجان سالانه را ندارد.

البته با تدابیری که نیروی انتظامی اندیشیده قرار است پلیس در فضای مجازی فعال‌تر شود و تله فیلم‌ها و فیلم‌هایی هم از صداوسیما پخش شود، همچنین مسابقات مختلف پیامکی هم برگزار می‌شود تا از این طریق بتوان خدمات گسترده نیروی انتظامی را به آحاد مردم نمایش داد.

امسال تصمیم گرفتیم به سراغ درجه‌های پایین ناجایی برویم، همان‌هایی که شاید در همایش‌ها و جلسات نقش سیاهی لشکر را دارند و هیچ وقت گلایه‌ای نداشتند و سر تا سر سال به جای عملکرد آماده کردن برای رسانه به فکر خدمت به هموطنان خود بود. در مطلب پیش رو مصاحبه‌هایی از پرسنل ناجا می‌خوانید که در این مصاحبه از سختی‌های شغلشان، آرزوهایشان، رفقای شهیدشان و … گفتند.

فحش خوردیم، چیزی نگفتیم، خودشان عذرخواهی کردند

در ابتدا به سراغ یکی از دوستان شهید میلاد خسروی که در ماه رمضان در سعادت آباد تهران به شهادت رسید می‌روم، او را چند ماهی هست می‌شناسم و می دانم دنبال اسم و رسم نیست و تلاش می‌کند تا به استان‌های مرزی برود و بتواند آنجا خدمت کند، او که در یکی از کلانتری‌های پایتخت مشغول به خدمت است خودش را اینگونه معرفی می‌کند: «۷ سال است که وارد ناجا شدم، از سختی‌های شغل پلیس همین را بگویم که وقتی سرکار می‌روی دیگر معلوم نیست بتوانی با پای خودت به خانه برگردی یا نه؛ الان مجرد هستم اما هر زمان که بخواهم ازدواج کنم حتماً تمام سختی‌های شغلم را برای همسرم می‌گویم تا اگر مشکلی داشت اصلاً وارد زندگی‌ام نشود، ما وقتی قبول کردیم پلیس شویم یعنی قبول کردیم که برای جامعه خدمت کنیم، ما روز و شب نداریم و انقدری که در محل کار زندگی کردیم در خانه‌هایمان نبودیم، به عنوان مثال در مراسمات عزاداری که مردم به هیأت می‌روند و عزاداری می‌کنند ما باید سر شیفت باشیم و خدمت کنیم.»

او از مهمترین دغدغه زندگی‌اش اینگونه می‌گوید: «از اینکه در درگیری و عملیات‌ها بخواهم جانم را از دست بدهم ترسی ندارم اما مهم‌ترین دغدغه‌ام این است که متهمان و مجرمان بخواهند تعقیبم کنند و محل زندگی ام را پیدا کنند و بخواهند که به خانواده‌ام آسیب بزنند.»

از او می‌خواهم تا از خاطراتش در عملیات‌ها بگویم، کمی فکر می‌کند و با خنده می‌گوید: «در اکثر عملیات‌هایی که در بین مردم حضور داریم به دلیل اینکه مردم عصبانی هستند و از روند زندگی گلایه دارند تا به ما می‌رسند شروع به فحش دادن می‌کنند بعد از چند دقیقه که می‌بینند ما واکنشی نشان ندادیم می آیند و معذرت خواهی می‌کنند، تمامی خاطرات من در رفیق شهیدم خلاصه می‌شود، شهید خسروی همه تفریح و زندگی من بود، ما سال‌ها باهم بودیم و هر جایی که می‌خواستیم برویم با هم بودیم، نبود او، جای خالی او این روزها خیلی اذیتم می‌کند، آرزو دارم تا زودتر به دیدار رفیق شهیدم بروم و از او جا نمانم.»

این سرکار استوار حرف‌های خود را اینگونه تمام می‌کند: «سخت ترین عملیات ما در کلانتری‌ها دستگیری سارقین منازل و رفتن در دل مواد فروشان است چراکه اغلب این افراد مسلح هستند و امکان دارد هر لحظه بخواهند تیراندازی کنند، در نهایت باید بگویم که هرکسی که می‌خواهد وارد نیروی انتظامی شود باید با عشق این کار را قبول کند و بداند که قرار است شب بیداری‌های بسیاری داشته باشد.»

