پیام شهروند

باسلام واحترام به نماینده ولی فقیه درخصوس حمایت ازکارگران ماکارگران میراث فرهنگی ازفرودین تاالان حقوق وبیمه دریافت نکردیم ازشمادرخواست حمایت داریم

باسلام آ یا کسی هست جلوی این اسب افسار گریختیه قیمت ها را بگیرد

اداره راه و شهرسازی نسبت به یکطرفه نمودن جاده کمربندی بیرجند حدفاصل فرودگاه تا ورزشگاه غدیر اقدام فرماید. عرض کم این مسیر و تاریکی جاده با توجه به تردد خودروهای سنگین بسیار خطرناک است.

باعرض سلام خدمت ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با اینکه وضیعت ویروس در استان قرمز است چرا کلاسهای آموزشی و آزمایشگاهها در دانشگاه برگزار میشود

باسلام وضعیت آنتن دهی موبایل در شهرک امام علی (ع) با 1500خانوار بشدت ضعیف است لطفا مسئولین مخابرات رسیدگی کنید

باسلام وعرض خسته نباشید به تمام بزرگوارا روزنامه . به این اقایان که هروز نطق می کنند ماسک ارزان داریم واکسن کرونا رسید پس کجاست اگر برای خودشان است قبول ازاول تاریخ خون مسولین ازمحرومین رنگین تر بودا واگر دروغ است دروغ گناه کبیره است باتشکر

سلام چرا فیبر نوری مسیر نهبندان به شهداد را کسی پیگیری نمی کند که ما احالی روستا های دهسلم و چاهداشی از اینترنت پر سرعت برخوردار بشیم واز شاد بتونیم برای فرزندانمون استفاده کنیم لطفا پیگیری کنید

سلام برای سومین زمستان است که لوله گاز تا اول روستای پیرزنوک امده ولی هنوز اقدامی برای نصب علمک انجام نشده است در زمستان هم نفت نمیدهند که شما گاز دارید

با سلام
اقدام در بازگشایی مدارس و حضور فیزیکی دانش اموزان در مدارس از بززگترین خطاهای مدیریتی دولت یا ریس جمهور یا هر مرجعی است که این تصمیم رو گرفته اند .

دولت یا وزارت اموزش و پرورش یا رئیس جمهور با چه فکر و منطقی مدارس رو حضوی کردند ؟ ؟
حتما باید تعداد زیادی دانش اموز مبتلا بشنوند ?

باسلام ازشهرداری درخواست دارم باکاسبانی که سدمعبرمیکنند برخوردکند سرکوچه نواب صفوی 18جلوبندی سازخودرو باعث سدمعبرمی شود وهرلحظه خدای نکرده شاید اتفاق ناگواری بیفتدلطفا پیگیری فرمایید

سلام
مدتی است که بعد از اجرای بلوار خیابان ملاصدرا ، کار به حال خود رها شده!
لطفا برای تکمیل و رفع نواقص، شهرداری محترم چاره ای بیاندیشد!

شهرداری محترم بیرجند عرض سلام و خدا قوت!
لطفا تکمیل و زیبا سازی بلوار ملاصدرا را در دستور کار خود قرار دهید!

باسلام اداره کل راه و راهداری لطف کنند فبل از انکه اتفاقی برای شهروندان در مسیر انتهای خیابان شهید اوینی به سمت اداره راه بیفتد لا اقل دو طرف خیابان را اسفالت نمایند

سلام : از پارک وسایط نقلیه سنگین در خیابان سپیده ، سپیده 4 به سطوح آمده ایم. از مسوولان پلیس راهور خواهش می کنیم ی فکری برای بردارند. ورودی سپیده 4 به یک پایانه تبدیل شده است. بنده بارها شاهد بوده ام که عوامل گشت پلیس راهور از این خیابان عبور کرده اند و هیچ برخوردی با آنها نکرده اند.

حوادث / دختر جوان خواستگار سابقش را دزدید!

دختر جوان خواستگار سابقش را دزدید!

مرد جوانی یک سال قبل به مأموران پلیس شکایت کرد و مدعی شد از سوی دو مرد و یک زن جوان دزدیده شده است.

به گزارش شرق ‌ مرد جوان که در بیمارستان بستری بود، گفت: مدتی قبل عاشق دختر جوانی شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. وقتی به خواستگاری رفتیم بحثی بین مادر من و خانواده دختر پیش آمد و باعث شد مراسم خواستگاری به‌هم بخورد و میترا پاسخ منفی به من داد. نتوانستم میترا را فراموش و بدون او زندگی کنم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم سراغ خانواده میترا بروم و با آنها صحبت کنم. به میترا گفتم می‌خواهم با تو ازدواج کنم و موضوع مادرم را هم خودم حل می‌کنم اما قبول نکرد و بعد هم گفت با کسی نامزد کرده است. او راست می‌گفت؛ من دیدم مردی جوان به نام سینا در خانه‌شان نشسته است. برادر میترا هم در خانه بود. من از میترا گله‌مند شدم اما در نهایت کاری از دستم برنمی‌آمد و به خانه برگشتم. حال روحی خوبی نداشتم و بیشتر روز را برای خودم راه می‌رفتم تا اینکه یک روز همین‌طور که داشتم در خیابان قدم می‌زدم، میترا و برادرش و نامزدش سینا من را به زور سوار ماشین کردند و به شدت کتکم زدند.