در عملیات دستگیری باند دیوار چین اشهدم را خواندم

به سراغ یکی از مأموران پلیس آگاهی می‌روم و می‌خواهم خودش را معرفی کند، این استوار دوم می‌گوید: «حسین هستم، از ۱۹ سالگی وارد ناجا شدم، مادرم خیلی نگرانم هست چراکه حتی وقتی خانه هستم باید در دسترس باشم و امکان دارد نصف شب بخواهم فوراً آماده شوم و بروم برای دستگیری، البته گلایه‌ای ندارم چون پلیس بودن را دوست دارم و حاضرم جانم را برای شغلم بدهم»

از حسین می‌خواهم تا از مشکلات شغلش برایم بگوید، تاکید می‌کند: «در ابتدا بگویم که هر آدمی نمی‌تواند در شغل ما طاقت بیاورد، حدوداً ماهی ۳ میلیون حقوق می‌گیرم و هیچ خاطره جالب و خنده داری از عملیات‌ها ندارم، چرا محلی که من هستم همش استرس و درگیری با سارقان و اشرار است، اما تا بخواهید خاطره تلخ دارم آن هم خاطرات همکارانم که در عملیات‌ها شهید شدند.»

این استوار دوم یکی از سخت‌ترین عملیات خود را برایم تعریف می‌کند: «سخت‌ترین عملیات دستگیری باند دیوار چین بود، در این عملیات یکی از متهمانی که در حال شناسایی و رد زنی او بودم، بالای سرم آمد و اسلحه را روی پیشانی ام گذاشت، اشهدم را خواندم و برای مردن خودم را آماده کرده بودم که همکارانم رسیدند و جانم را نجات دادند.»

خواستم تا کمی از تفریحات و آرزوهایش بگوید، او گفت: «شاید شعاری باشد اما واقعاً آرزوی شهادت دارم، تفریح خاصی ندارم فقط داخل رینگ می‌روم و سختی‌های روزگار را بر روی کیسه بوکس خالی می‌کنم، دوست دارم به نحوی خدمت کنم که شب اول قبرم جدم بالای سرم بیایید و از عملکردم راضی باشد.»

۵ ساعت در آمبولانس گیر کردم تا خیابان‌ها باز شوند

این بار به سراغ ستوان یکمی می‌روم که در یکی از عملیات‌ها جانباز شده است، این ستوان یکم که نامش محمدرضا است و ۳۹ سال دارد با اعلام اینکه ۱۵ سال است که وارد ناجا شده، می‌گوید: «ج الب است بدانید که همسرم از اینکه پلیس هستم لذت می‌برد و حتی به افراد دیگر فخر هم می‌فروشد اما همیشه از خطرات شغلی یک پلیس می‌ترسد و نگرانم است»

از او می‌خواهم تا از دلایلش برای ورود به ناجا بگوید، او برایم اینگونه می‌گوید: «از روی بیکاری پلیس شدم، آن زمان از وضعیت اشتغال و در آمد این کار اطلاع زیادی نداشتم ولی عشق به خدمت کردن برای مردم و حس شهرت مجابم کرد تا وارد این شغل شوم»

او با خنده‌ای تلخ ادامه می‌دهد: «مردم و حتی برخی از همکاران برای مسائلی که از آن با خبر نیستند خیلی فحش می‌دهند، من همیشه با خنده با آنها برخورد می‌کنم و حتی چندباری هم که در عملیات‌ها از اینکه گفتم آنقدر به من فحش بدهید تا خالی شوید پرونده درست شده است»

این ستوان یکم از حقوقش گفت: «به دلیل اینکه جانباز هستم نسبت به سایر همکاران حقوق بیشتری دریافت می‌کند و می‌توان گفت که حدوداً ماهی ۷ میلیون درآمد دارم، یکی از تلخ‌ترین خاطراتی که یک پلیس دارد زمانی است که به حفا (حفاظت اطلاعات ناجا) می‌رود، یکی از سخت‌ترین عملیات‌هایم هم مربوط به ۲۵ بهمن ۸۹ است، به دلیل اینکه ضایعه‌ای برای دستم در حین عملیات پیش آمده بود از ساعت ۱۶:۳۰ تا ساعت ۲۲ در داخل آمبولانس گرفتار شده بودم اما خیابان‌ها خلوت نمی‌شدند تا بتوانم به بیمارستان برسم»