سهراب در ادامه گفت: من خیلی حالم بد بود و چندروزی در بیمارستان بستری شدم که مدارک آن را هم در پرونده قرار می‌دهم. به همین دلیل هم با تأخیر شکایت کردم.

با شکایت این جوان، میترا، نامزد و برادرش بازداشت شدند. آنها به ضرب و جرح مرد جوان اعتراف کردند اما گفتند ربایشی در کار نبوده است.

میترا گفت: وقتی سهراب به خواستگاری من آمد مادرش آن‌قدر بدرفتاری و توهین کرد که خود سهراب هم متوجه شد چه اتفاقی افتاد و ناراحت شد. او از من عذرخواهی کرد. با توجه به رفتاری که مادرش داشت اینکه ما بخواهیم زندگی مشترک را شروع کنیم، امکان‌پذیر نبود. من به خواستگاری پاسخ منفی دادم و بعد هم با یکی دیگر از خواستگارانم ازدواج کردم اما سهراب ناراحت شد و دوباره سراغ من آمد. او گفت مرا دوست دارد، من هم گفتم با سینا نامزد کرده‌ام و دیگر نمی‌خواهم او را ببینم اما سهراب عصبانی شد؛ او به برادرم و نامزدم حمله کرد و من را هم کتک زد و ما هم برای اینکه او را از خانه بیرون کنیم، مجبور شدیم کتکش بزنیم اما او را ندزدیدیم و این تهمت است.

درحالی‌که سه متهم با قرار وثیقه آزاد شده بودند، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران شعبه 12 ارسال شد. متهمان پای میز محاکمه رفتند و شاکی نیز حاضر شد.

او گفت: قبول دارم مادرم در جلسه خواستگاری رفتار بدی کرد و میترا هم پاسخ منفی داد اما این موضوع دیگر ربطی به اینکه من را بربایند و کتک بزنند نداشت. آنها بی‌دلیل من را دزدیدند و من شکایت دارم. در ادامه متهمان یک به یک در جایگاه قرار گرفتند؛ آنها فقط اتهام ضرب و جرح را قبول کردند و گفتند: این حرف درست نیست. ما سهراب را به خانه نیاوردیم؛ او خودش به خانه ما آمد و وقتی که دید میترا ازدواج کرده است و دیگر ممکن نیست پیش او برگردد، دعوا و درگیری به راه انداخت که چرا این اتفاق افتاده است و ما هم از خودمان دفاع کردیم.

با پایان جلسه دادگاه، قضات برای تصمیم‌گیری در این خصوص وارد شور شدند.

 

 

 

 

کلاهبرداری تحت عنوان موسسه امور خیریه

رئیس کلانتری ۱۲۹ جامی از دستگیری دو نفر که با عنوان مامور موسسه امور خیریه ۱۲۰ فقره کلاهبرداری کرده بودند خبر داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ شمس بیرانوند اظهار کرد: در پی کسب خبری مبنی بر اینکه ۲ نفر تحت عنوان ماموران موسسه خیریه اقدام به گرفتن پول از شهروندان می‌کردند رسیدگی به این موضوع در دستور کار قرار گرفت.

وی افزود: در بررسی‌های بیشتر مشخص شد متهمان هنگام مراجعه ، تعدادی کارت‌ با عکس و مهر امضا شده حامیان تحت پوشش را برای دریافت پول ارائه کرده و با این شگرد اقدام به کلاهبرداری می‌کردند.

رئیس کلانتری ۱۲۹ جامی تصریح کرد: ماموران پس از بررسی و اقدامات فنی موفق شدند روز گذشته هر دو متهم را در یک عملیات ضربتی دستگیر و به کلانتری منتقل کنند.

به گزارش پایگاه خبری پلیس، سرهنگ بیرانوند با اشاره به اینکه متهمان در تحقیقات و بازجویی‌های انجام شده به ۱۲۰ فقره اخاذی و کلاهبرداری اعتراف کرده‌اند خاطرنشان کرد: هر دو متهم اخراجی یک موسسه خیریه در تهران بودهاند که پرونده ای در این زمینه تشکیل و در دست بررسی است.

 

 

 

می‌ترسیم خبر طلاق‌مان، شاخ‌مان را در فضای مجازی بشکند

طلاق مخفیانه شاخ‌های اینستاگرام

ویترین رنگارنگ زندگی‌شان در قاب اینستاگرام هنوز هم پابرجاست. همان ویترینی که تبدیل‌شان کرد به شاخ مجازی. حکم طلاق زن و مرد جوان روز گذشته در دادگاه خانواده صادر شد اما هنوز هم بزرگ‌ترین نگرانی زن جوان این بود که این خبر را چطور به گوش مخاطبانش برساند که دنبال‌کننده‌هایش را از دست ندهد.