هرکسی قبول نمی‌کند با یک پلیس ازدواج کند

علی سرکار استوار ۲۳ ساله در جنوب شرقی کشور خدمت می‌کند، در شبکه‌های اجتماعی با او آشنا شدم و از او خواستم تا از شغلش برایم بگوید، در ابتدا به موضوع ازدواج و مشکلاتی که یک پلیس در این زمینه دارد اشاره کرد و گفت: «هر کسی قبول نمی‌کند تا با یک پلیس ازدواج کند، یک بار نامزدی من به خاطر شغلم بهم خورد و آن دختر خانم گفت نمی‌توانم با این حجم از سختی شغلی در کنار تو زندگی کنم، با توجه به اینکه تک فرزند هستم و با وجود اینکه در دانشگاه سراسری مقطع کاردانی در رشته الکترونیک قبول شده بودم اما به دلیل اینکه به شغل انتظامی علاقه داشتم وارد ناجا شدم، در ابتدا خانواده‌ام خیلی موافق ایم موضوع نبودند و حتی یک بار که در دوره راهنمایی می‌خواستم وارد ناجا شوم به دلیل اینکه مرکز آموزش درجه داری بهداری در مشهد بود پدرم موافقت نکرد تا زمانی که در دانشگاه با معدل ۱۸ انصراف دادم و بالاخره وارد ناجا شدم»

او ادامه داد: «همیشه دوست داشتم تا بتوانم روی پای خودم باشم و در جامعه بتوانم حق مظلوم را از ظالم بگیرم و این موضوع دلیل اصلی ورود من به نیروی انتظامی بود، از سختی‌های شغل یک مأمور ناجا هرچه بگوییم کم است اما سخت‌ترین چیزی که با آن مواجه هستیم این است که همکاران و دوستانمان در مرزها جلوی چشممان شهید می‌شوند، کمبود تجهیزات هم همیشه مشکلات زیادی برای ما ایجاد کرده است، به عنوان مثال در مأموریت‌ها می‌شود از لباس و خودروی نظامی برای کشف مواد مخدر و درگیری با خودروهای حامل مواد مخدر استفاده کرد که این امکانات خیلی در اختیار ما نیست، یا می‌شود از نخبگان کمک گرفت تا وزن جلیقه‌های ضدگلوله را کمتر کنند در هر عملیات به جز تجهیزات ما مجبوریم وزن ۱۲ کیلویی این جلیقه‌ها هم تحمل کنیم که راندمان کار را پایین می‌آورد.»

این سرکار استوار از خاطراتش هم برایم گفت: «در برخی از عملیات‌های کشف مواد مخدر به دلیل اینکه در مناطق محلی با آداب و رسوم خاص انجام می‌شود برای اینکه بتوانیم زن و بچه را از محل دور کنیم و آسیبی آنها را تهدید نکند مجبور هستیم تا از بزرگان و ریش سفیدان برای آرام کردن منطقه کمک بگیریم؛ از سخت‌ترین عملیات هم می‌توانم به عملیاتی که اشرار که سه نفر بودند و حدود ۱۰۰ تیر به سمت ما شلیک کردند بگویم، در این عملیات ما سه مجروح و یک شهید دادیم تا بتوانیم این سه نفر را دستگیر کنیم و در پایان هم مثل تمامی همکاران باید بگویم که آرزوی شهادت دارم.»

کد خبر 5050109

درد دل یک معلم؛ ما در تعطیلی به سر می‌بریم!

الان ساعت نزدیک ۳ هست، هنوز نهار نخوردم و همسر و فرزندانم سر سفره خالی چشم انتظار دستپخت من هستند.

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس در مطلبی با عنوان درد یک معلم نوشت: صبح یک ساعت زودتر از شروع کلاس بیدار میشوم و مشغول بارگذاری ویس ها ومحتواهای اموزشی هستم که شب گذشته برای ضبط آنها تا پاسی از شب بیدار بوده ام.