به گزارش جام‌جم، در میان بحبوحه افراد حاضر در راهروی دادگاه خانواده تهران که با نگاهی نگران به نقطه‌ای نامعلوم خیره شده‌اند و کسانی که با کلافگی و بی‌حوصلگی در طول راهرو قدم می‌زنند، زن و مرد جوانی ایستاده‌اند که هرازگاهی نگاهی روی صورت آنها خیره می‌ماند. ملیکا و پویا که دقایقی دیگر قرار است با اعلام توافق در شعبه 264 از هم جدا شوند، شهرت کم و بیش خودشان را از شبکه اجتماعی اینستاگرام پیدا کرده‌اند.

زندگی نمایشی

نوبت رسیدگی به پرونده ملیکا و پویا که می‌شود، در سکوت روبه‌روی قاضی می‌نشینند. تمام توافق‌ها برای جدایی انجام شده و پویا می‌گوید که قرار است ماهانه مبلغی به عنوان مهریه همسرش بپردازد و ملیکا می‌گوید که جهیزیه‌اش را از خانه شوهرش برده است.

سردرددل مرد جوان باز شده و می‌گوید: «اینستاگرام زندگی ما را به اینجا کشاند. من دیگر نمی‌توانم برای این‌که پست‌های پیج همسرم زیاد لایک بخورد هزینه‌های گزاف عکاسی بپردازم.»

ملیکا وسط حرف همسرش می‌پرد و می‌گوید: «پویا خودش هم از این‌که پیج ما پربازدید بود لذت می‌برد. مشکل او از وقتی شروع شد که من روی روابط مجازی‌اش حساس شدم. دلم نمی‌خواست هر دقیقه با افراد غریبه چت کند.» پویا بار دیگر رشته کلام را دست گرفته و می‌گوید:«من فروشگاه لوازم خانگی داشتم و مادر ملیکا یکی از مشتریان من بود.سال‌ها بود که این خانواده را می‌شناختم و همین باب آشنایی من و ملیکا شد و به او علاقه پیدا کردم و تصمیم به ازدواج با او گرفتم. همه چیز بین ما خیلی خوب بود تا این‌که دو سال بعد از ازدواجمان یعنی پنج سال قبل همسرم پیج اینستاگرام باز کرد. او هزینه زیادی صرف می‌کرد که عکس‌های جذاب بگیرد و ظرف و وسایل گران‌قیمت برای خانه می‌خرید. راستش اوایل من هم از این‌که می‌دیدم هر‌روز دنبال کننده‌های‌مان بالا می‌رود خوشحال بودم و برایم جذاب بود، اما کار به جایی رسید که زندگی ما تبدیل به یک نمایش شده بود. حتی گاهی با هم جر و بحث می‌کردیم و قهر بودیم اما ملیکا برای این‌که بتواند پست دلخواهش را در اینستاگرام بگذارد با من عکس‌هایی با ژست‌های عاشقانه می‌گرفت و منتشر می‌کرد. بعد از گرفتن عکس باز هم با من بدرفتاری کرده و قهر می‌کردیم؛ حتی کار به جایی رسیده بود که با لباس‌های متنوع در یک سفر عکس می‌گرفت و مدتی بعد آن را به عنوان عکس‌های سفری دیگر منتشر می‌کرد با این‌که همان زمان که همسرم داشت وانمود می‌کرد ما سفر هستیم، ما در خانه بودیم و اغلب با هم حرف نمی‌زدیم.»

تصمیم به جدایی

ملیکا می‌گوید: «به خاطر شهرت پیج من،کم‌کم پیج خود پویا هم دنبال‌کنندگان زیادی پیدا کرد و از این‌که ما می‌توانستیم از طریق تبلیغ در صفحه شخصی‌مان کسب درآمد کنیم راضی بود و خیلی وقت‌ها دل به کار دیگری نمی‌داد و در خانه می‌نشست و با افراد غریبه حرف می‌زد. ما هر روز از هم دورتر می‌شدیم و بالاخره اختلاف‌مان به حدی زیاد شد که به این نتیجه رسیدیم دیگر نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم. حالا دنبال‌کننده‌های ما نمی‌دانند که در آستانه جدایی هستیم و در این مدت گاهی با هم در ماشین عکس گرفته و وانمود کردیم همه چیز بین ما عادی است. نمی دانم چطور باید این موضوع را برای دنبال‌کنندگان صفحه‌ام عنوان کنم.»

در پایان زن و مرد جوان با رای طلاق توافقی صادر شده از سوی قاضی دادگاه یکراست به سمت محضر خانه می‌روند تا طلاق‌شان را ثبت کنند.

فاطمه شیخ علیزاده 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 9 =

wfn_ads
روزنامه امروز خراسان جنوبی

خوش آمدید

ورود

ثبت نام

بازیابی رمز عبور