از ساعت ۹ صبح تورنومنت مسلسل وار کلاس هایم شروع میشود بدون حتی چند دقیقه فاصله برای سر کشیدن یک فنجان چای سرد شده، یک تنه پاسخگوی ۴۰ دانش آموزم که بیشترین مهارتشان در سرعت چت کردن و کمترین حواسشان به یادگیری است.

بی وقفه تا ساعت ۳ تایپ می کنم، معمولا چند دقیقه فاصله بین کلاس ها دلم خوش است به اینکه بچه ها را با جملات محبت آمیز بدرقه کلاس بعدی کنم و با یک خداحافظی شیک بدرودشان گویم، بلافاصله و با عجله به کلاس بعدی میروم تا محتوای آموزشی آن را با سرعت لاک پشتی نت و کندی پیام رسان های داخلی بارگزاری کنم ….

حالا تایم رسمی مدرسه تمام شده و قسمت سخت ماجرا تازه شروع می‌شود.

باید پیگیر غیبت هایشان باشم و همچون مبصر مظلومی پاسخگوی جیم شدن های گاه وبیگاه برخی شاگردان شیطون به مدیر و معاون محترم مدرسه ..‌‌‌..

الان ساعت نزدیک ۳ هست، هنوز نهار نخوردم و همسر و فرزندانم سر سفره خالی چشم انتظار دستپخت من هستند.

بعد نهار باید به صدها پیام خصوصی که شامل سوالات و اشکال های بچه هاست پاسخ دهم و سپس تکالیفشان را بررسی و آزمون هایشان را تصحیح کنم و نتیجه را مرتب و لیست شده در گروه ارسال کنم تا جوابگوی نگرانی های اولیا باشد، خدای من …. همه انتظار پاسخ سریع دارند و من فقط یک نفرم ….

ساعت ۷ شب شد و باید شروع به ضبط ویس های تدریس فردا کنم، محتوای آموزشی و سوالات آزمون فردا را آماده میکنم و به این فکر میکنم که این حجم از محتوا را با چه ترفندی در تایم محدود یک کلاس آنلاین مدیریت کنم.

هی صدا ضبط می کنیم، تخته‌ نوشته می فرستیم، word را pdf و pdf را به عکس و عکس را به word تبدیل میکنم. آزمون آنلاین طرح می کنم، پاورپوینت می سازم، فیلم می گیرم و ….

نه میکروفن دارم و نه گوشی خوبی که پشتیبان حجم بالای فیلم ها و محتوای آموزشیم باشد، با کمترین امکانات آن هم نه یک بار، نه دوبار، گاهی، چند بار فیلم میگیرم و صدا ضبط میکنم تا بلکه یکی خوب از آب در بیاید. مبادا مثل ماجرای “آیلاند” دستمایه طنز شود.

چشمانم خیلی میسوزد، از درد چشمانم سرم درد می گیرد، درد کمر و آرتروز گردن امانم رو بریده…..

البته بگویم یکروز یا یک ساعت هم کلاسم را تعطیل نکرده ام مرتب و منظم و با تمام توان راهم را ادامه داده‌ام و می‌دهم ….

گوشی ام سنگین شده و بسختی روشن میشود، وسط کلاس هنگ میکند و خاموش میشود …. باطری اش باد کرده …. نمیدانم چند روز دیگر دوام می آورد.

بیش از یک هفته است که وقت نمیکنم پیامهای دوستان و خویشاوندانم را بخوانم و پاسخ محبتهایشان را بدهم.

وای خدای من …. از همسر و فرزندانم که بکلی غافل شده ام و متهم به بی مهری بی توجهی ام و سر افکنده از صبوری آنها.

اگر بتوانم ناهار یا شام مختصری درست کنم و سر سفره بگذارم خوشحال میشوم چون کار بزرگی کرده ام.

همه اینها یک طرف ….

عده ای از اقوام میگویند “این روزها خوب استراحت میکنید!” راستی خبر امروز را شنیدی؟ اخبار گفت پس از بازگشایی مدارس باید این تعطیلی ها را جبران کنید …

خدایا نجاتم بده …

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − یک =

wfn_ads
روزنامه امروز خراسان جنوبی

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور